مقاله تلخیص کتاب نظم آقای مرتضی آقا تهرانی

سال ورودی :
  • 1395
  • استاد راهنما :
  • استاد شریفی
  • پایه :
  • پایه 2
  • 13 بازدید

    چکیده :

    به نام خالق یکتا و آفریینده و مالک دنیا انجام هرکاری و شروع هرکلامی شیرینی آغازش را از تو میگیرد و بدون نام تو هیچ ارزشی ندارد و همانگونه که شروع کلام با نام تو زیبا می­شود، پایان کلام هم این گونه است اما کاری که بانام توآغازشود پایان خوشی هم خواهد داشت پس بیایید با تمام وجود ابتدا و سرآغازهرکاری را نام خداوند قرار دهیم. و با یاد او هرکاری را شروع کنیم.


    به نام خالق یکتا و آفریینده و مالک دنیا انجام هرکاری و شروع هرکلامی شیرینی آغازش را از تو میگیرد و بدون نام تو هیچ ارزشی ندارد و همانگونه که شروع کلام با نام تو زیبا می­شود، پایان کلام هم این گونه است اما کاری که بانام توآغازشود پایان خوشی هم خواهد داشت پس بیایید با تمام وجود ابتدا و سرآغازهرکاری را نام خداوند قرار دهیم. و با یاد او هرکاری را شروع کنیم.

    وقت آن رسیده همه دنیا بدانند نه این که امروز وقت آن رسیده باشد از همان ابتدا باید می دانستند و باید در این باره می اندیشیدند باید فکرمی­کردند اما امروز زمان بیداری است، بیداری از این غفلت از این ندانستن نه این که امروز زمان آن باشد از همان ابتدا تلاش می شد برای بیداری این جماعت خفته اما آنقدر خوابشان سنگین بود که حتی حرکتی هم نمی­کردند پس ما هم تلاش خود را بکار گرفته، و با استفاده از طرح مباحث نظم که زمینه ساز طراحی برنامه و رسیدن به هدف است این جماعت خفته را از خوابشان بیدار کنیم؛ فلذا میتوان با بررسی ابعاد مفهوم نظم (اعم از موانع،طرح برنامه ریزی،عوامل و برکات نظم و آسیب شناسی) به مفهوم متقن از آن  برسیم تا مقصود را از این فضیله اخلاقی بیان کنیم ،و باید واضح وروشن گردد که برکات نظم چه فوایدی برای انسان دارد و برای عالم نمایان شود و حجت بر انسان واضح گردد که در صورت داشتن نظم نیز میتوان به بهره وری بهینه از تمام فرصت های طلایی زندگی دست پیدا کرد.

    این تلخیص دارای اهدافی است که مهمترین آن القای فرهنگ نظم به افراد و جامعه انسانی می باشد.شایان ذکر است که این تلخیص دارای پنج فصل است که که هر یک از فصول مطالب جدیدی را به انسان یادآور میشود. ابتدا در فصل اول سعی می­شود با کمک تعریف نظم به اهمیت و ضرورت آن رسید، سپس در فصل دوم نیز  به تعریف برنامه ریزی واصول آن می پردازیم.اما درفصول سوم و چهارم بترتیب ازعوامل و موانع موثر در ایجاد نظم و برنامه ریزی سخن به میان می آید.لکن در فصل آخر از آسیب شناسی بی نظمی بحث می کنیم. به امید اینکه این تلخیص به منظم شدن افراد و جامعه انسانی منجر شود.

     

    والسلام علیکم

     

     

    تقدیم نامه

    بسم رب الشهداء و الصدیقین

    باسلام ودعای خالصانه،وارائه ارادت بی پیرایه جاودانه به حضورباهر النور حضرت ولیعصر(عج)ورهبر عظیم الشأن جهان اسلام حضرت امام خامنه ای _مَتَّعَ الله الاسلام و المسلمینَ بِطولِ بِقائه الشریف-،این تلخیص  نمونه را به پاس تجلیل وتکریم وابراز شادمانگی

    ازجانب این حقیرو همه فرزانگانی که  در این تلخیص این حقیر را یاری کردند ،به پیشگاه  مبارک آن حضرت و نائب بر حقش با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم میدارم،وعزّت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقت الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

    تقدیر نامه

    وشایان ذکر است، که از استاد شریفی (زید عزه) ، ومدیریت محترم و معاونت تهذیب مدرسه علمیه آیت الله بهجت(ره)و تمامی کسانی که این حقیر را در طول این پژوهش یاری نمودند، تشکر کرده و برای تمامی این فرزانگان از خداوند منّان توفیقات روز افزون مسئلت می نمایم.

     

    و من الله التوفیق

    محمد امین قربانی دستجردی

    ۲۳ جمادی الثانی ۱۴۳۹

     

    فصل اول:نظم

    گفتار اول:

    نظم چیست؟

    از نگاه اهل لغت عبارتست از طرح تدابیری که به احسن وجه یا مناسب ترین صورت،از منابع موجود به جهت نیل به هدف های مطلوب استفاده کند.

    تعریف اصطلاحی: چگونه می توانیم بین امور فردی و اجتماعی خود هماهنگی ایجاد کرد تا هرگز امور مهم و یا پراهمیت را به خاطر امور غیر ضروری ترک نکنیم و آن ها را به تعویق نیندازیم تا از هدر رفتن فرصت گرانبهای عمر جلوگیری کنیم.

    صاحب کتاب العین می فرمایند:(( النظم نظمک خرزا بعضه الی بعض فی نظامٍ واحد)) یعنی نظم این است که مهره هایی را در یک نظام و ریسمان در کنار هم قرار دهی.

    -معیار نظم برنامه ها

    در نظم محوری لازم است که کارها و امور خود را گرد آن بچینیم و سؤال آن است که ما برنامه های خود را بر چه ملاکی بچینیم؟

    جواب سؤال فوق این است که یک محور اساسی وجود دارد که برنامه ها را متناسب با آن بچینیم و آن هم هدف است. که البته برای تامین هدف نوع کارکرد برنامه نیز مهم است.

    گفتار دوم :

     ضرورت بحث از نظم

    ضرورت بحث از نظم خیلی مسئله ی مهمی است. که باید بعد از تعریف نظم به آن پرداخته شود و باید به دو نکته جهت روشن شدن این ضرورت توجه شود.

    • گذر سریع عمر. اگر ما مقداری فکر کنیم . به دست می آید که هر لحظه ی عمر ما در حال از دست رفتن است که شاید به فکر استفاده ی بهینه از آن منجر شود و با برنامه ریزی و نظم از این سرمایه ی الهی بهره ی بیشتری ببریم. همانگونه که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: ((الفُرصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السحاب فانتَهزوا فی کلِ الخَیر)) و ترجمه ی آن این است: فرصت ها مانند گذر ابرها می روند پس فرصت های خود را در هر کار خیری غنیمت شمارید.
    • توجه به غیر قابل جبران بودن عمر:انسان باید هر مقدار از عمری که نقد در اختیار دارد را غنیمت شمرده و برای آن برنامه ریزی کند که به بهترین نحو ممکن از آن استفاده کند و شکر آن نعمت را به جای آورد. البته سپاس گزاری از هر نعمتی بسته به استفاده خوب و به جا و به موقع آن است . لذا ما باید از تک تک لحظات عمر استفاده به جا و شایسته را انجام دهیم تا بتوانیم از این نعمت خدادادی حداکثر بهره و استفاده را ببریم.

    گفتار سوم:

    اهمیت نظم

    برای بیان اهمیت دو نکته ضروری است :

    • وجود نظم در عالم تکوین و تشریع: نظم هم در عالم تکوین موجود است و هم در عالم تشریع. خداوند آن چنان در کارهای خود از نظم استفاده کرده است که از دیرباز متکلمین مسلمان یکی از براهین اثبات خدا را برهان نظم دانسته اند. عالم تشریع نیز دارای نظم بسیار دقیقی است به طوریکه هر باید و نباید در شرع مقدس اسلام با عالم واقع مرتبط است به طوریکه خداوند متعال دین اسلام را یک دین فطری نامیده است، بدین معنا که دستورات این دین در تمام جنبه ها بر مبنای فطرت بشر آفریده شده است.
    • ما مکلف به ایجاد نظم هستیم. از دید اولیای اسلام و ائمه علیهم السلام به ویژه حضرت علی (علیه السلام) نظم امری مهم بوده و همه ما مکلف به ایجاد آن هستیم، بر وجهی که حضرت علی علیه السلام در وصیتنامه خویش به حسنین این طور می فرمایند: شما دو فرزند خودم و اهلم و نیز هر کس را که این نوشته به برسد وصیت می کنم به تقوای الهی و نظم در امورتان.

