مقاله

سال ورودی :
  • 1398
  • پایه :
  • پایه 1
  • نویسنده :
  • علیرضا موج کار
  • 12 بازدید

    چکیده :

    * سیاه مشقی از سفر عشق
    * درآمدی بر زندگانی علمی حضرت معصومه (س)
    * درآمدی بر هویت سیاسی طلبه عصر انقلاب اسلامی


     

    فهرست

    فهرست.. ۲

    سیاه مشقی از سفر عشق.. ۳

    قند تو دل همه مون آب شد… ۳

    از ته قلب نیت کرده بودیم که بریم… ۴

    در آمدی بر زندگانی علمی حضرت فاطمه معصومه (س) ۶

    مقدمه. ۶

    حضرت معصومه (س) سرچشمه علم و معرفت الهی.. ۶

    نتیجه. ۸

    منابع. ۸

    درآمدی بر هویت سیاسی طلبه عصر انقلاب اسلامی.. ۹

    مقدمه. ۹

    اهمیت و ضرورت.. ۱۰

    کیفیت و چگونگی حضور. ۱۰

    ابعاد حضور. ۱۱

    منابع. ۱۲

     

     

     

     

     

     

     

    سیاه مشقی از سفر عشق

    آنچه را مشاهده میکنید سیاهه ای است از خاطرات سفری به نام جهاد ولی به کام عشق …

    اردوی جهادی در منطقه مستضعف و محروم الهایی از توابع استان خوزستان …

    قند تو دل همه مون آب شد…

    قرار بود تا حوالی ساعت هفت شب برای شرکت در رزمایش  رزمی – فرهنگی بسیج ، همراه با چند مینی بوس به سمت اهواز حرکت کنیم .

    چند دقیقه قبل از حرکت رضا و اسماعیل گفتند تا زمانی که همه جمع بشوند و حرکت کنیم ، یه چند لقمه غذا بخوریم .به شرط اینکه قبل از حرکت مینیبوس ها داخل قرارگاه باشیم . قبول کردیم و راه افتادیم .

    وقتی رفتیم داخل ساندویچی ، به طور اتفاقی ، صالح و آقا مرتضی رو هم دیدیم که مثل ما برای خوردن غذا آمده بودند . بالاخره پنج نفری دلی از غذا درآوردیم و به سمت قرار گاه حرکت کردیم .

    وقتی به چند متری  قرار گاه رسیدیم ، دیدیم از شلوغی و ازدحامِ در ورودی مقر برای سوار شدن به مینیبوس ها خبری نیست . شستمان خبردار شد که چند دقیقه ای دیر رسیدیم و سایر طلبه ها به سمت اهواز حرکت کرده اند.

    در همین حال و احوال اندوهگین بودیم که ناگهان فرمانده قرار گاه -حاجی فلاطون( که مردم محلی به مضاح افلاطون صداش میزدند )- با تویتا هایلوکس از قرار گاه بیرون آمد.

    سریع خودمان را به ماشین رساندیم . از فرمانده پرسیدیم که کجا میره ؟ گفت : دارم برای رزمایش به اهواز میرم . همین که این جمله از دهان حاجی فلاطون خارج شد ، تو پوست خودمون نمیگنجیدیم .  به حاجی گفتیم که ما جاموندیم و اگه اشکالی نداره همراه شما بیایم . حاجی گفت اشکالی نداره .

    ولی …

    داخل کابین ماشین ، همسر و فرزند شهید تقوی – از فرماندهان جبهه مقاومت در سوریه – که مسئولیت نیرو های جهادی خواهر رو بر عهده داشتند ، بودند  و برای اینکه هم ما هم آنها معذب نباشند ، ما باید عقب ماشین داخل سرمای سوز ناک و استخوان خشک کن اون شب جاده  الهایی – اهواز مینشستیم .

    حاجی وقتی سردی هوا رو دید دلش رحم اومد و گفت برید داخل قرارگاه و چند تا پتو برای خودتون بیارید . مابقی سوار ماشین شدند ومن رفتم  از داخل محل اسکان چهار پنج تا پتو آوردم و سوار شدم .درهمین حین یکی دیگه از جامونده ها یعنی آقای لاهیجی نیز به ماپیوست و جمعا شدیم شش نفر !

