مقاله

سال ورودی :
  • 1395
  • پایه :
  • پایه 2
  • نویسنده :
  • سید علی صحفی
  • 13 بازدید

    چکیده :

    در روایتی از معصوم نقل شده است که خداوند هیچ عملی را نمی پذیرد مگر آنکه با معرفت و علم همراه باشد و بنابر روایتی که ‌فرمایدمن عرف نفسه عرف ربه بهترین علوم خودشناسی است چرا که اگر خود را شناختیم به معرفت خدا خواهیم رسید در حقیقت باید ما خود را بیابیم آنگونه که شایسته است در راه شناخت آن.  به پا خیزیم…


    در روایتی از معصوم نقل شده است که خداوند هیچ عملی را نمی پذیرد مگر آنکه با معرفت و علم همراه باشد و بنابر روایتی که ‌فرمایدمن عرف نفسه عرف ربه بهترین علوم خودشناسی است چرا که اگر خود را شناختیم به معرفت خدا خواهیم رسید در حقیقت باید ما خود را بیابیم آنگونه که شایسته است در راه شناخت آن.  به پا خیزیم

    فلاسفه معتقدند عالی ترین نوع علم، علم حضوری است یعنی علمی که بین عالم و معلوم واسطه و فاصله ای نیست وعلم حضوری یعنی یافتن خود شناخت خویشتن است

    دیدار با خداوند

    برای انسان ممکن است که به دیدار خداوند برود و پروردگار خویش را ملاقات کنند همانگونه که حضرت موسی که در قرآن هم آمده است با خداوند ملاقات کرد البته مرگ نیز دیدار خداوند است ولی دیداری است اجباری و ارزشی ندارد بلکه دیداری که اختیاری است ارزشمند است گاهی انسان را می برند و زمانی هم انسان خودش می رود اگر دیدار اجباری باشد خوب و بد را با هم به ملاقات می برند چیزی که مهم است این است که ما خود را برای این دیدار آماده کنیم و برای اینکه آماده تر شویم باید هرچه بیشتر خود را به نفس خویش را بشناسیم چقدر تاسف برانگیز است که فردی بسیار عبادت کند ولی به خاطر عدم شناخت و معرفت از عبادت های خود سودی نبرد آنگاه دیگری که خود را شناخته خوابش هم عبادت باشد

    کلید بندگی

    بهترین علم که شناخت پدیده‌ها را برای انسان میسر می کند خودشناسی است چون نتیجه آن شناخت خداوند و روشن شدن وظیفه است

    در روایتی از امیرالمومنین نقل شده است که می فرمایند خدا بیامرزد کسی را که خود را آماده کنند و برای خانه قبرش مهیا شود و بداند از کجا آمده کجا هست و به کجا میرود

    انسان چگونه موجودی است

    وقتی انسان به خود می نگرد می یابد که بخشی از وجود او حالت جمادی بخشی دیگر صبغه نباتی بخشی رنگ و بوی حیوانی و بخشی دیگر جنبه ملکوتی و ملکی دارد.امیرالمومنین می فرمایند هرچه در موجودات دیگر وجود دارد انسان یک جا دارد بنابراین کمال انسان بستگی به این دارد که در چه مرحله‌ای توقف کند

    مرحله جمادی وجود انسان برخی از انسان ها در حالت جمادی توقف می کنند و در آخرت نیز هیزم آتش جهنم هستند یعنی در آنجا هم کار زغال را انجام میدهند تنها در سطح جمادات می‌مانند و قرآن هم برای چنین افرادی فایده ای ندارد قرآن درباره آنان می فرماید و ما آنچه را برای مومنان مایه ی درمان و رحمت است از سوی خدا نازل می کنیم ولی ستمگران را جز زیان نمی افزاید

    بسیار دیده ام که خداوند به دنبال بهانه‌ای گرچه آن بهانه کوچک باشد بوده تابنده گناهکاری را ببخشد. همانطور که جناب فضیل بن عیاض که از دزدان معروف زمان خود بود به جایی رسید که هارون الرشید در خانه او می آمد و می گفت مرا موعظه کن و او هم در جواب می گفت موعظه وقتی که به گوشی کسی نمی رود چرا وقت خود را بگیرم.

    مرحله نباتی وجود انسان

    مرحله دوم از مراحل وجودی انسان مرحله نباتی که برخی تلاش می‌کنند و یک قدم جلوتر می آیند اما در همین مرحله که مرحله نباتیست متوقف می شوندولی اگر در ظاهر به آنان بنگریم رشد کرده‌اند و خودشان هم گمان می‌کنند چون سنشان بالا رفته بزرگ شده اند اما در واقعیت چنین نیست و در همان سن کودکی باقی مانده اند.