    گفتار چهارم:

    برکات نظم

    به تحقیق نظم که محصول هدفمندی انسان است قطعا دارای برکاتی است که در اینجا به ذکر آن ها می پردازیم:

     

    -برکات فردی نظم:

    • پاسخگویی به ندای عقل:تمام علما و فضلا بر این باورند که نظم در اعمال کارها را به سامان می رساند و این پاسخگویی به ندای عقل است که انسان را به نظم فرا می خواند.
    • عمل به وصیت حضرت امیر( علیه السلام): اگر ما نظم را رعایت کنیم قطعا به آن وصیت حضرت امیر ببه فرزندان و کسانی که این وصیت به آن ها می رسد عمل کرده ایم و این عمل کردن ما عمل کردن به وظیفه است که نصیب هر کس نمی شود
    • استفاده از فرصت ها : انسان اگر در کارها نظم را رعایت کند از فرصت های عمر بیشترین بهره برداری را کرده که مورد تاکید روایات اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته است. استفاده از فرصت های عمر
    • محترم شدن انسان:دلیل این امر روشن است چراکه انسان منظم هر گاه وعده دهد خلف وعده نمی کند و حتی سعی می کند زودتر موعد مقرر سر قرارها برسد ولی دیر نکند. لذا انسان منظم هم می تواند مورد احترام قرار گیرد و هم الگوی رفتاری خوبی برای دیگران باشد.

    -برکات اجتماعی نظم:

    • جلوگیری از هرج ومرج: بی نظمی یعنی رها کردن کارها به حال خود که روزمرگی را به دنبال می آورد که این روزمرگی حتی می تواند جامعه را دچار هرج کند.
    • پیشرفت های چشم گیر: وجود نظم در جامعه باعث می شود تمام ظرفیت های یک جامعه مورد استفاده قرار گیرد به همین علت منجر به پیشرفت در جامعه می شود.
    • الگو شدن جامعه ی منظم: همان طور که ذکر شد پیشرفت های چشم گیر در جامعه حاصل می شود. آن گاه جامعه ی منظم نیز نزد سایر جوامع الگو می شود.

     

     

     

     

    فصل دوم

    گفتار اول :

    تعریف برنامه ریزی

    برای برنامه ریزی تعاریف متعددی ذکر شده به بعضی از آنها بسنده می کنیم.

    برنامه ریزی: طرح تدابیری که به احسن وجه از منابع موجود به جهت نیل به اهداف مطلوب استفاده میشود.

    بهترین تعریف از برنامه ریزی عبارت است از چینش و جایگزینی خردمندانه فعالیت‌ها  ونیازمندیها.

    گفتار دوم:

    – اهمیت برنامه ریزی

    برنامه ریزی و داشتن برنامه نقش اساسی در ایجاد نظم دارد. ولی  انسان نمیتواند بدون برنامه صحیح کارهای خود رو درست و کامل و به موقع انجام دهد و در روایات متعدد مشاهده می‌شود انبیاء الهی و معصومین( علیهم السلام )آدمی را به برنامه ریزی و داشتن برنامه ای جدی فرا می خواندند.

    گفتار سوم:

     کیفیت برنامه ریزی

    برنامه ریزی یکی از مهم‌ترین راهکارهای رسیدن به نظم است فلذا برنامه ریزی نیز مانند برخی از کارهای دیگر دارای اصولی است که هر فردبرای داشتن یک برنامه ریزی مناسب در کارهای خود می بایست آن ها را رعایت کند.

    گفتار چهارم:

    برکات برنامه ریزی

    بدیهی است که برنامه ریزی مناسب می تواند برکاتی بر انسان به دنبال داشته باشد که ما به اختصار به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

    ۱)نزول برکات الهی :برنامه ریزی مستلزم تلاش و مقاومت است لذا طبیعی است انسان با این مقاومت و سختی مشمول رحمت و برکات الهی قرار گیرد.

    ۲)رسیدن به نظم در امور: طبیعی است که اگر انسان برنامه ریزی مناسب داشته باشد قطعا به نظم در امور میرسد.

    ۳)رسیدن به اهداف (چه بلند و کوتاه مدت) با کمترین هزینه از نظر توان و ابزار:پر واضح است که حرکت کردن بی برنامه موجب اتلاف عمر و سرمایه های انسان خواهد شد و بی نتیجه خواهد ماند.

    ۴)انتخاب درست کارها :کسی که اهل برنامه است سعی می کنند به موقع کارهای خود راانجام دهد.

    ۵)اولویت بندی درست کارها: شخص برنامه ریزاولویت ها را مشخص می کند و کارهای مهم تر را زودتر انجام داده و به ثمر می‌رساند.

    ۶)لحاظ کردن توان جسمی و روحی در کارها: انسان برنامه ریز وقتی برنامه‌ای را طراحی می کند با توجه به توانایی خود آن برنامه را طراحی می کنند نه  برنامه ای را که فوق توان اوست.

    ۷)درمان فرسایش توان جسمی و روحی در کارها:بی برنامگی موجب فرسایش بی‌مورد توانمندی انسان می‌شود و این باعث سلب آرامش از انسان میشود.

    ۸)یشترین استفاده از فرصت ها: انسان های اهل برنامه از تمامی فرصت‌ها سعی می کنند بیشترین استفاده را ببرند.

    ۹)عادی شدن روال کاری: اگر کمی با برنامه پیش برویم تمام کارهای تمام کارها روال خاصی پیدا می‌کند و این از عادات خوب انسان است.

    ۱۰)شکل گیری تعادل منطقی بین کار و زندگی خانوادگی.

    ۱۱)مداومت در تلاش: اهل برنامه اصولا با تلاش مداوم انس می گیرند.

    ۱۲)درمان اهمال کاری: انسان اهل برنامه تک تک لحظات برایش مهم می شود.

    ۱۳)ارزیابی سریع کارها و بررسی مقدار پیشرفت کار فقط در صورت داشتن برنامه ممکن است.

    ۱۴)قدرت دستیابی به فاصله زمانی تا پایان کارو بررسی باقیمانده کارتا پایان.

    ۱۵)همگرایی و سازمان یابی تمام عمر انسان در تمام ابعاد و رسیدن به آن هدف ها.

    ۱۶)با داشتن برنامه مناسب و کارشناسی شده زمان های مرده را می توان پیدا کرد و از آنها نهایت استفاده را برد.

    ۱۷)دستیابی به برنامه ای مجدد برای فواصلی که معمولاً از آنها بهره وری نمی شود.

    ۱۸)اگر انسان با برنامه باشد برای ادامه کار نیز قدرت پیدا می کند و اگر کار بی برنامه باشد حتی اگر مشکلی هم پیش آید نوعاً امکان ادامه آن وجود ندارد.

     

    گفتار پنجم:

     اصول مقاله برنامه ریزی

    برنامه ریزی یک کار مهم است که نیاز به کارشناسی دقیق و اصولی منظم دارد،لذا عدم رعایت اصول برنامه ریزی در برنامه ای می تواند موجب به هم ریختن آن کارو به نتیجه نرسیدن آن باشد.

    اصل اول

     داشتن هدف صحیح و قابل دسترس : انسان عاقل هیچ حرکتی را بدون هدف صحیح و قابل دسترس آغاز  نمی‌کنند.

    – رابطه بین هدف و انگیزه: روانشناسان انگیزه را چنین تعریف کرده اند انگیزش و انگیزه برای چیزی به کار برده می‌شود که موجود زنده را از داخل به فعالیت در می آوردو یک انگیزه نوعی محرک یا تغییر دهنده داخلی است و در مورد سائق نیز چنین گفتند: به شرایطی که رفتار خاصی را برمی‌انگیزد ،سائق فیزیولوژیکی گفته می شود.(ر.ک اصول روانشناسی صفحه ۳۰۹

    از جهت عالم ثبوت، هدف دارای مراتب زیادی است که با انگیزه تفاوت اساسی دارد زیرا انگیزه مقدم بر هدف گیری است.

    بنابراین هدف اصلی و نهایی و یا برخی اهداف متوسط را انگیزه می گویند. شایان ذکر است که اهداف دارای مراتب متعددی است. انگیزه آن هدف و عاملی است که انسان را برمی انگیزدو برای انجام یک کار اورا تحریک می کند.

    نتیجه اینکه بین هدف و انگیزه فرقی وجود ندارد، یعنی یک چیز را از آن

    جهت که به سمتش حرکت می کنیم هدف می گوییم و از آن جهت که باعث برانگیختن ما شده است انگیزه می نامیم.

    اهمیت تعیین هدف

    ۱)لزوم هدف داشتن در هر کاری از مسایل فطری بشر است.

    ۲)انسان عاقل کارهای خود را بر اساس هدف یا اهدافی که در طول یکدیگرند تنظیم می کنند و اگر بی هدف باشد کارهای مورد تقبیح عقلاء قرار می گیرد.

    ۳) داشتن هدف را برخی غایت کار می دانند و چون هدف یکی از علل چهارگانه انجام کار است پس با نبود آن علت تامه کار محقق نمی‌شود و در نتیجه آن کارمحقق نمی شودو همچنین آن کار ناقص میماند.

    ۴)حضرت امیر(ع) می فرمایند: کسانی که در زندگی هدف بایستی را دنبال می کنند حتماً مورد ترحم خدای متعال قرار می گیرند.

    -تقسیم بندی اهداف

    اهداف را از دو منظر می‌توان تقسیم کرد:

    از نظر زمان و دیگر از نظر اهمیت.