    اول حرکت تا یه چند دقیقه ای همه افراد کاملا فنی و حساب شده ، در حال جاگیری بودند و با پتو استتار میکردند . کم کم اوضاع آروم شد و همه مستقر شدند . بین ما شش نفر اسماعیل صدای خوبی داشت و با درخواست سایرین ، مدحی رو از امیر الومنین (ع) خوند و بعدم چند تا شور سینه زنی معروف . جوری که یه حس و حال معنوی خوبی رو بهمون دست داد .

    چند کیلومتری اهواز ناگهان آن طرف جاده چشممون به تابلوی معراج شهدا خورد (از زمان جنگ تا زمان حال شهدای تفحص شده را ابتدا میاورند داخل معراج شهدا و بعد از چند روز ،  منتقل میشوند به سراسر کشور . )

    قند تو دل همه مون آب شد …

    منتها حیف که نمیتونستیم بریم و لاجرم به سمت اهواز حرکت کردیم …

    از ته قلب نیت کرده بودیم که بریم…

    هر جوری بود بالاخره رسدیم به اهواز …

    رفتم تو فکر و با خودم گفتم :اهواز با گذشت ۳۰ سال از جنگ هنوز حال هوای خودش رو از دست نداده …

    حال و هوای جنگ ایران اسلامی و ابر قدرت های استکباری جهان…

    حال و هوای جنگ حق علیه باطل …

    حال هوای اعلامیه ها و سخنرانی های امام ….

    حال و هوای الله اکبر رزمندگان اسلام …

    حال و هوای خرمشهر وشلمچه و هویزه و رود خین …

    حال و هوای بزرگمردانی همچون باکری و چمران و همت …

    حال و هوای کوچک مردان بزرگی چون فهمیده ها که رهبران ۱۳ ساله ایران عزیز شدند …

    حال و هوای رزم و مبارزه فرزندان حضرت روح  الله…

    همین طور با خودم داشتم فکر میکردم که حاجی فلاطون اولین دوربرگردان را دور زد و بعد از چند دقیقه توقف و صحبت با تلفن ، به سمت الهایی شروع به حرکت کرد. برای همه سوال شده بود که چرا حاجی دارد مارا بعد از تحمل این همه سرما برمیگرداند …

    ذهنمون درگیر سوالات و ابهاماتی بود که ناگهان خودمان رو جلوی در معراج شهدا دیدیم …

    داستان امروز عصر مثل برق  از جلوی ذهنم عبور کرد … (بعدازظهر به رضا و اسماعیل گفته بودم تا بریم یه سر معراج شهدا و برگردیم منتها اون وقت هر کاری کردیم نشد که بریم  ولی از ته قلب نیت کرده بودیم که بریم.)

    سریع از ماشین پیاده شدیم .

    حاجی فلاطون گفت :
    وقتی رسیدیم اهواز فهمیدم که رزمایش تموم شده و بقیه طلبه هایی هم که با مینی بوس رفته بودند دارند برمیگردند قرارگاه .همونجا بود دور زدم و و با خودم گفتم حالا که تا اینجا اومدیم دست خالی برنگردیم وحرکت کردم به سمت معراج …

    سه تایی به هم نگاه معنا داری کردیم که معنایش این بود…

    شهدا خودشون ما رو طلبیدند و تا اینجا آوردند …

    بریم سالندویچی …

    از مینی بوس جابمونیم ….

    همراه حاجی فلاطون بشیم …

    بقیه برگردند قرار گاه ولی ما بیایم معراج…

    همون جا باهم از ته قلب گفیتم الحمدلله…

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    درآمدی بر زندگانی علمی حضرت فاطمه معصومه (س)

     

    مقدمه

    در طول تاریخ اسلام ، جایگاه و مقام شامخ علمی ائمه هدی (علیهم السلام ) ، بر کسی پوشیده نبوده و پس از آن در دوره های بعد به اقتضای زمان کرسی هایی برای معرفی گوشه هایی از این جایگاه و مقام وجود داشته است .

    با نظر به تاثیر بی بدیل امامان در ابلاغ معارف علمی و دینی ، امام زادگان نیز سفیران خلف علمی اجداد خود بوده اند و با هجرت به اقصا نقاط جهان ، به نشر معارف اسلامی می پرداختند.