    مرحله حیوانی وجود انسان دیگر مرحله از مراحل وجودی انسان مرحله حیوانی است که انسان تنها از شهوت و غضب خود پیروی می کنند و همین دو هستند که به او فرمان می دهندباطن چنین افرادی اگر ریاست طلب باشند به شکل شیر اگر مال خور باشند به شکل سگ و اگر شهوت پرست باشند به شکل خوک است چنین افرادی کاری را که تنها در راستای شهوت و غضب خودشان است اراده میکنند

    مرحله ملکه وجود انسان مرحله آخر انسانیت انسان شدن است انسان باید بر مدار عقل و شرع و دین عمل کنند اگر اینگونه عمل کردیم انسان کامل ساخته می شود و دست انسان در دست حضرت ولی عصر قرار میگیرد در این مرحله دل بخواهی ها و هوای نفس جایی ندارند و تنها عقل و دین است که به انسان فرمان میدهد و انسان آنرا اراده میکند در واقع کسی که به این مرحله وجود دست یافته است سعی می‌کند تا نظر و گفته خدا و ائمه را بیابد و به آن عمل کند در این مرحله انسان تنها در مقابل خداوند نیازمند است و خود را در مقابل هیچ غیر از خدا نیازمند نمی داندبه این موضوع علم پیدا می کند که دیگران هیچ ندارند هرچه هست از خداست همانطور که در قرآن آمده است مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز ستوده است.

    سقوط به مرحله حیوانی

    ویژگی های حیوانی و نباتی از مراحل دیگر چیزی در خود نمی بینند حیوان بیشتر نخواهند اینگونه افراد فقط در راستای مادیت و حیوانیت می‌اندیشند امیرالمومنین در مورد چنین افرادی می فرمایند چونآن حیوان پرورده ای که تمام همت او علف است چنین افرادی از حیوانات نیز پست ترند زیرا حیوانات دل عقل و درک ندارند با طبیعت آن از آن استفاده نمی کنند ولی انسان این ها را داراست و در صورت دارا بودن از آنها استفاده نمی کنند و خداوند در قران خطاب به پیامبر در مقابل چنین افرادی می فرماید البته تو مردگان را شنوا نمی گردانی منظور از این آیه این است که انسانهایی که به ظاهر زنده و بینا و شنوا اند ولی حق را نمی بینند و نمی شنوند را نمی‌توانی حق راه به آنان تفهیم کنیم و آنان را آگاه کنی . اگر در حکومت اسلامی مسئولان و نمایندگان مردم همتشان فقط در راستای معیشت و توسعه اقتصادی مردم باشد جامعه در سطح حیوانی می ماند و اولویت‌های مردم اولویت های حیوانی می شود اسلام تنها به اقتصاد و معیشت نمی‌اندیشد بلکه برای فکر و روح انسان نیز برنامه دارد هدف اصلی در اسلام سعادت اخروی بشر است نه تنها مادیت و معیشت دنیایی

    مادیت و اقتصاد در اسلام نیز در جایگاه خود دارای اهمیت است ولی هدف اصلی چیز دیگریست وآن سعادت و کمال انسان است.

    تفاوت جنبه حیوانی و ملکی در انسان

    از روح خود در آن دمیدم

    از این آیه می توان دریافت که انسان یک جنبه الهی دارد پس باید آن را بشناسد و به آن دست پیدا کند که چه برنامه و راهکاری برای آن داریم اگر آن را پیدا کردیم و به عمل گرفتیم هی می‌شود غریزه ها نیز در این راستا ابزار خواهند بود یعنی شهوت غضب آدمی الهی می‌شود همه اعمال انسان در راستای رضای الهی خواهند بود آنگونه که امیرالمومنین در جنگ شمشیر می‌زند در جای دیگر برای یتیمان عرب غذا می برد

    در قرآن کریم آمده است آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم آنان کسانی اند که تلاششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خودمی پندارند که کار خوب انجام میدهند چنین افرادی همه سرمایه خود را از دست داده اند انسان در واقع فعل و مخلوق خداوند است ساخته و پرداخته دست اوست انسان جز وابستگی به خدا هیچ ندارد اگر خداوند یک لحظه عنایت نکند چیزی نمی ماند اگر من خدا را نشناسم خدا را نیز نخواهد شناخت و اگر خود را بشناسم فعل او را نیز خواهم شناخت

    انسان فقیر،خدای غنی

    فهم دو نکته همه مشکلات را حل خواهد کرد فقر عالم هستی و مالکیت خداوند به تنهایی در قرآن آمده است و عزت از آن خدا و رسولش و مومنان است

    اگر انسان توجه به این نکته داشته باشد دیگر دست نیاز جلوی کسی دراز نمی‌کند مگر در مقابل خداوند چرا که خیر دنیا و آخرت به دست خداست اگر شما انسان های الهی را دیده باشید مانند امام خمینی در میابید این بیان و زبان و دل و نوای آنها جز با ارتباط با خداوند نمی تواند حاصل شده باشد