    متخصصین فن نوعاً اهداف را به سه دسته کوتاه مدت (یک تا دو سال)، میان مدت( ۵ تا ۷ سال) و بلند مدت (بین ۱۵ تا ۱۷ سال) تقسیم می کنند. اما در مورد تقسیم اهداف از حیث ارزش نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد:

    ۱)هیچ هدفی مقدس تر از تقرب به خدا متعال و توفیق جلب رضایت خداوند نیست.

    ۲)حتی در برخی روایات نیز ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را هدف نهایی دانسته اند.پر واضح است که تنها راه تقرب به خداوند متعال اتصال ولایت اهل بیت است بدین معنا که با پیروی از ایشان می توان به آن هدف والا رسید.

    راهکار هدف‌یابی

    ۱)توسل:در این راستا باید از خداوند متعال و ائمه اطهار(ع) کمک بخواهیم تا ما را در به کارگیری صحیح اوقات عمرمان و نیل به اهداف مطلوبمان یاری کنند.

    ۲)توجه به فرامین معصومین( ع): پرواضح است که تبعیت از خداوند مایه جلب محبت او به ما می شود فلذا توجه به کلام معصومین می‌توانند سرمشق خوبی برای ما ،در جهت نیل به اهداف مطلوب باشد.

    ۳)مطالعه: در این مورد لازم است آدمی به مطالعه دقیق توانایی‌های خود و نیاز جامعه بپردازد تا در هدف گیری صحیح دچار نشود خطا نشود.

    ۴) مشورت: مشورت منجر می‌شود که ما بتوانیم سریع تر و راحت تر به دسته بندی اهداف خود دست یابیم.

     

     

    روش صحیح هدفمندی

    ۱)هدف باید ارزشمندبوده و از جایگاه خوبی برخوردار باشد.

    ۲) هدف باید قابل دسترس باشد و نباید آرمانی و دست‌نیافتنی باشد که انسان دیر یا زود از تلاش برای رسیدن به آن دست کشیده و احساس شکست کند.

    ۳)انسان باید به هدف خود ایمان داشته باشد.

    ۴)آدمی باید برای رسیدن به اهداف خود زحمت بکشد تا بتواند به آن هدف مطلوب خود برسد.

    نتایج اصل اول هدف داشتن

    الف)رحمت و ثواب اللهی.

    ب)رفع دغدغه های ناشی از بی هدفی.

    ج)سرعت عمل در برنامه ریزی .

    د)استفاده بهینه از همه ظرفیت ها .

    اصل دوم

     جامعیت برنامه:نقصی که غالباً دامن گیر تمام برنامه‌های ما است عدم جامعیت آنها است، بدین معناست که تمامی نیازهای ما را برآورده نمی کند بنابراین حضرت امیر (علیه السلام) در روایات متعدد برنامه ای را قبول دارد که جامع نیازهای فرد باشد البته جامعیت برنامه مانند اصل هدفمندی است که برای رسیدن به آن نیازمند مشورت است.

    -راهکار طراحی یک برنامه جامع:

    منظور ازجامعیت برنامه این است که برنامه همه نیازها و خواسته های مطلوب انسان را در نظر بگیرد.

    لذا پیشنهاد می شود ابتدا فهرستی از نیازهای خود و جامعه را با مشورت یک کارشناس تهیه کند سپس برنامه ای بر اساس آن طراحی کند، بنابراین مشورت با کارشناس دلسوز اساسی ترین راهکار برای دستیابی به یک برنامه جامع است.

    -فهرستی از نیازهای یک جوان

    نیازها به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می شوند و در بخش نیازهای فردی به سه شاخه اصلی یعنی نیازهای جسمی ،نیازهای روحی و روانی و نیازهای فکری و عقلانی اشاره شده است.

    در بخش اجتماعی نیزبه سه بخش اصلی یعنی نیاز های خانوادگی، نیازهای مربوط به جامعه و نیازهای حکومت اسلامی پرداخته شده است.

    ۱)نیازهای جسمی: دین اسلام برنامه های متنوع برای هر دو بعد وجودی انسان در نظر گرفته است و برخی روانشناسان معتقدند که سلامت جسم در ارتباط با سلامت روح نیست، لذا فرد در کنار توجه به نیازهای روحی باید به نیازهای جسمی نیز توجه کنند و در غیر این صورت ضرر های جبران ناپذیر در انتظار وی است.

    الآن نیز به برخی از نیازهای جسمی اشاره می کنیم که برای یک جوان مفید بوده و بر روح آن نیز تأثیر میگذارند. مانند: ورزش، صله رحم، تفریحات مناسب و………

    ۲)نیازهای روحی و روانی: در خصوص برآورده کردن این نیاز باید به چند مسئله توجه کنیم:

    ۱)ارتباط با خدا و اهل بیت( علیه السلام):

    یکی از نیازهای روحی انسان به طور فطری توجه به خدا و اولیای او است که به فرموده قرآن یاد خدا آرامش در دل‌ها ایجاد می‌کند.

    اصول راهبردی این ارتباط

    الف)انتخاب بهترین راه برای این رابطه: انتخاب بهترین را برای این رابطه اینست که انسان مخلصانه و همراه با اشک به ارتباط خود بپردازد.

    ب)پرهیز از افراط و تفریط در مورد هیچ کاری: افراط و تفریط حتی در مورد این موضوع نیزپسندیده نیست.

    امور مستحب به اقبال و ادبار دل بسنده کند ج)توجه به اقبال و ادبار دل: انسان باید واگر در حالت ادبار به حداقل اکتفا نکنیم ممکن است خدای ناکرده از عبادات زده شویم.

    د)قرار دادن بهترین وقت برای عبادت: انسان نباید زمان بی حالی و کسالت خود را برای عبارت قرار ندهد.

    ۲)توجه به احساسات و جنبه های عاطفی زندگی: یکی از سرمایه های مهم خدادادی وجود احساسات و عواطف این که خدا درون انسان قرار داده است اگرچه بی اعتنایی به این بخش خساراتی را نیز به بار خواهد آورد که به برخی از برنامه هایی که در این راستا مورد نیاز است اشاره می کنیم:

    الف) توجه عمیق به تمام امور معنوی:اعم از ارتباط با خدا و اهل بیت (ع) در وجود ما انسانها نهادینه شده است.

    ب)توجه به خانواده وعزیزان خویش: بسیار ضروری است که اموری همچون صله رحم ،دید و بازدید را در برنامه خود بگنجانیم و این حس درونی خود را بی پاسخ نگذاریم.

    ج)داشتن یک یا چند دوست خوب از جمله نیازهای فطری انسان است.

    ۳)توجه به موجبات نشاط در زندگی: توجه به موجبات آرامش و راحتی در زندگی از امور اجتناب ناپذیر زندگی است. عوامل گوناگونی می تواند باعث نشاط روحی و روانی ما در زندگی شود که برای جامعیت برنامه ها به آن نیاز داریم.که برخی از آنها عبارتند از:

    الف)توجه به خوراک پوشاک و مکان مناسب.

    ب)توجه به برنامه خواب و بهداشت خواب: اعم از

    خواب قیلوله،تلاوت قرآن قبل از خواب،زود خوابیدن،با وضو خوابیدن،کم‌خوری قبل از خواب،و…

    ج)درمان پرخوابی.

    د)تفریح سالم و خوراک مطلوب.

    ه)داشتن هم بحث خوب و ارتباط با یک استاد خوب.

    ۳)نیازهای فکری و عقلانی:انسان برای پاسخگویی به نیازهای مختلف جامعه نیازبه مطالعات گسترده در زمینه های مختلف را دارد، لذا انسان باید اندیشه خود را از نظر ابعادمختلف تقویت نماید.

    توصیه هایی در مورد مطالعات جنبی 

    الف)پرهیز از پراکنده خوانی.

    ب)دوبار خواندن کتاب مفید.

    ج)مدیریت حافظه.

    د)تنوع در مطالعه.

     

     

     

     

    خواسته ها و نیازهای جمعی

    منظور آن دسته از نیازهای جمعی است که از وظایف ما بشمار میرود که باید در ارتباط با دیگران مراعات شود .که در بخش های قبل به تقسیمات نیازهای جمعی پرداختیم به تفصیل آنها را بیان می کنیم.

    ۱)نیازهای مربوط به اطرافیان :یکی از مسائل مهم امروز توجه به نیازهای اطرافیان است در این امورات پیشنهاد میشود که به این مسایل زیر پرداخته شود:

    الف)مراعات آداب و معاشرت :لازم است انسان این آداب را کسب کند و به بهترین نحو ممکن به کار برد.

    ب)در نظر گرفتن توان و میل اطرافیان در برنامه های خود: انسان می بایست برنامه ای را در دستور کار خود قرار دهد که برای اطرافیان زحمت نداشته باشد.

    ج)آمادگی علمی و روحی برای ایجاد ارتباط: آدمی باید از نظر علمی و روحی قدرتمند باشد که آمادگی جهت برقراری ارتباط صحیح و هم تاثیرگذاری مثبت را داشته باشد.

    د)تشخیص نیازهای اطرافیان: و ظیفه جدی ما این است که بدانیم اطرافیان ما چه نیازها و خواسته هایی دارند.