    در این بین دختر بزرگوار موسی بن جعفر (ع) ، حضرت معصومه (س) در مقایسه با سایر امام زادگان  از جایگاه علمی بر جسته ای برخوردار بود .

    این یادداشت در تلاش است تا گوشه ای از شخصیت علمی ایشان را به کمک روایات و نقل های تاریخی بیان کند .

    حضرت معصومه (س) سرچشمه علم و معرفت الهی

    بعد از شهادت امام کاظم (علیه السلام ) فرزند ارجمند ایشان حضرت رضا  (ع) متکفل تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و در اثر همین توجه و عنایت ویژه  به گواه تاریخ هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به سرچشمه ای از علم و معرفت الهی تبدیل شدند . آنچه را که به یقین میتوان گفت این است که بین فرزندان موسی بن جعفر(ع) بعد از علی بن موسی الرضا  (ع) ، حضرت معصومه (س) از جهت علمی و فضائل اخلاقی  والا مقامترین آنها است . این جایگاه ازاسامی و القابی که احادیث و نقل های تاریخ در وصف ایشان بیان کرده هویدا است. همچنین با عنایت به این حقیقت که ارتباط تنگاتنگ و غیر قابل انفکاکی بین رشد در فضایل و مناقب اخلاقی و کسب معارف و علوم الهی است ، میتوان گفت ایشان نیز مانند حضرت زینب (س) ،  عالمه غیر معلمه بوده است .

    آنچه سخن فوق را تایید میکند روایت صالح بن عندرس حلی [۱] است . وی میگوید :« روزی جمعی از شیعیان به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن سوالاتی از ایشان به مدینه منوره مشرف شدند.  چون امام کاظم (ع) در سفر بودند  سوالات خود را به حضرت معصومه (س)  که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود ، تحویل دادند.  فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام شرف حضور یافتند لکن هنوز از سفر برنگشته بودند ؛ چون ناگزیر به بازگشت بودند،  مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدی خدمت امام (ع) برسند غافل از اینکه حضرت معصومه (س) جواب سوال هارا نوشته است . وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند بسیار خوشحال شدند و پس از سپاس گذاری فراوان شهر مدینه را ترک کردند.

    محل رشد، نمو و تربیت آن حضرت خاندانی بود که مخزن اسرار و دانش الهی و منبع علم و معرفت شمرده می‌‏شد. حضور او در کنار پدری مانند امام موسی کاظم(ع) و برادری مانند امام رضا(ع) که از علم لدنی برخوردار بودند ؛  سبب شد که حضرت فاطمه معصومه(س) از نظر علم و آگاهی به مسائل دینی و معارف اسلامی اعم از احکام، اخلاق و… در حد بالایی از رشد علمی برسد ؛  تا آنجا که گاهی در غیاب پدر بزرگوارشان به پرسش‏های دینی و فقهی شیعیان پاسخ می‌‏داد .

    حضرت معصومه (س) در بین محدثان از راویان و ناقلان حدیث می باشند که مورد قبول فرییقین است.[۳] برای اثبات جایگاه علمی آن حضرت نفس نقل حدیث توسط ایشان کافی است؛ وقتی ایشان حدیث نقل می‌کنند یعنی دارای مکتب حدیثی بوده  و محدثه هست. به بیانی دیگر، از نظر علمی به جایی رسیده اند که می‌توانند حدیث نقل کرده و در سلسله سند نقل حدیث قرار بگیرند؛ بنابراین مقام علمی ایشان انکارناپذیر است. .

    در کتب روایی روایاتی از وجود منور ایشان بیان شده که میتوان گفت محور اصلی این احادث ولایت ائمه هدی (ع) است. که در این جا به بیان سه روایت مشهور که این بزرگوار نقل کرده اند میپردازیم :

    1. ابوالخیر شمس الدین محمدبن محمد بن جزری شافعی(م۸۳۳)[۴] سخن حضرت فاطمه دختر پیامبر (س) را آورده است : آیا فرمایش رسول خدا (ص) را در روز غدیر به فراموشی سپرده اید که فرمود :«هرکه من مولای اویم پس علی مولای اوست[۵] »و سخن دیگر رسول خدا (ص) را که فرمود :« تو ای علی نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی[۶] »

