مقاله اخلاق و تربیت

سال ورودی :
  • 1395
  • پایه :
  • پایه 2
  • 20 بازدید

    چکیده :

    زاهد به کسی گفته می شود که برای دستیابی به لذائذ آخرت از لذائذ دنیوی دست کشیده باشد. در مقابل عابد کسی است که برای برخورداری از اجر وپاداش خدا را عبادت کند.


    زاهد به کسی گفته می شود که برای دستیابی به لذائذ آخرت از لذائذ دنیوی دست کشیده باشد. در مقابل عابد کسی است که برای برخورداری از اجر وپاداش خدا را عبادت کند.

    عرفا هم کسانی هستند که نه به لذائذ اخروی و نه دنیوی تعلق و چشمی ندارند.زهد مراتبی دارد که بالاترین آن مقام عرفا است . زاهدان براثر شب زنده داری چهره ای زرد دارند و کم گویندو سینه شان از  شدت مقابله با نفس مجروح شده است

    تقسیمات سه گانه ی عبادت پیشه گان:

    دسته اول ترسی از عذاب آتش دارند و دسته دوم عبادتی تاجرانه و برای کسب پاداش بهشت دارند و دسته سوم عاشقان الهی اند.

    عبادت دو گروه اول بی ارزش نیست و لکن بالاترین عبادت برای دسته سوم است.علاقه به نعمات بهشتی چیز پستی است و انسان بالا کسی است که به بهشت اعتقاد دارد ولی چون دل به رضایت محبوب بسته است به آن دلبسته نیست.

    گذر از دنیا اولین گام برای رسیدن به معرفت خدا:

    باید برای مسیر خدا دست از لذت های دنیوی شست. باید مرز برای لذات قائل شد و حتی گاهی انسان باید از حلال هم چشم پوشی کند که از جمله ی آن انفاق و صدقه دادن است.

    انسان با پشت پا زدن به حلال دیگر به حرام نمی افتد. البته انسان با تمام تلاش هایش نهایتا بتواند از آتش برهد و این سعادت بزرگی است که خداوند لطف کند و او را به بهشت ببرد.

    نقش ارزشی روزه و سکوت

    رابطه ی تقرب به خدا با فعالیت های ایجابی و سلبی:

    بالا ترین کمال قرب به خداوند است پس انسان باید راه رسیدن به آنرا طی کند .برنامه ی او از دو بخش ایجابی و سلبی تشکیل می شود. ایجابی یعنی کارهایی که در خارج باید انجام گیرد سلبی کارهایی است که باید از آن خودداری  شود. بعضی کارها در زندگی انسان نقش علیتی دارند و می توانند تاثیر در کارهای دیگر ما بگذارند پس باید انسان از این گونه کارهای کوچک چه در امور سلبی وچه در امور ایجابی شروع کند

    سکوت آباد کننده ی دل اولیاء خدا

    “ای محمد بر تو باد که سکوت پیشه سازی همانا بهترین و آباد ترین انجمن ها قلب های صالحان و ساکتان است و خرابترین آنها قلب های یاوه گویان است”

    البته به هنگام وظیفه انسان باید سخن بگوید .فواید سکوت را میتوان اینگونه بر شمرد

    ۱ . ذخیره انرژی برای کارهای مثبت

    ۲ . کاهش تمرکز برای کارهای بیهوده

    ارزش انسان به آگاهی و شعور اوست. انسان های حراف شعور ندارند. کم حرفی به حضور قلب در نماز کمک میکند.

    ای محمد عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب مال حلال است پس اگر خوردنی و آشامیدنی خود را پاک نمایی همواره تحت حفاظت و در کنف عنایت من خواهی بود

    اما  شروع عبادت به چیست

    خداوند میفرماید شروع آن به سکوت و روزه است

    حکمت معرفت و یقین رهاورد روزه :

    “پیامبر عرض کرد خداوندا رهاورد روزه چیست خدا فرمود میراث روزه حکمت است و میراث حکمت معرفت و میراث معرفت یقین است

    قوام روزه از جهت معنوی به نیت و قصد قربت است ولی از نظر جسمی هم به انسان کمک میکند و برنامه ی صحیح برای تغذیه ی انسان مشخص میکند .

    انسان پرخور به لذت ها فقط توجه دارد پس از لذات روحی محروم میگردد. روزه موجب تقویت اراده و یاد خداوند میشود همچنین با کاهش حجم غذای انسان قدرت تمرکز و فکر نیز بالا میرود. انسان پرخور برای بدست آوردن غذا ممکن است هر کاری کند روزه حکمت انسان را زیاد و بر ایمان و یقین او می افزاید و انسان به درک حقایق نیز خواهد رسید.