    امام حسین فانی فی الله

    ما باید همه چیز را کنار بگذاریم و فقط به کسی دل ببندیم او همه چیز است امام حسین از همه چیز خود برای خدا گذشت هیچ چیزی برای خود باقی نگذاشت به حضرت گفتند اگر بروی مال دوست زن و بچه و جانت را از دست می دهی فرمود می دانم ولی با کسی معامله کرده‌ام که ارزش اینها را دارد

    چقدر خوب است که انسان دارای اموال خود را نیز از خود ندارند همه اموال خود را برای جهاد در راه خدا بداند

    گونه های رفتاری انسان

    مناسب است بعد از شناخت مراحل تکاملی انسان به انواع افعال نیز توجه کنیم و آنها را بیشتر بشناسیم در میان ابعاد انسانی برخی انعکاسی برخی غریزی و برخی ارادی هستند

    افعال انعکاسی

    گاه پرتاب چیزی به سمت صورتمان پریدن زانو به هنگام چکش زدن به آن از نمونه‌های ابعاد انعکاسی انسان هستند فرمان حرکت آنها پیش از آنکه از مغز و شود از نخاع صادر می شود از همین‌رو هیچگونه اراده و اختیاری در آن نداریم و خداوند نیز افعال انعکاسی را مورد بازخواست قرار نمی‌دهد

    افعال غریزی برخی افعال ما مانند در حال حیوانات غریزی است و غریزه حیوانی به آنها سمت و سو می دهد اینکه عده‌ای به زیبایی و استعداد و حافظه خود می نازند اشتباه می‌کنند این نرم افزار از آن خداست و اینکه می‌گویند دارندگی و برازندگی درست است اما برای خدا درست است نه برای انسان گاه انسان به همین ها افتخار می کند در حالی که هیچ یک از این ها مورد بازخواست قرار نمی گیرد همانطور که امام صادق می فرمایند افعال انعکاسی لم ندارند.

    افعال اختیاری

    در میان افعال انسان بعضی از افعال با اراده و انتخاب او به فعلیت می‌رسد و همین ها هستند که مورد بازخواست خداوند قرار می‌گیرند. آنچه که بحث ما به آن تعلق میگیرد همین افعال اختیاری است با شخصیت انسانی هم ساخته و پرداخته همین افعال است اعمال اختیاری انسان که سرنوشت انسان را مشخص می‌کنند که به کمال برسد یا از چهارپایان نیز پست تر شودنژاد و محل تولد به خودسازی و خودشناسی و ارزش انسان ربطی ندارد بلکه اراده و اختیار است که باعث ساختن ارزش انسانی می شود و اراده حرکت سازنده شخصیت اوست

    نفی تبعیض نژادی

    امروزه یکی از چیزهایی که باعث جنگ میان اقوام مختلف می شود مسئله نژاد وتفاوت نژاد است در حالیکه  انسانیت به نژاد نیست بلکه همانطور که گفته شد به  اراده و همت است برای ارزش فرد باید دید که تا چه اندازه خود را ساخته است نه اینکه از چه نژاد و چه تباری استهمانطور که پیامبر اکرم فرمودند گرامی ترین و بهترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست هیچ عربی بر عجم برتری ندارد مگر به واسطه تقوا

    زبان مشترک انسانها

    در داستان هایی که از ائمه معصومین نقل شده است می توان فهمید که کرامتهای ایشان به شیعیان اختصاص ندارد در موارد بسیاری دیده شده زائری ایتالیایی که مسلمان است ارتباطی با اسلام داشته زیارت امام رضا آمده و حاجت خود را گرفته ما رفته است از چنین مواردی می توان و همه که اختلاف زبان و نژاد و غیره علت ارتباط نیست بلکه همین که عارف به مقام و جایگاه امام شد مقرب می شود

    امروز زنده ام به ولای تو یا علی              فردا به روح پاک ما گواه باش

    قبر امام هشتم سلطان دین رضا         از جان ببوس بر در آن بارگاه باش

    انسان و سعادت

    گفتیم که اعمالی که اختیاری اند بار ارزشی دارند و مورد ارزیابی واقع می‌شود همین امور هستند که شخصیت انسانی را می‌سازند و موجبات سعادت و شقاوت را فراهم می کند

    انسان استعداد بی نهایت

    خداوند به همه انسان ها استعداد ملک شدن و یا حیوان شدن را داده است یعنی همه شرایط و قوه های حیوانات در انسان وجود دارد همانطور که در قرآن آمده است ما انسان را به بهترین شکل خلق کردیم سپس او را به پایین ترین مکان برگرداندیم

    کمال انسان با دیگر موجودات بسیار تفاوت می کنند کمال برای دیگر موجودات مساله گیاهان تا حدی است و دیگر از آن به بعد بیشتر نمی شود ولی انسان به جایی می رسد که مورد سجده ملائکه قرار می گیرد

    گاهی انسان شیطانی را سجده می‌کند که حتی فرمان خدا را اطاعت نکرد و به انسان سجده نکردو با او مخالفت کرد