    در سند روایت فوق این اشخاص وجود دارند : بکر بن احمد قصری ، فاطمه دختر امام رضا (ع)، فاطمه ( معصومه ) ، زینب و ام کلثوم دختران امام کاظم (ع)، فاطمه دختر امام صادق (ع) ، فاطمه دختر امام باقر (ع) ، فاطمه دختر امام سجاد (ع) ، فاطمه و سکینه دختران امام حسین (ع) ، ام کلثوم دختر فاطمه زهرا (س) و حضرت فاطمه (س) و کسانی که پیش از بکر بن احمد در این سلسله هستند .

    1. در روایت دیگری نظیر روایت فوق از لسان مبارک رسول الله (ص) آمده است :«من کنت مولا فهذا علی مولا[۷]» هرکس من مولا و رهبر او هستم علی رهبر و مولای اوست. در سند این روایت اشخاص ذیل وجود دارند:  فاطمه دختر گرامی امام رضا (ع) ، زینب و ام کلثوم و فاطمه( معصومه) دختران گرامی امام کاظم (ع) ، فاطمه دختر گرامی امام صادق (ع) ،  فاطمه دختر گرامی امام باقر (ع) ، و فاطمه دختر امام سجاد (ع)،  فاطمه و سکینه دختر امام حسین (ع) ،  ام کلثوم دختر گرامی حضرت فاطمه و حضرت فاطمه زهرا  (س)
    2. حدیث دیگری را محمد غماری شافعی در کتاب خویش بدین طریق نقل کرده است : از فاطمه دختر حسین رضوی ، از فاطمه دختر محمد رضوی ، از فاطمه دختر ابراهیم رضوی ، از فاطمه دختر حسن رضوی ، از فاطمه دختر محمد موسوی ، از فاطمه دختر عبدالله علوی ، از فاطمه دختر حسن حسینی ، از فاطمه دختر ابن هاشم حسینی ،  از فاطمه دختر محمد بن احمد بن موسی مبرقع ، از فاطمه دختر احمدبن موسی مبرقع ، از فاطمه دختر موسی مبرقع ، از فاطمه دختر امام رضا (ع) ، از فاطمه دختر امام موسی بن جعفر (ع) ، از فاطمه دختر امام صادق (ع) ، از فاطمه دختر امام باقر(ع) ، از فاطمه دختر امام سجاد (ع) ، از فاطمه دختر امام حسین (ع) ،  از زینب دختر امیرالمومنین (ع) ، از فاطمه دختر رسول خدا (ص)

    در این روایت حضرت فاطمه زهرا (س) به نقل از رسول خدا (ص) می فرماید:« آگاه باشید هر کس با دوستی آل محمد (ص) بمیرد شهید مرده است»[۸]

    روایت مزبور به حدیث فاطمیات مشهور است چون جز یک تن از کسانی که در سلسله آن وجود داردند ، بقیه فاطمه نام دارند.

    نتیجه

    منابع

    1. بارگاه فاطمه معصومه،تجلی گاه فاطمه زهرا ، میر عظیمی ، سید جعفر ، میراث ماندگار ، قم ، چاپ اول ۱۳۸۴ ش
    2. سایت حوزه ، https://hawzah.net/
    3. کریمه اهل بیت ، مهدی پور ، علی اکبر ، نشر حاذق ، قم ، ۱۳۷۳
    4. مقام علمی حضرت معصومه (علیهم السلام ) ، اصغری نژاد، محمد ، فرهنگ کوثر ، بهمن ۱۳۷۹ ، ش۴۷ ، ص ۱۸-۱۹

     

     

     

     

     

    درآمدی بر هویت سیاسی طلبه عصر انقلاب اسلامی

     

    مقدمه

    ایران اسلامی بعد از سال ها تحمل استعمار و استثمار استکبار جهانی ،  هم اکنون در عصر انقلاب اسلامی نفس میکشد. جامعه اسلامی و مسلمین ، بلکه تاریخ بشریت بعد از سال ها انزوای دین و شریعت الهی  ، خون تازه ای را در شاهرگهای خود حس میکند .