    مومنی که ایمان دارد نیز دیگر دنیایش برایش مهم نیست و آنرا به خداوند متعال سپرده است.

    مومنین ره یافته به یقین و باریابی به رضوان حق

    مومنی که در دنیا به دنبال تکلیف رضای حق بوده فرشتگان با جام ها و شراب بهشتی برای قبض روح او می آیند.او همه ی سختی هارا فراموش میکند پس وقتی برای او درباره ی محبوبش میگویند دیگر علاقه ای به ماندن ندارد و به آرامی قبض روح میگردد. خداوند با او همکلام و از وصفش در دنیا میپرسد

    آنجا نیز چون جای اغراق نیست سخن حق را میگوید .ب

    بریدگی از دنیا نتیجه ی توجه به خدا

    روح مومن در جواب خداوند میگوید خداوندا به عزت و جلالت سوگند که من به دنیا علم و آگاهی ندارم و از روزی که تو مرا خلق کردی از مقام تو ترسان بودم

    مومن ممکن است گاهی بسبب اشتغالات دنیا فراموش کند کجاست ولی دیدار محبوب اورا از دنیا جدا میکند بر خلاف دنیا گرایان که گرایش به دنیا در عمق دلشان نفوذ کرده است.

    رضای الهی بزرگترین خواسته مومن است

    خداوند به او میگوید ای بنده ی من چنین جایگاهی را برای تو فراهم ساخته ام اکنون بهشت در اختیارتوست

    کرامت توفیق الهی و تعالی و رشد انسان مومن

    او میگوید اگر تو مر ا به یاد خود زنده نمی داشتی مرده ای بیش نبودم اهل یقین احساس میکنند از ارتباط با خدا حیات یافته اند و این حیات را عطیه ی او میدانند

    ویژگی های زندگی گوارا و پایدار

    الف) ویژگی های زندگی گوارا  در ادامه ی حدیث معراج خداوند از پیامبر سوال میکند ای احمد آیا میدانی کدامین زندگی گوارا تر و کدامین حیات پایدار ترا ست پیامبر عرض میکند پروردگارا نمیدانم

    انسان همیشه به دنبال زندگی همراه با لذت و پایدار است خداوند میفرماید کسی زندگی گوارا دارد که از یاد من غافل نیست نعمت های مرا فراموش نمیکند و به حق من جاهل نیست و شب و روز لقاء مرا میطلبد

    انسان میداند که وجودش مستقل نیست پس بر اساس فطرت خواهان حقیقتی ثابت برای تکیه براوست._

    اگر به آن موجود دست یافت آرامش خاطر میابد پس بنا براین گفته دلهره اضطراب به سبب انحراف فطری است چون ارتباط انسان با این منبع هستی ضعیف گردیده است انسان در ارتباط با او و حتی          آرامش میگیرد

    دومین  شرط برای لذت بردن از دنیا توجه به نعمات است.پس برای گوارا شدن زندگی توجه به نعمات لازم است اما دلبستگی به آن غلط است

    ب) ویژگی حیات پایدار

    در بخش دیگری از حدیث خداوند ویژگی هایی را برای حیات باقی بیان میکند خداوند میفرماید اما حیات باقی کسی دارد که به گونه ای برای خود عمل میکند که دنیا برای او حقیر و در چشمش بی ارزش میشود و آخرت نزد او عظمت میابد .

    اگر کسی بخواهد از حیوانیت به انسانیت قدم بگذارد در اولین گام باید به مقایسه ی دنیا و آخرت بپردازد.

    انسان به دنبال لذت فوری است به همین دلیل دلبسته ی دنیا میشود اگر بفهمد که کاری لذت بخش است به آن علاقه مند میگردد

    اگر زمانی انسان به این باور برسد که افعال اخروی واقعا برای او مفید است با شوق و علاقه آنها را انجام خواهد داد.

    بدون شک لحظه ای لذت بردن از دنیا همراه با مشقت فراوان است. این اختراعات و جنگ ها وغیره همه برای لذتی گذرا است که انسان این قدر برایشان زحمت میکشد پس برای آن لذت ابدی  و پایدار آیا سختی و جود دارد .

    اگر پی به ماهیت آخرت و ارزش دنیا ببریم دنیا در نظر ما پست و آخرت بزرگ میاید.