    دوستی جاه و حب ریاست

    امام رضا علیه السلام می فرمایند هرکس برای خودش به دنبال ریاست باشد الان می شود چرا که ریاست فقط برای اهل آن است

    انسان در دوران بلوغ دچار بحران شهرت می شود شهرت و جاه طلبی از دوران نوجوانی در انسان وجود دارد پیامبر اکرم می فرمایند هر که جامه به پوشد در آن جامه تکبر نماید خود را از کنار در آتش جهنم فرو برد و او قرین قارون در دوزخ خواهد بود

    در روایت دیگری آمده هرکس از رویکرد بر روی زمین راه برابر زمین و هر آنچه در زیر زمین و بر روی زمین قرار دارد او را خواهد نمود

    اینگونه نیست که وقتی صحبت از ریاست طلبی شود منظور آنجایی باشد که انسان هرگز به آن دست نمی یابد هرکس به اندازه خود دچار این گرفتاری است و خداوند هم او را در اندازه خودش امتحان میکند

    میزان و راهنمای سعادت

    با توجه به آنچه گفته شد می‌توان دریافت که برای سعادت و رسیدن به کمال انسانی دو میزان به یک راه بیشتر نداریم نقل و در آن به میزان هستند که برای عادت لازم است و در دسترس همگام است که مقداری از مسائل به وسیله ی شرع و برخی دیگر به وسیله عقل بیان شده‌اند

    قانونگذار سعادت فقط خداوند است دیدگاه قرآنی و با توجه به این مطلب معتقد به دموکراسی نیستیم و از این رو ما نیازمند به وحی پیامبران و راهنمایی ها و تفسیرهای احکام ائمه اطهار هستیم

    تنها راهی که برای نجات انسان به فعلیت رساندن قوای او وجود دارد راه تقواست و تقوای انیم فرماندهی نفس

    اگر کسی دنیا را بزرگ کنید بدانید شخصیت پست و کوچکی دارد و همین طور اگر کسی دنیا را کوچک دید میدان شخصیت بزرگ با والایی دارد

    تنها راه نجات

    پلورالیست ها معتقدند  آنچه همه می گویند درست است کسی که میگوید خدا یکی هست و خدا هست و خدا هست حال آنکه حق یکی بیشتر نیست

    خداوند در قرآن می فرماید بعد از حقیقت جز گمراهی چیست

    جمله ادیان ز یک دین بیش نیست جز الوهیت رهی در پیش نیست

    راه مستقیم فقط یکیست وقتی سوال می پرسند که صراط علی مستقیم یعنی چه می فرمایند صراط علی مستقیم  غیر ازعلی  و راه علی و راه فرزندان علی راه مستقیمی نیست  هر چیزی غیر از او باشد انحراف است

    نفس پاک

    همانگونه که در جای خود ثابت شده است وجه مشترک میان انسان ها نفس است در حقیقت خداوند به طور فطری انسان را با توحید و نیکی‌ها راهنمایی کرده است یعنی در فطرت و نهاد همه انسان ها توحید نبوت و امامت قرار داردیکی از دلایل این ساختمان این آیه شریفه است که می فرماید و هنگامی که برکشتی سوار می‌شوند خدا را پاک دلانه می خوانند و چون خداوند آنها را به سوی خشکی رساند و نجاتشان داد به ناگاه شرک می ورزند

    در جای دیگر می فرماید همانا انسان سرکشی می کند همین که خود را بی نیاز ندارد

    پس فطرت همه انسانها به دنبال کمال هستند و همه شان   دنبال بهترین ها هستند ولی جایی که اشتباه می کنند در مصداق یابی است

    آثار محبت به خداوند

    خداوند در حدیث قدسی پیامبر اسلام می فرماید ای احمد  کسی که به آنچه من راضی هستم عمل کند سه  خصلت را به او میدهم شکری به او می آموزد که نادانی در آن باشد یاد خود را با او همراه می کنم به گونه ای که فراموشی به او دست ندهد به امید هم که آن را با محبت موجودات در نیامیزد پس وقتی دوستم بدارد من هم او را دوست میدارم کاری می کنم که چشم دل به جلال من باز شود…

    ولایت عام و خاص

    خداوند در قران درباره حضرت موسی فرمانده است و  و مهری از خودم برتو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابی . ولایت و سرپرستی خداوند به صورت عام است و اگر کسی در این میان قدردان شاکر باشد خداوند علاوه بر آن عنایت خاص می‌کند عده ای نیست که دارای مقام بالاتری هستند همین‌گونه خود خداوند حضرت موسی می فرماید محبت خود را به دل تو انداختم تا آنگونه که می خواهم تو را بسازم ،از این راه می توانیم بفهمیم که  جایگاه خود را نزد اوبیابیم.