    در تحقق،  حفظ و استمرار این انقلاب عزیز ، اقشار مختلف جامعه نقش برجسته و حیاتی را ایفا کرده اند . یکی از اصنافی که در این مهم دارای جایگاهی منحصر به فرد است [۹] طلاب و روحانیونی هستند که معمار کبیر انقلاب اسلامی ، حضرت امام خمینی )رحمه الله علیه( در وصف اینان چنین میفرمایند : « درود بر حاملان امانت وحی و رسالت ،  پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده اند . سلام بر حماسه سازان همیشه جاویدِ روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشتند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب چراغ ساختند»[۱۰]

    بعد از رحلت امام خمینی (ره) ، مقام معظم رهبری (مدظله) به عنوان هدایتگر و هادی جریان انقلاب اسلامی در اقشار مختلف جامعه ، ابعاد هویتی مختلفی را برای طلبه عصر انقلاب مد نظر دارند. ایشان در یکی از بیاناتشان ، هویت اصلی حوزه را معنویت و اخلاق میدانند[۱۱] یا در جایی دیگر میفرمایند :« حوزه، دو هویت دارد که یک هویت، هویت علم و اینهاست. یعنی پرورشگاه علما، فقها بزرگان است که این در جای خودش، هم علم، هم تحقیق، هم پرورش اخلاقی و هم تنوّع لازم دارد؛ )همین تنوّعهایی که گفته میشود ( همه اینها مربوط به آن هویت اوّلی و اصلی حوزه است که پرورشگاه علماست..

    حوزه، هویتی دیگر هم دارد که مخصوص این زمان هم نیست، اما این زمان، بارزتر است و آن هویت سیاسی حوزه است.[۱۲]»

     

    این یادداشت در تلاش است درآمدی را بر هویت سیاسی طلبه عصر انقلاب اسلامی با استفاده از بیانات حکیم فرزانه ،  امام خامنه ای(مدظله) به رشته تحریر درآورد.»

     

     

     

     

    اهمیت و ضرورت

    برای آنکه بتوانیم  معنای مستور در پشت این الفاظ_ هویت سیاسی طلبه عصر انقلاب –  را بهتر فهم کنیم لازم است تا ابتدا برخی واژگان به کار رفته در این ترکیب لفظی را معنا کرده تا سپس معنای ترکیبی آنها را پیداکنیم .

    در لغت هویت را چنین معنا کرده اند : هویت یعنی خصوصیات و ویژگی های ذاتی که باعث تمایز و تفاوت میان افراد میشود. [۱۳]

    سیاسی : اسم منسوب از مصدر سیاست است ، در لغت به معنای سرپرستی و ولایت در امر حکومت و اداره مملکت [۱۴]

    همان طور که گفته شد یکی از ابعاد هویتی حوزه علمیه و طلاب و روحانیون ، بعد سیاسی و اجتماعی او در جامعه است. ایشان در تبیین ضرورت و اهمیت این جایگاه چنین میفرمایند :« حوزه ی علمیه، دو هویت دارد که این دو هویت، باید مورد ملاحظه قرار گیرد. اگر یکی ازاینها ضعیف شود، در واقع، حوزه ی علمیه، دیگر به معنای خاص ما نیست.

    آن دو، یکی هویت علمی است و دیگری هویت اجتماعی. هویت علمی حوزه، این است که …

    وجه دوّم حوزه، وجه اجتماعی است. همانطور که عرض کردیم، حوزه، یک موجود زنده است. این موجود زنده در وضع و نظام کنونی کشور، در هر شرایطی باید حرفی داشته باشد ، و الّا منزوی خواهد شد و انزوا برای حوزه، مرگ است.  باید یک «  لا » و » نعم« ی داشته باشد . فایده ی حوزه این است که در بین مردم باشد، و الّا اگر حوزه ای با همه خصوصیات وکیفیات، وجود داشته باشد، اما دیواری باشد که مردم به آن مراجعه و اعتنا نکنند و از آن خواهش و توقّعی نداشته باشند )علاججویی نکنند و او علاج ندهد( این حوزه، فایده ای ندارد. پس چون باید حوزه در بین مردم باشد، اگر از مردم، منقطع و منزوی شد، این، مرگ معنوی حوزه است. در بین مردم بودن و با مردم مرتبط بودن و حاضربودن در ذهن مردم، به این است که در هر یک از قضایای مهم همیشه یک « لا » و « نعم »ی داشته باشد ولو «نعم » ؛ همیشه لازم نیست آدم «لا» داشته باشد . یک حادثه ی فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی اتفاق میافتد،  بایستی حوزه در اینجا موضعش را مشخّص کند.[۱۵]

    پس ایشان حضور مستمر و به روز طلبه در جامعه را بسیار مهم و حیاتی و غیر از این را مرگ معنوی حوزه علمیه و طلاب علوم دینی میدانند .