    توصیه ها

    ۱)لزوم یک مشورت خوب

    ۲)عدم توجه به توقعات بیجا

    توجه به تربیت دینی  ۳)

    ۲) نیازهای مربوط به جامعه: باید توجه داشته باشیم که جامعه ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، نیازهایی دارد که ما در قبال آن نیازها مسئول هستیم و باید نیازها را شناسایی کنیم و خود را برای برآورده کردن آنها آماده کنیم.که به برخی از نیازهای جامعه از جهات مختلف می پردازیم:

    الف)از جهت عاطفی :همدردی با دردمندان ،به کاربردن صبر و مهربانی در معاشرت با مردم، از جمله نیازهای عاطفی جامعه هستند.

    ب)از جهت فرهنگی تربیتی :ما موظف به ایفای نقش در امور تربیتی هستیم، لذا باید برای برخی از موارد ذیل خود را آماده کنیم:

     

    1)دعوت عملی مردم به دین

    ۲)به امر به معروف و نهی از منکر

    ۳)تبلیغ هنرمندانه

    ۴)تعلیم و تربیت

    ج) از جهت سیاسی: لازم است در زمینه مسائل سیاسی و پاسخ دهی به آن نیازهای سیاسی جامعه، خود به نکات زیر توجه کنیم:

    ۱)آگاهی به زمان: باید برای مصون ماندن از خطا زمان شناس باشیم

    ۲)اطلاع رسانی صحیح: زمان شناسی موجب می‌شود بتوانیم در مسائل مختلف اطلاعات صحیحی را در اختیار مردم قرار دهیم.

    ۳) ایجاد بینش سیاسی: درک صحیح از جریانات حاکم بر جهان و شناخت آنها و ….. ما را در بینش سیاسی نسبت به زمان خود یاری می‌کند.

    -توصیه ها

    ۱)وارد شدن به عرصه سیاست نیازمند تقوای بالا و معلومات صحیح و به روز است . ۲)از افراط در این مسائل بپرهیزید که به برنامه های دیگر ضربه نخورد.

    ۳) به تفریط در توجه به مسائل سیاسی نیز باید پرهیز کنیم چون جوان باید جامع باشد.

    ۴ )تلاش برای اصلاح جامعه که وظیفه همه افراد میباشد.

    ۳) نیازهای مربوط به حکومت اسلامی: آدمی ابتدا باید با توجه به اظهارات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نیاز های حکومت اسلامی را بشناسند و سپس به حل مشکلات پردازد این نظام و حکومت الهی برای عمل به امور زیر نیازمند است :

    الف)تبیین مقررات اسلامی.

    ب)تربیت نیروهای متعهد و انقلابی برای اداره برخی از امور.

    ج)مقابله با شبهات مطروح که وظیفه ی روشنفکران و جوانان است.

    د)راهنمایی جوامع نو مسلمان که وظیفه حوزه‌های علمیه است.

    ه)تربیت نیروهای کارآمد علمی که به اهتمام اساتید در شاگردپروری شان مربوط است.

    لذا در کلام پایانی شایان ذکر است که ممکن است انسان به همه وظایف نتواند رسیدگی کنند ولی به قول شاعر:

     

    آب دریا را اگر نتوان کشید                                      هم به قدر تشنگی باید چشید

    نتایج اصل دوم جامعیت برنامه

    ۱)پرداختن به همه ابعاد وجودی خود: نتیجه امر این است که باید از یک جانبه نگری بپرهیزد.

    ۲)کوششی برای انجام دقیق وظایف : واقع اگرانسان برنامه ای طراحی می‌کند باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا بتوانند گامی بلند در راستای انجام تکالیف خود بردارد.

    ۳)ارتقای سطح کمی و کیفی برنامه ها: انسان باید به تمام نیازها توجه کند و با توجه کردن اشتباهات معلوم می شود و می توانیم برنامه را ارتقا دهیم.

    اصل سوم

     تناسب برنامه با توان ما:بعضی از افراد می‌گویند: برنامه‌ریزی می‌کنیم ولی موفق به انجام آن نمی شویم و به این نتیجه میرسیم که بدون برنامه کار را انجام دهیم، لذا این نتیجه غلطی است. انسان در برنامه خود باید توجه کند که برنامه متناسب با توان خود طراحی کند لذا شایان ذکر است که آدمی در طرح برنامه باید توان خود را از جهات مختلف مد نظر قرار دهد.

    ۱)توان روحی:بعضی برنامه ها نیاز به آمادگی روحی خاصی دارند.

    ۲)توان جسمی: انسان باید برنامه خود را جوری طراحی کنند که مطابق توان جسمی وی باشد.

    ۳)توان علمی :انسان باید در کار علمی به توان علمی خود عنایت داشته باشد و در کارهایی که بیش از توان علمی آن انرژی لازم دارد وارد نشود.

    ۴)توان مالی :انجام برخی از برنامه ها توان مالی زیادی لازم دارد اگر نمی توانیم نباید مسئولیتی را که بار مالی بیش از توان ما دارد رابرعهده بگیریم.

    ۵)ابزارکافی: انسان می بایست کاری را انجام دهد که ابزار وسایل آن را موجود دارد تهیه آن ابزارها برایش مقدور نیست نباید خود را در معرض آن کار قرار دهد. و اگر

    ۶)زمان کافی: برنامه ها از نظر مدت زمان متفاوتند.پس انسان در طرح برنامه برای انجام کارباید به زمان هر یک از برنامه ها عنایت داشته باشد.

    -نتایج اصل سوم تناسب برنامه با توان ما

    ۱)رسیدن به مقام ورع:ریشه و اساس ورع را لحاظ کردن توانمندی خود در کارها دانسته اند انسان باید به آنچه که می داند اقدام کندتا عمر گرانبهای وی ضایع نشود.

    ۲)بالا رفتن ضریب موفقیت در کارها :انسان وقتی برنامه ای متناسب با توان خودانجام داد آن گاه بهانه ای برای انجام ندادن آن کار ندارد و به همین علت می تواند کار را انجام دهد.

    ۳)هدر دادن توان: اگر برنامه ای در حد توانمان نباشد اولاً برنامه به سرانجام نمی رسد، دوماًتوان خود را بی جهت هدر خواهیم داد،سوماً خستگی باعث میشود از برنامه های دیگر باز بمانیم ،چهارماً اینکه ممکن است سرخورده بشویم.

    ۴)حفظ عزت خود: پذیرفتن کارهای غیر مقدور موجب ذلت انسان میشود بنابراین کارها را باید برگزینیم که آنها با توان ما هماهنگ باشند.

    اصل چهارم

    اولویت بندی برنامه ها :یعنی کارهای مهمتر را مقدم بر کارهای اهمیت کنیم.

    راه های تشخیص اولویت ها

    ۱)درمان بین وجوب و غیرآن: تداخل یک کار واجب و غیر واجب که کار واجب مهمتر است.

    ۲)دوران بین واجب فوری و غیر آن :گاهی تداخل بین کار واجب فوری و غیر فوری مقدم است.   که کارواجب فوری

    ۳)دوران بین واجب عینی و کفایی: در صورت تداخل بین دو واجب کفایی و عینی عینی مقدم است. واجب

    ۴)دوران بین واجب مُوَسَّع و مُضَیَّق: گاهی تداخل بین دو واجب ضیق و غیر آن پیش می آید که واجب ضیق بدلیل کمبود زمان اولی است.

    ۵)دوران بین دو واجب هم سطح:بهترین کار در این حالت جمع کردن بین این دو واجب می باشد و در غیر اینصورت نیاز به مشورت داریم.

    ۶)سایراصول برنامه ریزی :یکی از راه‌های تشخیص اولویت این است که ببینیم کدامیک از دو برنامه متناسب با توان و هدف ماست  که آنرا انجام دهیم.

    ۷)مشورت کردنک یکی از مهم‌ترین راه‌های تشخیص اولویت در کارها که خیلی موثر است مشورت کردن است.

     

     

     

    -تهذیب نفس

    در مورد درس خواندن دستور عمومی نداریم، اما در مورد تهذیب نفس و تقوا همه اساتید، صاحب نظر هستند و فرموده اند: هم وجوب عینی دارد و هم فوری است و از طرفی وقت انسان نیز ضیق است و انسان باید مراقب این مرتبه از تقوا باشد تا از بین نرود.

    نتایج اصل چهارم اولویت بندی برنامه ها

    ۱)پرهیز از برنامه‌های غیرضروری

    ۲) پرداختن به ضروری ترین برنامه ها

    ۳)سرعت در رسیدن به اهداف

    ۴) رفع دغدغه ها

    اصل پنجم

    بهره وری از زمان:در برنامه ریزی باید توجه کنیم که هیچ ساعت از وقت انسان نباید بی برنامه باشد، لذا باید با رعایت اصول قبلی سعی کنید برنامه ها را به صورت فراگیر طراحی کنیم به طوری که برای تمام طول شبانه روز خود برنامه داشته باشیم لذا در این باره شهید مطهری (رحمه الله) علیه فرمایند: طوری کار ها را ترتیب دهید که وقت خالی نماند. حتی امام راحل نیز برای همه اوقاتشان برنامه ای را تنظیم کرده بودند و به نظم خاصی به انجام آنها می پرداختند.

    خطرات بی توجهی

    الف)فرسایش عمر:انسان باید در طول شبانه روز برنامه داشته باشد و الاوقت وی هدر میرود و دچار فرسایش عمر میشود.