    راه ارتباط با امام عصر

    طبق حدیث معراج یکی از عنایت های خداوند به محبین و کسانی که رضای خدا را سرلوحه اعمالشان قرار دادند این است که میفرماید مخلوق خاص خود را از ایشان مخفی نمی کنم

    خواست خداوند همان امام عصر است که برای فرد مهم ظاهر می شود و با او ارتباط برقرار می کند اگر ارتباط نداریم به دلیل رعایت نکردن بعضی از مسائل است که خود نیز می فهمیم و می‌دانیم که اهل مراعات آنها نیستیم بنابراین اشتباه و کوتاهی از ماست.

    ارزش فعل ارادی

    باید توجه داشت که همه این عنایات با یک رفتار اختیاری و ارادی آغاز شده است هر کسی می تواند کاری را انجام دهد که خداوند او را دوست دارد و این امر به افراد خاصی منحصر نشده است همانگونه که امام خمینی اختیار دارد کسی مانند صدام نیز اختیار دارد

    ممکن است اراده فردی ضعیف باشد یا اراده نداشته باشد این حرف دیگریست انسانی که از خود اراده ای ندارد تکلیف نیز ندارد اما اگر انسان اختیار و اراده داشت آن وقت صحبت از تکلیف نیز مطرح می‌شود

    نکته مهم تربیتی در انجام فعل ارادی

    کار ارادی را باید دقیق و یک به یک انجام داد نکته مهم تربیتی که بنده از حضرت امام خمینی آموخته ام این است که تصمیم نگیریم یک مرتبه هشتاد سال دروغ نگویید چون بزرگ میشود و ما از عظمت آن وحشت می کنیم.

    باید نفس را فریب دهیم مثلاً بگوییم می خواهم یک بار دروغ نگویم

    چشم دل و منظره آخرت

    باید از حالا شروع کرد و کار را به فردا موکول نکنیم اگر این کار را انجام دادیم به امام عصر می رسیم راه سعادت برای من باز میشود و خدا نیز ما را دوست خواهد داشت

    معرفت نفس

    امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند تعجب من از کسی است که گمشده خود را با تلاش بسیار می جوید در حالی که خود را گم کرده و آن را طلب نمی کند

     

    چیستی نفس

    نفس ، جوهره ی پربهایی است که ارزش انسانی به آن است

    نفس را از آن جهت که انسان را به سوی خواهش های خویش تحریک می کند خود انسانی می نامند.

    نفس از آن جهت که امر رب است و از عالم ماورائ آمده است روح نامیده میشود

    در نهایت نفس از آن جهت که مرکز ادراک،فهم و شعور است ،عقل خوانده می شود

    مسئولیت دل

    انسان در مقابل دل و قلب خود مسئول می باشد زیرا خدا اورا مسئول می داند چون این انسان است که با توجه به اختیار و اراده ای که دارد می تواند آنچه را که می خواهد وارد قلب خود نماید البته باید به عوامل مقدماتی مانند چشم، گوش و … نیز توجه نمود.

    حالات نفس

    هریک از حالات نفسانی ، اسم خاصی دارند که باید دقت کنیم چرا به این اسم ،نام گذاری شده است.

    نفس ملهمه

    یعنی نفس قدرت الهام گیری از خداوند متعال را دارد البته بعضی اوقات انشان با خود می گوید دلم فلان مطلب را به من می گوید که در این مواقع باید بنابر عقل و شرع پیش برویم تا معلوم شود آنچه دل میگوید ، درست است یا نه.

    نفس اماره

    حالتی است که به بدی امر میکند و این غیر نفس ملهمه می باشد زیرا اینجا امر صورت میگیرد و آنجا الهام است ولی نسبت به فهم این مطلب نیاز به معیار داریم .

    نفس لوامه

    نفسی است که انسان را نسبت به گناه سرزنش میکند که از آن به عنوان وجدان نیز یاد می شود.این نوع نفس در صورتی که به آن اعتنا نشود و در مقابل سرزنش آن بی تفاوت باشیم آن کار زشت و مقابله یا درواقه کور کردن این نفس برایمان عادت می شود.

    نفس مطمئنه

    نفسی که دارای اطمینان و آرامش است که نمونه ی کامل آن حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) می باشد و این فرد است که خداوند از او خشنود است.

    راه های معرفت نفس

    با دو چیز می توان نفس را شناخت : عقل و گفتار اهل بیت که همان وحی الهی است.اگر خود را شناختیم گناه نخواهیم کرد و همچنین کسانی که خود را می شناسند بسیار بهتر عمل می کنند.

    آغاز تحول فکری در علم روانشناسی

    موضوع آگاهی و شناخت به علت اثر گزاری های فرهنگ غربی برای مدت زیادی از روانشناسی حذف گردیده است و به دنبال ۀن بحث اختیار نیز نادیده گرفته شده است.این امر توسط رفتار گرا ها صورت گرفت.