    کیفیت و چگونگی حضور

    حال که به ضرورت و اهمیت بعد سیاسی –اجتماعی طلبه آگاه شدیم ، سوال اینجاست که کیفیت حضور طلبه در جامعه میبایست به چه شکلی باشد ؟

    عبارت معروفی است منسوب به شهید مدرس (ره) که میفرمایند :« سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست » مقام معظم رهبری (مدظله) در این باره از حیث ایجابی میفرمایند :« این‌که می‌گوییم سیاست ما عین دیانت است و دیانت ما عین سیاست است، یک طرف قضیه این است که سیاست و بنیان آن باید براساس دین باشد[۱۶]. »  با توجه به تعریف لغوی که از سیاست در ابتدای بحث ارائه شد میتوان اینطور بیان کرد که هر امری که موجب ولایت و سرپرستی بر جامعه و حکومت بر مملکت میباشد میبایست برخواسته از متن دین و شریعت الهی باشد .

    ایشان همچنین از جهت سلبی نیز اینگونه میفرمایند :« معنای دین غیر سیاسی این است که دین بنشیند دائم نصیحت بکند، دائم حرف بزند و قدرتمندان هم هر کار که دلشان میخواهد برخلاف دین و بر ضدّ دین بکنند؛ هر وقت هم که خواستند یک لگدی به سر اینها بزنند[۱۷]»

    به عبارتی دیگر ایشان بستر رشد و تعالی حکومت طاغوت را کاهلی و کم لطفی برخی علمای دین میدانند که با انزوا و گوشه نشینی و منحصر کردن دین در عبادات و معاملات ، از ورود آن به عرصه حکومت و سیاست جلوگیری کرده و همین باعث ایجاد و تقویت حکومت طاغوت میشود ، زیرا هرگاه حق پوشیده شود ، باطل نمایان میشود .

    به نظر میرسد ایشان جایگاه مدنظرشان برای یک طلبه،  جایگاه یک سیاست مدار شجاع و آگاه و آزاده بلکه بالاتر است .  ایشان  در یکی از بیاناتشان اینگونه میفرمایند:« یک روحانی عالی مقام اگر آزاده و آگاه و هوشیار و شجاع باشد، میتواند کاری را بکند که ده نفر سیاستمدارِ شجاعِ آگاهِ آزاده نمیتوانند آن کار را انجام دهند، نقش روحانیت این است.»

    ابعاد حضور

    حال اگر سخن فوق را بپذیریم سوال اینجاست که در ابعاد گسترده سیاست ، کدام بخش هارا طلاب علوم دینی باید تصدی گری کنند ؟

    ایشان در جواب چنین میفرمایند :« جامعه ی روحانیت و حوزه  های علمیه نقش اول را دارند و مسؤولند که اسلام را درست تبیین کنند و هرجا که احتیاج به متصدّیان لایق و مؤمن و عارف و آشنا به رموز اسلامی است؛ آنجا را پُر کنند و مردم را ارشاد و حکومت را نصیحت نمایند و با قدرت معنوی خود،مسیر مشکلات را هموار سازند.»

    بر اساس گزاره های صریح و دقیق فوق ،  شاگردان مکتب امام صادق (علیه اسلام ) که متولیان امر دین در جامعه هستند ، میبایست سیاست مداران و حکام جامعه اسلامی در همه ابعاد باشند و این همانی است که رسالت صنف طلبه را در از سایر اصناف متمایز میکند یعنی  هویت سیاسی طلبه در عصر انقلاب اسلامی.