    ب)مواخذه الهی اگر انسان از فرصتی که در اختیار است استفاده نکنند مورد مواخذه اللهی در آخرت قرار می گیرد.

     

    راهکارهای بهره وری از زمان

    ۱)درک ارزش وقت.

    ۲)حرمت اتلاف وقت.

    ۳)ضرورت زمانبندی.

     

     

    نتایج اصل پنجم بهره وری از زمان

    الف)براساس این اصل انسان می‌تواند از تک تک لحظات عمر خویش استفاده کافی را ببرد و جلوی هدر رفتن عمر خویش را بگیرد.

    ب)انسان با بهره وری مناسب از زمان می‌تواند برای تمام لحظات عمر خود برنامه بچیند واز آنها استفاده کند.

    ج)بابهره وری مناسب از زمان انسان نمی‌تواند به معصیت حتی فکر کند چرا که در اثر بی برنامه گی و فراغت انسان اسیر وسوسه های شیطانی شده و به گناه آلوده می شود.

    د)پرهیز از وقت کشی: هدر دادن وقت از مصادیق لهو و لعب است و حرام می باشد انسان می تواند با کمک برنامه ریزی از این حرام جلوگیری کند.

    ششم اصل

    تنوع در برنامه ها:

    ۱)انسان نباید چند ساعت رایکسره به یک  کار مشغول شود لذا بایستی برنامه ها را مراعات کنیم تا از کار زده نشویم.

    همچنین در خود مطالعه نیز باید تنوع رامراعات کرد.

    ۳)گاهی برای افراد می‌توان فرصتی برای تنوع ایجاد کرد که دچار آسیب‌های روحی و روانی نشوند.

    ۴)جابجایی شهری در مواردی برای افراد لازم است.

    ۵)برای برخی از افراد وارد شدن در کارهای اجرایی لازم است زیرا علاوه بر تنوع زمینه رشد آنان نیز فراهم می شود.

    ۶)گاهی باید در کارهای فرهنگی وارد شد تا علاوه بر رفع معضلی ،به وظیفه خود در قبال جامعه  نیزعمل کرده باشیم.

    نتایج اصل ششم تنوع در برنامه ها

    عدم دلزدگی ازبرنامه ریزی الف)

    ب)عدم خستگی از برنامه ها

    ج)تجربه ای کارآمد

    د)رفع دغدغه پوچی

    ه)استمرار کار تا رسیدن به نتیجه

    اصل هفتم

    قابلیت انعطاف برنامه ها:از آنجا که گاهی بی نظمی دیگران یا حوادث غیر مترقبه بر به هم خوردن برنامه ریزی ما نقش دارد لذا برنامه‌های ما باید قابلیت انعطاف داشته باشند.

    راهکارهای ایجاد انعطاف در برنامه ها-

    برنامه روزانه خود را بنویسیم تا هم از فراموشی و غفلت از آنها جلوگیری کنیم. ۱)

    در کنار هر برنامه ای زمان تخمینی آن را حساب کنیم در مقابلش یادداشت کنیم. ۲)

    ۳)همواره احتمال به هم خوردن آنها را در نظر بگیریم.

    برای مورد احتمالی، برنامه جایگزینی مد نظر گرفته شود. ۴)

    ۵)در صورت به هم خوردن برنامه،به برنامه ذخیره رجوع کنیم.

    -آسیب شناسی

    باید توجه کنیم که قابلیت انعطاف بودن برنامه ها باعث تسویف در برنامه‌ها نشود و این عمل موجب فرار از آن نشودویا برنامه  خود را با برنامه های غیر ضروری و تفریحی پرنکنیم.

    نتایج اصل هفتم چینش و قابلیت انعطاف برنامه ها

    رسیدگی به تکالیف محوله الف)

    پرهیز از اتلاف وقت  ب)

    عدم سرخوردگی و ناراحتی  ج)

    اصل هشتم

    تناسب برنامه با وظایف انسان:انسان باید برنامه ای را در دستور کار خود قرار دهد که جز وظایف او است اگر به کاری که وظیفه اش نیست می پردازد مورد بازخواست قرار می گیرد.

    برکات پرداختن به وظایف:

    انسان اگر تکالیفش را بموقع انجام دهد مورد تکریم جامعه قرار خواهد گرفت. ۱)

    ۲)خداوند از کسانی که وظایف خود را انجام میدهند راضی و خرسند است.

    ۳)اگر انسان بداند در حال انجام وظیفه است مدام احساس نشاط خواهد کرد.

    ۴)اگر انسان ذره ای عرق دینی داشته باشد به دلیل ترک وظیفه دچار عذاب وجدان خواهد شد.

    کسی که در پی انجام وظیفه نباشد ممکن است وقت خود را در امور بیهوده صرف کند.

    در روایات نیز برای پرداختن به امور بی فایده مضراتی ذکر شده است که الان ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    ضایع کردن عقل. ۱)

    از دست دادن آمال مهم. ۲)

    ۳)ورود در امور مضر.

    ۴) بدترین مشغله.

    راهکارهای شناخت وظایف

    ۱)لزوم آگاهی به زمان: ما برای شناخت وظایف خود در هر برهه باید زمانشناس خوبی باشیم تا بتوانیم در شرایط مختلف تکالیف خود را تشخیص دهیم.

    ۲)مشورت : انسان باید برای تشخیص بهتر وظایف خود با کارشناسان امین و آگاه به زمان هستند مشورت کنند.

    پرداختن به غیر وظایف: تبعات

    نشانه صلح. ۱)

    از دست دادن منافع. ۲)

    ۳) نشانه جهل.

    ۴)نشانه غفلت.

    ۵)فوت امور مهم.

    نتایج اصل هشتم تناسب برنامه با وظایف انسان

    ۱)کسب ثواب الهی: خداوند متعال به اهل ایمان که به وظایف خود عمل می‌کنند،می‌گویند: ما ضایع نمی کنیم از کسانی که عمل صالح انجام میدهند

    ۲)تقویت روحیه تکلیف محوری:اگر ما آرام‌آرام وظایف خود را در برنامه کار خود قرار دهیم ،خود به خود نسبت به وظایف منضبط می‌شویم.

    ۳)رشد و بالندگی : از نظر اسلام ملاک های برای رشد ذکر شده که یکی از آنها احساس مسئولیت و وظیفه شناسی است اگر این شاخصه در فرد باشد به رشد رسیده است.

     

     

    اصل نهم

    مشورت کردن:انسان تقریبا در هیچ کاری از مشورت با کارشناسان بی نیاز نیست بنابراین بهتر است در کارهای مهم شورت کندتا زودتر به نتیجه برسد.

    معنای مشورت

    مشورت کردن یعنی زمینه کردن تجارب چند ساله دیگران به تجربه خود.

    ضرورت مشورت

    انسان در کارهای مهم درمانده می شود در این شرایط نیازمند یک پشتوانه روحی است که کار را به درستی انجام دهد و این است که مشورت به عنوان یک پشتوانه برای انسان مطرح می‌شود.

    -ویژگی های یک مشاور خوب

    عاقل باشد. ۱)

    ۲)آزاده متدین باشد.

    دوستی اش برادر گونه باشد . ۳)

    ۴)آگاه بر سر ما باشد.

    نتایج اصل نهم مشورت کردن

    خروج سریع از سردرگمی ۱)

    رشد کیفی برنامه ها ۲)

    پیشگیری از برخی مشکلات ۳)

    بیشترین استفاده از عمر ۴)

    به کارگیری تجارب موفق مشاور ۵)

    عاملی برای موفقیت ۶)

     

     

     

     

     

    فصل سوم:عوامل موثر در نظم و برنامه ریزی

    گفتار اول :

    عوامل ایجاد نظم

    عوامل ایجاد نظم نیز عوامل گوناگونی در زندگی دارد که خیلی موثرند. در این نوشته بیش از هر چیزی تلاش شده است تا دیدگاه حاملان وحی مورد عنایت قرار گیرد.

    ۱)امام(ولی امر):حضرت امیر(ع) می فرمایند:((فَرَضَ الله…الاِمامَهَ نِظاماً للاُمَّه:خداوند متعال امامت را برای ایجاد نظم و نظام در امت ،واجب قرار داده است.)) به همین دلیل است که وجود یک حاکم در جامعه باعث ایجاد نظم و مانع وجود هرگونه هرج و مرج خواهد بود.

    ۲)قرآن:کتاب آسمانی مسلمین:خود بر اساس نظمی شکل گرفته است که خداوند متعال در همین کتاب منظم سخنان فراوانی دارد.

    ۳)اطاعت از امام:نه تنها خود وجود امام معصوم مایه نظم بخشی به اجتماع است بلکه اطاعت از آنها جامعه را نیز به نظم خواهد کشانید.

    ۴)مراعات حقوق متقابل والی و رعیت:در نظام اسلامی از رعیت خواسته شده که به تمام شرایط جامعه پایبند باشد تا دربرابر آن حاکم اسلامی ،جامعه را به شکوفایی برساند.

    ۵)علم به برکات نظم:آگاهی به هریک از برکات نظم برای ایجاد نظم موثر است که  برخی برکات نظم عبارتند از:

    الف)با ایجاد نظم میتوان به وصبیت امام علی نیز عمل کنیم.