    انسان برای کسی که دوستش دارد خیر و صلاح اورا تامین میکند بیشترین کسی که دوست دارد خودش است پس بهتر نیست نفع وضرر واقعی را بشناسد؟

    مقام عابدان و رسولان الهی و نقش عقل­مندی ، یاد خدا و گریز از غفلت

    اهمیت به کار گیری عقل، یاد خدا و دوری از غفلت

    نکته ابتدایی اینکه در گفت و گوهایی که در حدیث معراج بین خداوند و پیامبر اکرم ص انجام گرفته است اسلوب های گوناگون به کار رفته است که این خود نوعی بلاغت در سخن است و از خستگی و ملالت جلوگیری می کند. در ادامه حدیث خداوند مطالبی چند را به پیامبر ص توصیه می کند می فرماید همتت را متوجه یک چیز ساز و این به این معناست که همیشه هدف خدا باشد و رضای او (اجعل همک هماً واحدا)

    انسان زمانی زنده واقعی است که به یاد خدا باشد وگرنه انسانی که از یاد او غافل باشد مرده است و زندگی او زندگی حیوانی خواهد بود و نتیجه این زندگی هلاکت و بدبختی است. خداوند می فرماید:

    (کسی که از یاد خدا اعراض کند شیطان را بر او می گماریم تا همنشین او گردد)

    توصیه­ی دیگر خداوند به پیامبر در این بخش از حدیث بهره گرفتن از عقل است که نتیجه آن رعایت و شناخت حدود است.

    ملاک برتری پیامبر بر سایر پیامبران

    با وجود اتصاف همه پیامبران به یقین ،اولین ملاک برتری نوع یقین در پیامبر بود. در قرآن کریم آمده است:

    (برخی از بنی اسرائیل را امام و پیشوایانی قرار دادیم که به امر ما خلق را هدایت کنند چون در راه حق صبر کردند و به آیات ما یقین داشتند)

    ملاک دوم خوش خلقی پیامبر

    ملاک سوم سخاوت در مقام بخشش مال

    ملاک چهارم رحمت و دلسوزی با مردم : در قرآن کریم آمده است:

    (پیامبر بر هدایت و نجات شما حریص و به مؤمنان رئوف و مهربان است)

    تأثیر کم گویی و کم خوری در شناخت و ادراک انسان

    این تأثیر برای مؤمن آموختن حکمتی راه گشا و شفا و نور است اما برای کافر حجتی می شود بر علیه او. رسیدن به حکمت بر اثر کم گویی و کم خوری خود نیز آثاری به دنبال دارد شخص در این هنگام عیب های خود را میابد و دیگر به عیب های دیگران نمی پردازد. در حدیث معراج آمده است:

    (پس اولین چیزی که به او می نمایانم عیب های خود اوست تا به عیب های دیگران نپردازد)

    همچنین چنین شخصی به روشنایی قلب و بصیرت باطنی دست میابد، این بصیرت و روشنایی باطنی عاملی ست برای مقابله با شیطان و نفوذ او چراکه یکی از راه های نفوذ شیطان ایجاد وسوسه و شبهه هست.( و به او دقایق و حقایق علم را نشان می دهم تا شیطان بر او مسلط نشود) از مصادیق بارز کم خوری و کم گویی روزه داری است و لکن روزه ای ارزش دارد که همراه با حفظ زبان باشد.

    ویژگی های عابدان

    در این بخش از حدیث سلسله دستورات کاملی برای سیر و سلوک یافت می شود و همچنین اوصاف سالکان و واصلین الی الله بیان شده است. هرگاه هفت ویژگی و خصلت در شخصی باشد او عابد می می شود.

    ویژگی اول: ورع و تقوا

    ویژگی دوم :سکوت بازدارنده از لغو.(و صمت یکفه عما لا یعنیه)

    ویژگی سوم :ترسی همراه با گریه از برای گناهان و عذاب الهی. در سوره انفال آیه ۲ خداوند می فرماید:

    (مؤمنان کسانی هستند که چون ذکری از خدا به میان آید دلهایشان ترسان و لرزان گردد)

    چهارمین ویژگی: حیا در هر حالتی حتی در خلوت، کسی که خجالت می کشد در حضور دیگران کند به خاطر حیا از آنان است و این شخص با اینکه مرتکب گناه می شود اما بهتر از کسانی است که علناً گناه می کنند.

    پنجمین ویژگی: غذا به اندازه نیاز تناول می کنند.

    ششمین ویژگی: عابدان به خاطر خدا با مظاهر دنیا دشمنی ورزد

    هفتمین ویژگی: نیکان را دوست بدارد

    دشمنی خداوند با دنیا به این معنا نیست که دنیا بد است بلکه دنیا طلبی و اصالت دادن به دنیا نکوهیده است نتیجه این است که انسان یا در مسیر بندگی گام بر می دارد یا خود پرستی.

    چگونگی محبت به خدا

    در یک جمع بندی می توان مطالبی را که در حدیث معراج ذکر شده است به دو بخش کلی تقسیم کرد:

    بخش اول: حرکت به سوی خدا با تلاش و در نهایت رسیدن به محبت الهی

    بخش دوم:بعد از رسیدن به محبت الهی چگونه خداوند انسان را پیش می برد؟

    رابطه زهد و عبادت با محبت خدا

    مدعیان محبت به خداوند فراوانند اما در واقع اینگونه نیست بلکه این محبت آثار و حالاتی دارد که در اشخاص محب بروز میابد آثار محبت به خدا عبارت است از:

    بسنده کردن به غذای ضروری بدن، لباس ارزان پوشیدن نه فاخر، سجده های طولانی سبب خواب رفتن او شود، نمازش طولانی باشد و همیشه با سکوت ملازم باشد.

    رابطه میزان غذا و نوع لباس با محبت خدا: اگر انسان بخواهد برای رسیدن به لباس خوب و غذا وقت و توان خود را صرف کند در وقع هزینه و وقت خود را صرف می کند و این ختم به دلبستگی به دنیا و لذائذ آن می شود و محبت خدا از میان می رود.

    رابطه سجده و قیام طولانی و محبت خدا: انسان علاقه دارد که در حضور محبوبش همیشه حاضر باشد و خسته شدن از عبادت بیانگر رسوخ نکردن محبت در دل انسان است یعنی وقتی عشق آمد دیگر خستگی از معشوق معنا ندارد.

    رابطه سکوت با محبت خدا: حرف زدن موجب پراکندگی حواس می شود و تمرکز بر خدا و برای خدا را کاهش می دهد.

    رابطه گریه با محبت خدا:

    گریه شخص سالک در ابتدای مسیرش به سبب غرق در گناه بودن و خوف از خداست. سالک هنگامی که به مقام طهارت از گناهان و وصل به محبوب دست یافت از شوق این وصل گریه ای وصف ناپذیر دارد

    درباره حضرت شعیب ع آمده است که ایشان صد سال گریست تا چشمانش نابینا گشت . حضرت شعیب فرمودند: خدایا تو میدانی که گریه من نه از ترس جهنم است و نه از شوق بهشت بلکه به جهت شوق لقاء توست

    خند دوستان خدا اندک است و فقط برای خوشحال کردن دیگران خنده ای ظاهری دارند وگرنه تا رسیدن به محبوب آرام ندارند و محزون و گریانند.

    نقش رفاقت و دوستی با علماء و فقراء

    محب توجهش به هستی است از آن جهت که مظهر محبوب اوست به همین جهت قصد دارد تا علمش را به آثار خدا و محبوبش بیافزاید. کسی که خدا را دوست دارد دوستان او را نیز دوست دارد که از برجسته ترین آنان علمایند. همچنین دوست خدا که زندگی فقیرانه و ساده ای دارد با کسی پیوند دوستی بر قرار می کند که زندگی فقیرانه و ساده ای داشته باشد. البته گاهی شخص محب برای اصلاح و هدایت شخص گناه کار و دلبسته به دنیا با او دوسسسسست می گردد چراکه وظیفه اولیاء خدا تربیت و هدایت است کسی که محب خدا شد به این معناست که دیگر آلودگی ندارد محب خدا اگر با کسی دوستی کرد به جهت ارتباط آن شخص با خداست یعنی وقتی محبت خالص شد فقط به خدا تعلق می گیرد حتی محبوبیت ائمه اطهار و انبیاء .

    قسمت پایانی حدیث معراج بسیار تکان دهنده است و حجت را تمام می کند

    ( ای محمد اگر بنده ای به اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند وروزه بگیرد و همانند فرشتگان از خوزدن غذا دوری گزیند و لباس برهنگان را بپوشد، ولی در قلب او ذره ای از حب دنیا یا ریا و یا ریاست و زینت دنیوی باشد او را به جوار خویش راه نمی دهم و ومحبت خویش را از دلش خارج می کنم.)

    منظور این است که نماز و روزه ظاهری برای انسان افاقه نمی کند، هنگامی که ذره ای از محبت دنیا در دل انسان باشد.

    ((و علیک سلامی و رحمتی والحمدلله رب العالمین))

    ای محمد بر تو باد سلام، محبت و رحمت من؛ و ستایش ، خدای جهانیان را سزد.

    و من الله توفیق

    ۲۳/۱۲/۱۳۹۶

    ۲۶/۰۶/۱۴۳۹

    ۱۴/۰۳/۲۰۱۸

    مدرسه علمیه آیت الله بهجت(ره)