    نظریه رفتار گرایان

    تنها به رفتار آدمی و بدون توجه به روح و روان می پردازند و مدعی هستند که اگر کورکی را به ما بسپارید پس از گذشت ده سال همان شخصیت مد نظر شما را از او میسازیم. این در صورتی است که فرد را بدون قدرت اراده و اختیار در نظر بگیریم و همچین امری ناممکن است.

    عوامل تربیتی از دید گاه رفتار گرایان

    ۱.وراثت : هر آنچه انسان دارد از پدر و مادر خود به ارث برده است.

    که این دید گاه از نظر اسلام تا حدودی تایید شده است که اسلام از آن به عنوان عرق یاد میکند که بدین صورت می شود بیان نمود که افعالی که از سوی فرد رخ می دهد امکلن انتقال اثر آن به نسل های بعدی وی قابل توجه است یعنی فرد در گناه یا ثواب و حتی تعیید مسیر زندگی نسل های آینده خویش می تواند اثر گذار باشد.

    ۲.محیط :هر آنچه در پیرامون انسان وجود دارد در او اثر می گذارد.

    از زمانی که فرد در رحم مادر قرار میگرد نسبت به محیط خود اثر پذیری دارد و این اثر گذاری حتی پس از تولد وی می باشد.

    نقش محیط مذهبی

    تحقیقات نشان میدهند که در ایام محرم و صفر باتوجه به جو مذهبی حاکم بر محیط زندگی مردم آمار خلاف و جرم نسبت به ایام دیگر در رتبه بسیار پایینی قرار میگرد پس باتوجه به مطلب ذکر شده می توان با ایجاد فضایی که انتظار ظهور امام زمان در آن به عنوان اصلی چشم گیر در محیط زندگی افراد می توان زمینه ساز ظهور حضرت مهدی شد.

    نقش اراده

    دربرابر محیط و وراثت این اراده است که نقش بسزایی در تعیین رفتار فرد دارد یعنی فرد می تواند بر دو عامل ذکر شده توسط اراده خود فائق آمده و خود با اختیار خود تعیین کننده اعمال و رفتار خویش با همانگونه که افرادی دیده شدنه اند که در محیط های آلوده زندگی کردنه اند ولی بسیار انسان های خوبی هستند.

    خوف الهی

    انسان وقتی خودرا شناخت خدا زا نیز خواهد شناخت و بت عظمت خداوند و فقر خویش بخوبی پی خواهد برد،چنین شخصی بخوبی میداند تنها راه نجات و تنها پناه گاه او خداوند می باشد و باید تحت ولایت خداوند قرار گیرد،اما انسان های نادان به خود متکی هستند و این بخاطر این است که خود را نشناخته است،افراد آگاه بخوبی به ثمرات این خوف پی میبرند و میدانند که این خوف عاملی است برای در مسیر حق ماندن آن ها و حاضر به از دست دادن آن نیستند..

    حقیر یافتن خود در محضر خدا

    وقتی انسان خود را شناخت میداند که در محضر خداوند هیچ است و اگر بداند هر آنچه که دارد همگی برای خداوند است بی شک پی خواهد برد که هیچ گاه نمی تواند حق بندکی اورا بجا آورد و هیچ گاه به اعمال اندک خویش قانع نخواهد شد.

    شکوفایی فطرت

    همه ی انسان ها فطرتی خداجو دارند و بر آن آفریده شده اند و در وجود خود خدا را دوست دارند و هنگام مشکلات وقتی که دیگر راه چاره ای ندارند بجز خدا کسی دیگر را نمی یابند که از او کمک بگیرند،انسان ذاتا دنبال بهترین است و هرکجا بهتر را یافت دنبال او میرود پس زمانی که به فطرت خویش برگردد فقط خدا را خواهد یافت..

    دستیابی به مقام بندگی

    اگر انسان به شناخت خداوند برسد در میابد که تنها معبود لایق پرستیدن خداوند است و باید تمام زندگی خود را صرف عبادت پروردگارش بکند حتی آب خوردنش را،انسان هایی می توانند به خوبی بندگی کنند که کاری به نتیجه نداشته باشند و کار خود را به خاطر و نیت خداوند انجام دهند در این مسیر نیاز شدید به دعای امام زمان داریم..

    دیگر شناسی

    اگر فردی به خود شناسی رسید می داند که شناخت دیگران نیز در گرو شناخت خویش است البته زمانی که کوتاهی و گناهی از آن ها دید درمیابد که خود بری و دور از انجام آن نیست و هر لحظه در پی آن است که طبق دستوذ الهی رفتار نماید نه در اثر رفتار دیگران..

    عزت ثفس

    انسان فقط در مقابل خداوند است که احساس حقارت می نماید و درمیابد که خود فانی است و نیاز به معبودی دارد که فانی نباشد پس خدا را میابد و عزت خویش را در گرو معبود خویش میابد..

    عظمت افعال انسان

    کسی که خپد را شناخت فقط خدا را می طلبد و از انجام کار های حقیر و کوچک دنیوی دوری می جوید و به دنبال کار هایی می رود که عظمت داشته باشد..