    ب)با نظم داشتن میتوان از تمام لحظات عمر استفاده بهینه کرد.

    ج)داشتن نظم در امور باعث میشود که از وعده های خود تخلف نکنیم.

    ۶)هدفمندی:انسان باید برنامه خود را حول هدفی بچیند تا منظم شود.

    ۷)داشتن طرح و برنامه:اگر فردی با برنامه باشد میتواند بر جامعه تاثیر گذارد و الگو شود.

    ۸)وجود هم نشین منظم: همنشینی با فرد منظم باعث میشود ما از حرکات او الگو بگیریم.

    ۹)محیط:اگر محیط آلوده به بی نظمی باشد قطعاً افراد آن محیط ازآن تاثیر می گیرند.

    ۱۰)تلقین محاسن نظم و ضرر های بی نظمی:اگر ما کم کم در خودمان نظم را تلقین کنیم می توانیم منظم شویم.

    گفتار دوم:

    عوامل موثر در برنامه ریزی

    ۱)درک اهمیت نظم.

    ۲)توجه به لزوم جبران گذشته.

    ۳)همراهی با دوستانی که منظم اند.

    ۴)استفاده از روش تلقین به نفس.

    گفتار سوم:

    مراحل برنامه ریزی

    ۱)اهداف از پیش تهیه شده را در نظر گرفته و برنامه های لازم برای رسیدن به آن اهداف را یاداشت کنیم.

    ۲)برنامه ها را اولویت بندی کنیم و آن ها را بر اساس اولویت در دفتر مخصوصی بنویسیم.

    ۳)با استمداد از خداوند و توسل به اهل بیت علیه السلام،به ترتیب،برنامه ها را اجرا کنیم و در صورت بروز هر گونه تغییرات در برنامه ها مورد جایگزین را در دستور کار خود قرار دهیم.

    ۴)اگر به هر دلیلی نتوانستیم برنامه ای را اجرا کنیم،علاوه بر نوشتن ذلیل تخلف از برنامه،در صورت ضرورت داشتن،آن برنامه را در دستور کار فردا قرار دهیم.

    ۵)زمانی را به ارزیابی مراحل اجرای برنامه ها اختصاص دهیم، چرا این که مسئله ما را در اصلاح اشتباهات یاری خواهند کرد.

    گفتار چهارم:

    مراحل اجرای برنامه

    آدمی اگر بخواهد در مرحله اجرای برنامه موفق تر عمل کند چاره ای نیست که از آداب مراطبه استفاده کند. و مراطبه به معنای مرزبانی است.

    مراطبه دارای پنج مرحله است که به اختصار بیان می کنیم:

    الف)مشارطه:به معنای شرط کردن با خود است،که در ابتدای طراحی هر برنامه باید به آن جامه عمل بپوشاند.

    ب)مراقبه:مراقبه عبارتست ازکشیک خود را کشیدن یعنی مراقب باشیم که برنامه ما مو به مو اجرا شود.

    ج)محاسبه:این مرحله به معنای حساب کشی است که در پایان هرروز باید به محاسبه اجرای برنامه بپردازیم.

    د)معاتبه:در صورت نقص در برنامه باید خود را سرزنش کنیم که چرا چنین کرده ایم.

    ه)معاقبه: باید انسان در برابر کم کاری بعد از سرزنش تحمل تنبیه و جریمه داشته باشد.

    رفتار پنجم:عوامل موثر در اجرای برنامه

    شایان ذکر است که الآن به برخی ازعوامل موثر در اجرای برنامه می پردازیم.

    ۱)داشتن مهارت در تنظیم اوقات.

    ۲)عمل به آداب مراطبه.

    ۳)جدیت وتلاش.

    ۴)حوصله و پیگیری.

    ۵)وجود یک الگوی موفق.

    ۶)ثبت مقدار موفقیت .

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    فصل چهارم: موانع ایجاد نظم و برنامه ریزی

    برای ایجاد نظم در زندگی فرد می بایست موانع آن را شناسایی کرده و توجه داشته باشد که دانستن و توجه داشتن به این موانع ما را در رسیدن به هدف یاری می کند.

    ۱-موانع شناختی:

    الف) جهل نسبت به بهای عمر: انسان همیشه از نادانی ضربات سنگینی خورده و خواهد خورد لذا یکی از ضررهایی که از نادانی به انسان می رسد بی نظمی است. چون که انسان نمی داند چه در گرانبهایی در اختیار وی قرار گرفته و به راحتی از کنارش عبور می کند و برای آن ها برنامه ریزی نمی کند.

    ب) جهل نسبت به ارزش نظم: یکی دیگر از موانع ایجاد نظم همان جهل به ارزش نظم است. انسان چون که نمی داند که نظم چه ارزش و جایگاهی دارد به آن بها نمی دهد لذا این مسئله در جامعه ی ما یکی از ضروری ترین مسائل بوده و یکی از درد های جامعه ی اسلامی به شمار می آید که علاوه بر برکات و مواهب معنوی، فردی و اجتماعی برکات مادی فراوانی نیز دارد.

    ج)جهل نسبت به شیوه های ایجاد نظم: برخی از افراد واقعا نمی دانند برای منظم شدن از کجا باید شروع کنند و چگونه باید به برنامه ها نظم و چینش ببخشند.

    د) شبهات موجود در مورد نظم: در هر امری خوب است که سؤالات و شبهات ممکن در آن را بشناسیم و پاسخ دهیم تا در حین کار دچار مشکل نشویم. و اگر جواب آن ها را ندانیم انسان قیمت نظم و برنامه را در زندگی نمی داند و خود را از داشتنش محروم می کند.

    برخی از شبهات موجود در بحث نظم:

    • خط کشی شدن: برخی گمان می کنند که نظم انسان را در یک چهارچوب خاصی قرار می دهد و هیچ گونه انعطافی ندارد.

    پاسخ: ما در تعریف نظم گفتیم که انسان کارهای خود را به گونه برنامه ریزی می کند که کارهای پر اهمیت را به خاطر کارهای کم اهمیت از دست نمی دهد و این به خاطر آن است که انسان مجال هیچ گونه انعطافی نمی دهد.

    • مانع ریسک‌پذیری: برخی می پندارند که انسان باید ریسک پذیر باشد و نظم مانع این عمل است چراکه دست و بال انسان را می بنددد و این ایده ایده ای مطلوب نیست. پاسخ: این شیوه منافاتی به نظم ندارد. چون نظم یعنی چینش برنامه ها در راستای نیل به اهداف و واضح است که انسان برنامه ی دارای ریسک را در دستور کار خود قرار دهد و آن ها را به موقع و تا پایان کار انجام دهد. پاسخ دوم: اگر ما بخواهیم در کاری ریسک کنیم هرگز با آدم ها بی نظم حاضر نیستیم قول و قرار بگذاریم چرا که ممکن است به برنامه و آن کار ما ضرر جبران ناپذیری وارد کند و فقط باید به آدم های منظم اعتماد کنیم.
    • رابطه ی نظم و بی نظمی: افرادی هستند که گمان می کنند نظم در همین بی نظمی است. آیا درست است؟

    پاسخ: اساسا چگونه ممکن است یک امر را با نقیضش جمع کنیم. آیا این اجتماع نقیضین نیست؟ اگر واقعا نظم در بی نظمی است چرا خداوند متعال از این شیوه بهره نگرفته و در تمام عالم وجود حتی شاهد یک مورد بی نظمی نیستیم و هکذا…

    ۲-موانع غیر شناختی

    در کنار کاستی هایی که از فقدان شناخت نشأت می گیرد یک مورد که باعث بی نظمی در امور می شود نیز مطرح می گردد:

    • بی هدف بودن: نظم می بایست حول یک محور اساسی به عنوان هدف بچرخد. که اگر هدفی را نداشته باشیم برنامه ها به هم میریزد و بی نظمی در کارهایمان بروز پیدا می کند.
    • بی برنامه بودن: بی شک یکی از عوامل مهم در نظم برنامه ریزی است فلذا اگر می خواهیم از بی نظمی فرار کنیم می بایست بعد از تبیین اهداف به برنامه ریزی جهت نیل به آن ها روی آوریم و واضح است که بی برنامه بودن زمینه را برای بینظم بودن هموار می کند.
    • همنشین بی نظم: انسان های اطراف یک فرد می توانند مشوق و محرک او به سمت منظم بودن و بی نظم بودن باشند لذا انسان باید در نشست و برخاست ها و مراوده ها کمال دقت را به کار برد تا با آدمهای منظم ارتباط داشته تا روحیه نظم در او تقویت شود.
    • محیط نامنظم: حتی گاهی اگر ما از افراد بی نظم الگو نگیریم بعضی از محیط‌ها نامنظمند که اینها حتی در جامعه ی اسلامی نیز وجود دارد که می توانند شخص را بی نظم کنند.