    طلبه بنویسید سیاست مدار بخوانید …

    تا اینجا بیان شد که طلبه ابعاد هویتی مختلفی دارد که در بیانات مقام معظم رهبری (حفظه الله )  یکی از مهم ترین آنها ، بعد سیاسی و اجتماعی اوست . گفته شد که اهمیت و ضرورت حضور طلاب در جامعه تا جایی است که خلاف این موضوع برابر با مرگ معنوی حوزه علمیه و طلاب است .  همچنین ایشان کیفیت حضور طلبه در عرصه اجتماع را ، سیاست مدارانی خبره در امر حکومت داری در ابعاد وسیع آن  میپندارند.

    در این نوشتارمختصر ،  مجال بیشتری مهیا نیست تا  با استفاده از رهنمود های ایشان مسیر حق و اعتدال را بیش از این بیان کنیم . باشد که انشالله در  مسیر رسیدن به آرمان متعالی انقلاب اسلامی در گام دوم انقلاب یعنی تمدن سازی نوین اسلامی گام هایی محکم و استوار برداریم همان طوری که خداوند رحمان در قرآن حکیم میفرماید :«انّ الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله کانهم بنیان مرصوص [۱۸]»

    منابع

    1. حوزه و روحانیت از منظر رهبر انقلاب ، موسسه فرهنگی حدیث لوح و قلم ، دبیرخانه عالی حوزه های علمیه  ، قم – چاپ اول ۱۳۹۶
    2. دفتر نشر و حفظ آثار حضرت آیت الله عظمی خامنه ای (مدظله)  farsi.khamenei.ir
    3. معجم الوسیط
    4. منشور روحانیت ، خمینی ، سید روح الله ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) ، تهران ، چاپ اول ۱۳۶۹

     

     

     

    [1] (عالم بزرگوار شیعی قرن نهم هـ) . بارگاه فاطمه معصومه،تجلی گاه فاطمه زهرا ، ج ۲ . ص۲۷

    [۲] کریمه اهل بیت ، ص ۶۳ و ۶۴ (با اندکی تصرف )

    [۳] فاطمه بنت الامام موسی بن جعفر ، ص ۵۸ و ۵۷ و اعلام النساء ص ۵۷۷

    [۴]  اسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب ، ص ۴۹-۵۱ (در این کتاب  پاره‌ای از روایاتی  که در شأن و منزلت امیرمومنان (ع) وارد گشته گردآوری شده است و در  این کتاب تنها احادیثی ذکر شده که در مصادر و کتب معروف و با سند های قوی و محکم بیان گردیده است ( امینی ، اسنی المطالب،  ص ۳۲))

    [۵] . « من کنت مولا فهذا علی مولا »

    [۶] . « انت منی بمنزله هارون من موسی»

    [۷] . احقاق الحق ، ج ۶ ، ص ۲۸۲ – به نقل از مسند فاطمه معصومه ،ص ۶۱

    [۸]. «ألا من مات علی حبّ آل محمّد مات شهیداً.» گنجینه دانشمندان ، ج۱ ص ۱۶ و ۱۷

    [۹] نقش علمای دین، نقش کسانی که در راه پرورش ایمان مردم از روش دین استفاده میکنند، یک نقش یگانه است؛ نقش منحصر به فرد است. بیانات در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه ۱۴/۷/۱۳۷۹

    [۱۰] منشور روحانیت ص ۱

    [۱۱] )۲۶/۲/۱۳۸۶ (بیانات در دیدار علما و روحانیون استان خراسان رضوی، ۲۳

    [۱۲] ۲۲/۲/۱۳۷۹ بیانات در دیدار شدرای عالی حوزه علمیه قم، ۲

    [۱۳] حقیقه الشیء أو شخص التی تمیزه عن غیره – معجم الوسیط  ص ۹۹۸

    [۱۴] تولی ریاستهم و قیادتهم – معجم الوسیط –ص ۴۶۲

    [۱۵] ۲۲/۲/۱۳۳۷۹بیانات در دیدار جامعه مدرّسین  حوزه ی علمیه ی قم

    [۱۶]بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری – ۱۳/۱۲/۱۳۸۱

    [۱۷]بیانات در دیدار مردم قم -۱۹/۱۰/۱۳۹۵

    [۱۸]همانا خداوند کسانی را که در راه او صف در صف چونان بنایی ریخته شده از سرب جهاد میکنند دوست دارد .  سوره مبارکه صف ، آیه ۴