    جهاد با نفس

    کسی که خو را شناخت می داند نفسش به همان مقدار که ارزشمند است می تواند عامل گمراهی و ظلالت او شود در نتیجه استعداد بی نهایت نفس خویش را خواهد شناخت و به کنترل آن خواهد پرداخت.این خود شناسی کلید راه علم و معرفت کامل است..

    درک تجرد نفس

    نفس ماده نیست و متعلق به عالمی دیگر است همانند روح که از عالم بالاتر است،اگر انسان این دانست که دیگر به عالم ماده تعلق ندارد به مادیات نیز دلبند نخواهد شد و خواهد دانست که از این مادیات نیز باید در مسیر خدا و برای قرب به او استفاده نماید..

    خدا شناسی

    بندگی خداوند در گرو شناخت او می باشد و کلید آن خود شناسی است پس بای  انسان به خود بازگردد تا خود را بیابد پس به سمت خدای خود روانه شود..

    آثار خود فراموشی و راهکارهای درمان آن

    انسان اگر دغدغه خودسازی داشته باشد به دنبال خودشناسی خواهد رفت و پاسخ بسیاری از پرسش‌ها را خواهد یافت پیش از این آثار خود شناسی را بیان نمودیم اکنون قصد داریم اموری را بررسی نماییم که در اثر عدم شناخت خود و نفس دامنگیر انسان می‌شوند.

     

    آثار خود فراموشی

     

    جهل نسبت به دیگران

    کسی که به دنبال خودشناسی نیست مردم را نیز نمی شناسدبسیاری از مسئولین که نمی‌توانند نیازهای جامعه و مردم را برطرف کنند به خاطر عدم خودشناسی آنان است امام علی علیه السلام می فرمایند کسی که خود را نشناخت به دیگران جاهل تر است

    ۲ عدم شناخت عالم پیرامون

    مردی که خودشناسی نکرده است نه تنها نسبت به خود و دیگران جهل دارد بلکه نسبت به اشیای اطراف خود نیز جاهل است امام علی علیه السلام می فرمایند نسبت به خود نادان نباش  کسی که به خود  جهل دارد نسبت به هرچیز جاهل است

    سه دور ماندن از راه حق

    کسی که خود دیگران و محیط خود را نشناخته راه حق و باطل را نیز نخواهد شناخت از همین رو همواره گمراه خواهد بود امام علی علیه السلام می فرمایند کسی که خود را نشناخت از راه های نجات دور خواهد شد و به گمراهی و نادانی خواهد افتاد

    جنین انسان همواره شکست می‌خورد چون بر اساس نادانی کار می کند کسی که نمیداند آتش سوزاننده است دست را در داخل آن کرده و میسوزد

    خدا فراموشی۴

    مردی که خود را نشناخت و گمراه شد به شناخت و قرب خداوند نخواهد رسید

    ۵ ادعاهای بی جا

    ریشه رفتارهای افراد مانند اندروید ابوسفیان و… جهالت و نادانی  است ادعای خدایی می کنند در حالی که هیچ چیز نیستند اگر خود را می شناختند بی جهت ادعا نمی کردند

    شقاوت و بدبختی

    رستگاری در گرو شناخت خود شناخت خدا و بندگی و حاصل می شود اگر خود را نشناسیم به طور طبیعی خدا را نخواهیم شناخت و بندگی او را نخواهیم کرد و در نتیجه به شقاوت و بدبختی مبتلا می شود.

     

    راهکارهای پیشگیری و درمان خود فراموشی

     

    ایجاد محیط مناسب

    تغییر محیط را می‌توان در بزنگاه‌ها انجام داد سالم سازی محیط در هر کاری اهمیت بالایی دارد و در خودشناسی و درمان خود فراموشی نیز بسیار مهم است حال به معرفی چند عامل موثر در به وجود آمدن محیط سالم و مناسب می‌پردازیم

    الف. یافتن دوست اهل بندگی

    دوستان اگر بنده باشد بسیار مفید و اثرگذار خواهد بود بسیاری از بزرگان برای رسیدن به خاطره همراهی مناسب بوده است

    نا اهلان ب. دوری از

    فردی که می‌خواهد خودسازی کند و محیط سالمی تشکیل بدهد باید از دوستی با نا اهل و غافل پرهیز کند زیرا ممکن است این افراد انسان را به گناه و یا غفلت از خداوند بکشانند و به بیراهه ببرند

    ج. یافتن استاد بیداردل

    خوب است که انسان در درس های اخلاق بزرگان شرکت کند.

    اگرانسان به دنبال خود سازی رفت خداوندبه او بینشی می‌دهد که به خوبی از اطراف خود درس بگیرد انسانی که به دنبال بندگی است استاد را به راحتی میابد حتی در و دیوار برای شخص استاد می شود

    دو عبرت آموزی

    کسی که به دنبال عبرت است چشم عبرتبین پیدا می کند امیرالمومنین فرمودند کسی که به دنبال عبرت گرفتن  باشد بصیرت پیدا می کند و کسی که بصیرت پیدا کند می‌فهمد و کسی که بفهمد می‌داند

    تفکر

    تفکر ابزار بسیار موثری برای خودشناسی است افرادی که به خلقت خدا می‌نگرند نتیجه می گیرند که این ها باطل آفریده نشده‌اند و از خلقت خدا به فکر قیامت می‌افتند بنابراین تفکر کمک بسیاری به خودسازی نموده  و عامل موثری در غفلت زدایی است

     

    موانع خود شناسی

    آنچه انسان را برای انجام کاری تحریک می کند علم و آگاهی اوست،شناخت نسبت به مبدا و مقصد برای خود شناسی ضروری است،آسیب و مانع بزرگی که در مسیر خودشناسی و خودسازی وجود دارد غفلت است،آمادگی برای کمال و حرکت در انسان وجود دارد و باید خودش در مسیر تکامل گام بردارد و گرنه کس دیگری برای او شروع نمی کند،

     

    کسانی که به جهنم می رند ابزار دارند ولی استفاده نمی کنند ولی انسان باید با استفاده از این ابزار به مسیر تکامل بیاید البته آسی جدی در مسیر تکامل غفلت است.

    حقیقت غفلت

    آنچه موجب فرق انسان با حیان است هویت انسانی است،وقتی از خودشناسی سخن می گوییم ، یعنی به دنبال هویت انسانی خویش هستیم و در این بین اگر خداوند را فراموش کردیم ،خود را نیز فراموش می کنیم و از هویت انسانی غاقل خواهیم شد.

    انواع غفلت

    اول : اینکه منظور از غفلت، غفلت بطور کامل نیست که آن فقط در کما و بیهوشی رخ می دهد

    دوم:منظور از غلفت ،غفلت از امور حیوانی نیست یعنی غفلت از اموری چون شهوت و خوراک متفاوت با آنچه در مقام بیان آن هستیم می باشد.

    غفلت در اصل غفلت از خویش و هویت انسانی است که سبب گراهی از مسیر سعادت می شود.

    تفاوت انسان با دیگر موجودات

    دانستن علم به تنهایی سبب برتری انسان نسب حیوانات و موجودات دیگر نمی باشد بلکه این عمل گرایی به علم است که جوهره ی آدمیت را مشخص می نماید.

    ارزش حقیقی انسان

    اگر انسان توجه نداشته باشد که روزی ملائک به او سجده کرده اند نتیجه اش آن می شود که به شیطان سجده می کند پس انسانی که خود را نمی شناسد مبتلا به خو کم فروشی می شود.

    یکی از مطالب مهم این است که انسان از دعاهای خود می فهمد که چه اندازه ارزش دارد ،انسان آفرید هشده است که خلیفه الله شود،باید از خدا خود خدا را بخواهد.

    شناخت فعل خدا

    توجه به فعل خدا توجه به خدواند است اگر بخواهیم فعل خداوند را تصور کنیم باید بگوییم که فعل خداوند مانند این است که انسان چیزی را در ذهن تصور کند پس هرچه تصور می شود وابسته به شخص است با همین فرض هنگامی که چیزی را خداوند اراده کند آن چیز ه آفریده شده یا رخ می دهد.

     

    کمال خود شناسی

    دلیل عقلی خود شناسی

    برای خودشناسی می توان دلیل عقلی نیز ارائه کرد البته بقیه دلیل ها نیز تایید کننده حکم عقل است.

    هر انسانی خودش را دوست دارد و به خود می پردازدو برای شناخت خوشبختی خیش و راه رسیدن به آن تلاش می کند.

    قرآن کریم نیز می فرماید انسان باید خود را دریابد تا دیگرا نتوانند به او آسیبی برسانند.اگر راه را نیابیم ،گمراهی دیگران،برما اثر خواهد گذاشت. (سوره مائده آیه ۱۰۵)

    کمال حقیقی انسان

    دادن برتری و استعداد پیشرفت برای سعادت کافی نیست.کمالی که خود انسان به دست آوردارزشمند است.این کمال در گرو تقواست.باید دید که خود انسان چه می کند همچنین کمال حقیق هر موجودی ،شکوفا شدن آخرین استعداد اوست.

    بازگشت بسوی خدا

    انسان بطور فطری خداشناس است و در عالمی از وجود پروردگار خویش مطلع شده و گویا خداوند را مشاهده کرده اندکه این عالم به الست یا ذر معروف است.

    پس انسان همانگونه که از خداوند سرچشمه گرفته بازگشتش نیز بسوی اوست و فقط باید به او امید ببندد در غیراینصورت طغیان می کند . از خدا غافل می شود.هدف اصلی ، نزدیکی به خدا و شناخت اوست و نزدیکی به خدا، هدفی بالاتراز عبودیت است.