     

     

     

    گفتار دوم:

     موانع برنامه ریزی

    • موانع نظم: قبلا در مباحث گذشته موانع نظم بحث شد و کسی که ارزش عمر خود را نداند هر گز به استفاده درست از آن فکر نمی کند و در نتیجه بی نظمی در اعمال او موج می زند. به همین جهت انسان باید ارزش عمر خود را بداند که جناب سعدی نیز می فرمایند:

    مکن عمر ضایع به افسوس و حیف/ که فرصت عزیز است الوقت ضیف

    ۲)سرخوردگی و شکست دراجرای برنامه ها :گاهی انسان در اثر شکست تصمیم می گیرد که کار های دیگر خود را بی برنامه انجام دهد ولی باید دانست که این سرخوردگی به جهت رعایت نکردن اصول برنامه ریزی بوده است این در حالی است که نبود هر یک از اصول برنامه ریزی می تواندما را نسبت  به داشتن برنامه بی اعتنا کند که عقلا گفتند هر شکستی می تواند مقدمه پیروزی باشد.فکر کردن در مورد گذشته زمانی می تواند مفید باشد که برای عبرت گیری و یادآوری نقاط ضعف بشود نه در زمانی که به احساس خود کم بینی منجر شود و یا باعث از بین رفتن فرصت های آینده شود.

    ۳)غرور بی جا : بعصی ها فکر می کنند چون الان اوضاع به مراد آنهاست دچار غرور می شود و به خود فرصت هیچ کاری نمی دهند ولی زمانیکه کمی اوضاع سخت تر شد و عرصه تنگ شد دچار عقب افتادگی می شوند و چون روحیه آن کار را خوب ایجاد نکردند از آن کار متنفر می شوند و از انجام آن باز می مانند .

    گفتار سوم:

    موانع اجرای برنامه ها

    گاهی دیده شده که افراد در مرحله اجرای برنامه ای خود دچار مشکل شده و با موانع دست و پنجه نرم می کنند، به همین دلیل  ما در این گفتار به شناسایی موانع می پردازیم تا در مرحله اجرایی کردن برنامه دچار سستی نشویم.

    ۱)تعجیل قبل از امکان :یکی از موانع امنیت که انسان بیش از فرا رسیدن وقت مناسب کار با عجله بخواهد آن را به اتمام برساند یا در زمان انجام کار سرعت را بیش از حد بکار گیرد.

    که همین عوامل باعث می شود که کار انسان خراب شود و انگیزه انسان برای انجام جزئیات از بین برود.

    الف)عوامل تعجیل در امور

    ۱)ضعف عقیده :نوعاً انسان عجله می کند که می ترسد دیر شود وو فرصت را از دست بدهد و اضطراب این را دارد که دیگران کار را از زود تر از او به انجام برسانند ، بنابراین شخص گویا به خداوند حسن ظن و اعتماد ندارد که این تفکر اشتباه است.

    ۲)وسوسه شیطان :عجله کاری شیطانی است که باعث میشو د کار با کیفیت انجام نشود.

    ۳)حماقت :هرکاری ابزار ویژه خود و زمان خاص خود را می طلبد و به همین خاطر با عجله کردن انسان باعث می  شود که کار خراب شود و انسان بدون روادید کار را انجام دهد اصطلاحا بی گدار به آب می زند.

    ب) آثار عجله در امور

    ۱)مانع نتیجه گیری :انسان گاهی فکر می کند که با عجله کردن زودتر به نتیجه می رسد اما گاهی لازم است توجه داشته باشید که گاهی نتایج زود هنگام انسان را دچار مشکل می کند.

    ۲)پشیمانی : قطعا عجله نوعا کار ها را خراب  می کند سپس از اتمام کار به نوع صحیح باز می ماند.و جز پشیمانی چیزی به بار نخواهد آورد.

    ۳)ذلت: خراب شدن کار ها که گاهی ریشه در عجله کردن انسان داردکه موجب ذلت و سرافکندگی انسان می گردد.

    ۴)سلب مروت : از آنجا که با عجله ،کارها به ثمر نمی رسند انسان عجول را نوعا مرد کامل نمی دانند.

    ۵)زشتی عقل : عجله نقطه مقابل بکار گیری عقل در کارهاست لذا تعجیل در عمل برای انسان عاقل بسیار زشت است.

    ۶)سقوط و تعرش :عجله نوعا موجب برهم زدن کار و توقف کامل آن می گردد

    ۷)هلاکت.

    -راهکار های درمان تعجیل در امور

    برای درمان تعجیل در امور راهکارهایی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره میکنیم:

    ۱)درمان عوامل آن : برای درمان این وضعیت ابتدا باید عوامل تعجیل را درمان کنیم ، همین که ما توجه کنیم به این که تعجیل از وسوسه های شیطان بوده و کاری احمقانه است خود گام مهمی در جهت اصلاح این حالت در انسان است بلکه با تعجیل نه تنها زود به نتیجه نخواهیم رسید و گاهی ممکن است کار را از دست بدهیم.

    ۲)مداومت و مقاومت : مداوت در کارها همراه با مقاومت می تواند جلوی عجله کردن انسان را بگیرد .

    – از دست دادن فرصت ها : یکی دیگر از موانع اجرای برنامه ها از دست دادن فرصت است و گاهی انسان با سستی کردن فرصت های طلایی را از بین می برد و همه چیز را خراب می کند.

    اگر انسان از فرصت ها که پیش میاید به تعبیر پیامبر اکرم « نسیم های رحمتی که از جانب خداوند می وزد» استفاده صحیح بکند بعد ها فرصت های بیشتری برای او پیش میاید.چرا که خداوند کریم می فرماید « اگر شکر کنیدحتما میافزاییم »

    و در نقطه مقابل نظم اگر لا قیدی شود دیگر مجال فرصت نخواهد بود زیرا خداوند می فرماید « اگر کفر ورزید قطعا برایتان عذابی دردناک است»

     

     

    -درمان فرصت سوزی

    ۱)درک اهمیت زمان:برای درمان فرصت سوزی انسان چاره ای جز توجه به این فرصت ها ندارد .

    به عنوان مثال فرصت جوانی ر ا که بعضی را به سرگرمی و کار های لهو سپری می کنند

    آیا فکر می کنند دوباره چنین فرصتی به آنها داده می شود؟

    ۲)درک لطف خدا :باید توجه کنیم در صورت استفاده بهینه از زمان درست مانند استفاده از هر نعمت دیگری خداوند لطف می کند و آن را می افزاید.

    ۳)ترس از عذاب الهی :باید توجه کنیم که اگر از نعمت عمر خود استفاده نکنیم مستحق عذاب خداوند خواهیم شد.

    – تسویف در امور :به کرات دیده ایم که بعضی افراد با امروز و فردا کردن به اصطلاح (سوف سوف کردن) فرصت هارا از دست می دهند .

    به طوریکه تا وقتی که زمان را در اختیار دارند توجه به گذر و استفاده درست آن ندارند . به محض اینکه عرصه بر آن ها تنگ شد ، فرصت را از دست داده و به التماس می افتند ، جهت گرفتن فرصتی دوباره.

    -راهکارهای درمان تسویف :

    الف)توجه به حرمت اتلاف وقت.

    ب)دریافتن امروز.

    ج)جدیت در کارها.

    – آرمانی بودن برنامه ها :یکی دیگر از موانع اجرای برنامه ها آرمانی بودن آن هاست براستی چرا انسان در زندگی خود به دستورات خداوند متعال توجه نمیکند ؟ ولی انسان بهتر میداند که خداوند خالق ماست و بهتر از هرکس مارا می شناسد فلذا انسان باید برنامه ای را طراحی کند که متناسب با توانش است که قرآن کریم فرموده است «خداوند هیچ کس را تکلیف نکرده ، مگر به مقدار وسع و توانش »

    اگر برنامه ای فوق توان ما باشد اولا خود برنامه به نتیجه نخواهد رسید .ثانیا سایر برنامه هارا تحت تاثیر خود قرار می دهد .سوما مانع اجرای برخی از برنامه ها می شود .

    -تشویش افکار: فکر بد به ذهن آدمی خطور می کند و ذهن را مشغول می کند و انسان زمان را از دست می دهد به طوریکه انسان متوجه گذر زمان نمی شود .

    درمان تشویش افکار :برای درمان این کار ابتدا باید ببینیم که فرد مبتلا به چه چیزی می اندیشد و چگونه فکر او دچار آشفتگی می شود نوعا انسان به دو چیز می اندیشد :

    • اموری که با آنها مواجه است .
    • اموری که برایش مهم است.

    باید توجه کنیم که گاهی ذهن به طور ناخواسته به سوی دسته اول می رود و گاهی با اختیار .

    اگر ذهن به طور ناخواسته به سوی آنها رفت می توان از همان ابتدا با عدم توجه عمیق به آنها مانع به خاطر سپردن آنها در ذهن شد.

    اگر با انتخاب و اختیار خود برگزینیم گناه و بد است که حتما خطر آن هارا به خود باید متذکر شویم و دومین نکته این است که علاوه براینکه این افکار وقت انسان را می گیرند هیچ فایده ای برای انسان ندارد.

    اما در مورد کار های مهم بعضی کار ها اصطلاحا مهم نما هستند که آنهارا باید شناسایی کرده و از پردازش به آن ها دوری کند.

    ولی بعضی کار ها مهم اند که میشود با اولویت بندی بین مهم ها آنهارا دسته بندی کرده و اهم آن هارا مقدم کنیم و به آن ها رسیدگی کنیم.

     

    -مزاحمت های دیگران:

    گاهی مزاحمت های دیگران کارهای انسان را به هم میزند و مانع اجرای برنامه او میشوند که در این جا انسان باید جسارت به خرج دهد و نه بگوید تا مشکل را حل کند که اگر دیگران قاطعیت مارا در پایبندی برنامه ببینند هرگز به خود اجازه  مزاحم شدن را نمیدهند.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    فصل پنجم:آسیب شناسی بی نظمی

    گفتار اول :

    آسیب های فردی

    ۱)فرصت سوزی :یکی از پیامد های جدی بی نظمی ازدست دادن عمر و وقت گرانبهای انسان است که در قبال بی نظمی آن ها را ا زدست می دهد.

    ۲)روز مرگی و زیان : اگر انسان برای زندگی خود برنامه ای نداشته باشد اصطلاحا دچار روز مرگی خواهد شد،یعنی این که امروز او با روز قبلش هیچ تفاوتی ندارد.

    ۳)بدنامی :روشن است همانگونه که انسان منظم نزد عقلا از اعتبار و خوشنامی و احترام بهره مند است انسان منظم از بدنامی نزد عوام برخوردار است فلذا اگر به فرد بی نظم توجه کنیم میبینیم که هیچ کاری را درست و به موقع انجام نمیدهند و آرام آرام به سمت نهادینه کردن بدقولی و… در زندگی خود پیش میروند .

    گفتار دوم :

    آسیب های جمعی

    ۱)تضییع وقت دیگران :بی شک گناهانی مانند بدقولی و معطل کردن دیگران ریشه در بی نظمی افراد دارد و هرکدام از آن ها به نوعی منجر به هدر رفتن عمر دیگران می شود که انسان را مدیون میکند خواه خود فرد متوجه شود یا نشود.

    ۲)القای فرهنگ بی نظمی :ما در جامعه ی اسلامی زندگی میکنیم و اسلام نیز روی نظم تاکید فراوانی دارد.( چه نظم فردی چه گروهی )

    فلذا پر واضح است که بدترین اثر سوء بی نظمی های فردی این است که فرهنگ غلطی را به جامعه القاء میکند که عبارتست ازفرهنگ بی نظمی و فرهنگ بی توجهی به عمر خود و دیگران که این خود گناهی نابخشودنی است.

    ۳)از دست دادن فرصت های اجتماعی :شایان ذکر است کمه انسان در اثر بی نظمی و ناهماهنگی به راحتی فرصت های طلایی را از دست خواهد داد در یک جامع کافی است که مسئولی از جهت کارها منظم نباشند آن وقت است که جامعه به فنا میرود و خسارات جبران نا پذیری به آن جامعه وارد می شود.

    گفتار سوم :

    بهداشت روانی بی نظمی:

    برای مبارزه با بی نظمی باید از دو را ه وارد شد:

    • راه پیشگیری.
    • راه درمان.

    فلذا انسان جهت اصلاح رذایل اخلاقی همین مسیر را باید طی کند چراکه بی نظمی نیز یکی از مصادیق رذایل اخلاقی می باشد.

    – محیط سازی :قبل از پرداختن به رده کارهای درمان و پیشگیری توجه به این نکته لازم است که گاهی برخی رده ها مشترک هستند که ماهم به عنوان پیشگیری و هم به عنوان درمان از آن ها استفاده میکنیم که از آن تعبیر به محیط سازی میکنیم.

    محیط ساز ی نیز اشکال مختلفی دارد که ما در این جا نیز به برخی از آن ها اشاره میکنیم :

    ۱)تبیین جایگاه نظم :همانگونه که جهل به اهمیت و جایگاه نظم عاملی برای بی نظمی است علم داشتن به اهمیت و جایگاه نظم می تواند در  منظم شدن افراد تاثیر داشته باشد که این امر وظیفه رسانه ملی است که در این جهت آگاهی لازم را به جامعه ارائه دهد.

    ۲)برخورد با مظاهر بی نظمی:اگر  فردی یا جمعی از گروهی بی نظم هستند با بی نظمی خود موجب بی نظمی در سایر افراد یک محیط می گردند باید جلوی بی نظمی را گرفت و با آن ها برخودر کرد تا منجر به سرایت نشود ،حتی اگر بین دوست عزیز شما باشد فلذا باید عادت کنیم تخلفات را به روی طرف بیاوریم تا آرام آرام کارزشتی تلقی شود.

    ۳)معرفی الگوهای منظم :»بسیار خوب است که الگوهای منظم را به جامعه معرفی کنیم که در راس آنها ۱۴ معصوم پاک بودند که سرآمد نظم در زندگی بشر هستند.

    ۴)پاداش و تنبیه:دوروش از تربیت فرد و جامعه روش پاداش و تنبیه است فلذا انسان بی نظم باید توبیخ شود و انسان منظم باید پاداش داده شوند.

    -راهکار های پیشگیری :پیشگیری به صورت طبیعی مقدم است از درمان چرا که قبل از بروز خطر و بیماری می باشد درحالی که در مان مربوط به بعد از ابتلای بیماری است .

    ۱)برخورد با موانع ایجاد نظم:برای پیشگیری از بی نظمی می بایست ابتدا موانع نظم را شناسایی کنیم و با هریک از آنها به گونه ی متناسب با خودش برخورد کنیم

    ۲)هدفمندی :تمام برنامه ها باید حول یک محور اساسی به نام هدف چیده شوند تا نظم شکل گیرد و اگر هدفی نباشد برنامه ها بهم ریخته خواهند شد و بی نظمی در کار ها بروز پیدا میکند.

    ۳)برنامه ریزی :یکی از عوامل ایجاد نظم  برنامه ریزی است. پر واضح است که اگر می خواهیم از بی نظمی عبور کنیم و بعداز تعیین اهداف خود می بایست برنامه هایی برای رسیدن به آن اهداف طراحی کرد فلذا بی برنامه بودن زمینه را برای بی نظم شدن فراهم می کند.

    ۴)دقت در انتخاب همنشین:یکی از راه هایی که بخواهیم از بی نظمی در کارها جلوگیری کنیم این است  که از افراد بی نظم دوری کنیم و تا به طور ناخواسته به بی نظمی آلوده نشویم و با افراد منظم مراوده داشته باشیم .

    ۵)تقویت روتحیه ی تکلیف محوری : پیداست که انسان های تکلیف محور آسان تر میتوانند منظم شوند بنابراین با تقویت این روحیه می توان زمینه مساعدی برای نظم پذیری  در جامعه ایجاد کرد .

    -شاخصه های تکلیف محوری :

    بهتر از شاخصه های تکلیف محوری را بشناسیم تا برای رسیدن به این روحیه ی مقدس راه را هموار کنیم .

    الف)مهم شمردن لحظات عمر:انسان تکلیف محور تمام لحظات عمر خود را غنیمت می شمارد و تلاش می کند تا برای تمام لحظات عمر خود برنامه داشته باشد.

    ب)پرهیز از نتیجه گرایی :افراد تکلیف محور خود انجام تکلیف ر ا هدف می دانند و معطل نتیجه نمی مانند و به اصطلاح میگویند ما وظیفه خود را عمل می کنیم حال نتیجه هر چه شد ، شد.

    ج)عدم تاثیر پذیری از ملامت ها :ممکن است بعضی انسان هارا به خاطر عمل به وظیفه سرزنش کنند ولی انسان تکلیف محور هرگز به سرزنش آنها گوش نمی دهد.

    د)پایداری و استقامت :انسان تکلیف محور دارای روحیه ی استواری است و هرگز شانه خالی نمیکند به خاطر همین ایمان راسخش ،خداوند عزوجل به ایشان وعده یاری داده است.

    – راهکار های درمان :برخی افراد در زندگی خود دچار بی نظمی شده اند به همین سبب راهکارهایی برای درمان این بیماری وجود دارد که ما به برخی از آن های اشاره می کنیم.

    ۱)توجه به عوامل ایجاد نظم :انسان اگر بی نظم است می بایست عوامل ایجاد نظم را مرور و به آنها توجه کند و این مسئله باعث می شود اشتباه خود را بشناسیم و از بی انضباطی دست برداریم.

    ۲)پرهیز از توجیه گرایی :یکی از عواملی که بی نظمی را در انسان ضمیمه می کند توجیه گرایی است تقریبا بیشتر افراد با وجود اینکه مرتکب افراد میشوند به واسطه توجیه کردن وجدان خود را از سرزنش بازداشته و دیگران را نیز قانع میکنند . برای اینکار ابتدا می بایست خود از توجیه کردن اشتباه بپرهیزیم ثانیا توجیه دیگران را هیچ وقت نپذیریم .

    ۳)جسارت نه گفتن :خیلی از بی نظمی ها در اثر دخالت مستقیم و یا غیر مستقیم دیگران به برنامه اتفاق می افتد در این صورت جسارت نه گفتن هم مانع بی نظمی برای در برابر خواسته های غیر ضروری دیگران میشود و هم مانع بی نظمی و بهم ریختن برنامه ما میشود و به ما اجازه می دهد تا از فرصت های طلایی خود استفاده بهینه را ببریم.

     

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته