مقاله بررسی شبهات مقدره در سوره حمد

سال ورودی :
  • 1394
  • استاد راهنما :
  • استاد قضایی
  • پایه :
  • پایه 3
  • نویسنده :
  • محمدرضا صدقی
  • 36 بازدید

    چکیده :

    بررسی و پاسخگویی به شبهات، به علت اینکه در دفاع و تبلیغ و گسترش دین اسلام بسیار مهم و حائز اهمیت بوده؛ از اول اسلام مورد توجه بسیاری از علمای اسلام قرار گرفته است و تا کنون بسیاری از شبهات پاسخ داده شده است که در این نگارش به بررسی برخی شبهاتی که درباره ی سوره حمد مقدراً وارد شده است ، از قبیل شبهه درباره ی لسان قران ، رحمانیت خداوند ، غرور خداوند و تکرار صفاتش و … را مورد بررسی قرار میدهیم


      بررسی و پاسخگویی به شبهات، به علت اینکه در دفاع و تبلیغ و گسترش دین اسلام بسیار مهم و حائز اهمیت بوده؛ از اول اسلام  مورد توجه بسیاری از علمای اسلام قرار گرفته است و تا کنون بسیاری از شبهات پاسخ داده شده است که در این نگارش به بررسی برخی شبهاتی که درباره ی سوره حمد مقدراً وارد شده است ، از قبیل شبهه درباره ی لسان قران ، رحمانیت خداوند ، غرور خداوند و تکرار صفاتش و … را مورد بررسی قرار میدهیم

     

    کلید واژه

    شبهات سوره حمد ، بررسی شبهه ، قرآن کلام بشر ، غرور یا فراموش کاری      خداوند

     

    مقدمه

    از بدو رسالت پیامبران که به فرمان خداوند در راستای هدایت و چارچوب بخشیدن به زندگی مردم صورت گرفت منافع برخی اشرافیان و دنیا طلبان و کسانی که تمایل به بی بند و باری در دنیا داشتند به خطر افتاد، لذا از همان ابتدا به شیوه های مختلف با این امر الهی مخالفت کردند، که میتوان  در تاریخ به آنها رجوع کرد، اما یکی از شیوه های مقالبه با اسلام که امروزه هم شیوع بیشتری پیدا کرده آن است که شبهه پراکنی میکردند؛ شبهه پراکنی یعنی اینکه کذب های واقع نما را به دین مبین اسلام نسبت میدادند و در بین مردم پخش میکردند و بسیاری از مردم که در این زمینه بدون اطلاع، بسیاری از این مطالب را باور میکردند، دچار تشویش روحی و سستی اعتقاد  نسبت به دین اسلام و آموزه های آن میشدند و از آنجایی که پیامبر وظیفه هدایت مردم را بر عهده دارد باید به مبارزه با شبهه پراکنی و پاسخ گویی به آن برمی خیزیدند تا مردم به راحتی از دین خود روی گردان نشوند و آنها را به رویا رویی با شبهات مسلح به علم دین می ساختند، و از همین جهت است که از همان زمان تا کنون بسیاری از شبهات مطرح و پاسخ داده شده است و در این مقاله شبهاتی که در باره ی سوره  حمد مطرح شده و از این سوره استخراج شده است؛ و به خداوند نسبت داده میشود مورد بررسی قرار میگیرند، و به علت اینکه این شبهات در واقع وارد بر قران و دین نمی باشد و فقط توهما و بدوا وارده حساب میشوند موضوع مقاله را بررسی شبهات مقدره  به معنای شبهاتی که ظاهر در بین عقلا نیست، و مقدره است از نظر عقل، در نظر گرفته ایم. که شبهات به صورت جداگانه ذیل چند عنوان مورد بررسی قرار میدهیم.

     

    ترجمه سوره حمد

    سپاس و ستایش مخصوص پروردگار عالمین است.

    که بسیار بخشننده و مهربان است.

    صاحب روز جزاء و پاداش است.

    تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.

    هدایت کن ما را به راه راست،

    به راه کسانی که نعمت دادی آن ها را

    غیر از راه کسانی که غضب کردی بر آنها.

     

     

    رحمانیت و رحمیت خداوند و عذاب گناهکاران

    برای بررسی این موضوع در وهله ی اول به بررسی معنای این دو کلمه میپردازیم.این دو کلمه از ماده رحمت اشتقاق یافته اند و رحمان بر وزن فعلان و رحیم بر وزن فعیل می باشد.رحمت صفتی است انفعالی و تأثر خاصی است درونی،که قلب هنگام دیدن کسی که فاقد چیزی یا محتاج چیزی است که نقص خود را کامل کند،متأثر می شود و سعی میکند مشکلات را حل کند.اما اگر بخواهیم این صفت را بر خدا نسبت دهیم باید معنا را کمی متناسب با شأن باری تعالی درنظر بگیریم چرا که تأثر قلبی و ناقصی که لازمه آن است دور از صفات خداند بوده و باید فقط معنای اعطاء، افاضه و رفع حاجت را در نظر بگیریم.

    کلمه رحمان که بر وزن فعلان می باشد صیغه مبالغه یا کثرت یک صفت در چیزی است و رحیم که بر وزن فعیل است بر دوام و ثبات اشاره دارد یعنی رحمت خداوند بسیار است، به گونه ای که شامل تمامی موجودات و انسان ها از جمله مؤمنین و کافرین می باشد. به همین علت ، قرآن برای بیان کثرت این رحمت که برای تمامی مخلوقات است چنین میفرماید «ارحمن علی العرش استوی[۱]» و همچنین آیه دیگری که دلالت بر مدد رساندن خداوند رحمان بر شخص گمراه دارد.«قل من کال فی

    ضلاله فلیمدد له الرحمن مدا،بگو آن کسی که در ظلالت است باید خدا او را در ظلالتش یاری رساند[۲]»

    به همین علت بهترین معنا برای رحیم رحمت ثابت و دائمی و همیشگی است.رحمتی که تنها به مؤمنین در عالم فنا ناپذیر افاضه می دارد.

    و مؤید قول ما که آیه قرآن این کلمه را برای مؤمنان به کار برده «و کان بالمؤمنین رحیما))[۳]

    با بررسی معنای این دو صفت و اثبات آن برای خداوند از این جهت که باید خداوند صاحب کل کمالات باشد، میفهمیم که خداوند در درجه ی اول نسبت به همه بندگانش رئوف است ، و گناهکاران نیز از این خیر مستثنی نمی شوند؛ اما اینکه بگویم خداوند دارای صفت رحمانیت است پس باید تمامی گناهکاران را بدون هیچ معاقبه و یا تنبیهی مورد بخشایش قرار دهد صحیح نیست چرا که اگر این امر صادق باشد ، یعنی اینکه خداوند گناهکاران را از روی رحمانیت ببخشد آیا عدالت و حکمت خداوند زیر سوال نمیرود؟ مثلا شخص خاطی ، به حریم شخص دیگری تجاوز کند در حالی که خداوند او را به حال خود رها کند؟ آیا این دور از عدالت و حکمت خداوند نیست ؟ آیا این امر خداوند را از عدالت ساقط نمی سازد؟ بله این عمل بنابر حکم عقل و حسن و قبح عقلی مردود است و نمیتوان آن را یه خداوند نسبت داد.

    حال بعضا سوال میشود که چرا خداوند رحمت را فقط بر مؤمنین افاضه میکند؟ پاسخی که مقبول عقل و انصاف است این است که آیا بین فردی که بر خود سختی داده و تمامی اوامر الهی را اطاعت و سختی ها را به جان خریده و بسیاری از مشکلات مسیر سعادت را تحمل کرده با شخصی که به راحتی از اطاعت اوامر الله سرپیچی کرده و سرباز زده تفاوت و فرقی وجود ندارد؟در این زمینه عدالت و حکمت خداوند بنابر حسن و قبح عقلی باعث فرق بین این دو نوع میشود و شخص مطیع امر خدا را مستحق پاداش ابدی کرده و غیر او را از این رحمت منع میدارد. اما به گونه ای نیست که خداوند آنها را به طور کلی از رحمت خود براند بلکه خداوند رحمت عامه خود را از آنها دریغ نمیدارد و از روی رأفت و مهربانی خود به آنها در این دنیا فرصتی میدهد و آنها را سریعا عقاب نمیکند تا شاید که به سوی او بازگردند؛ و آیا غیر از این است که این نشانه ی مهربانی خداوند بر آنها است؟

     

     

    غرور خداوند و فراموشکاری

    سوال میکنند که مگر غیر از این است که خداوند یا فراموشکار است که به طور دائم به مرور صفات خود میپردازد یا مغرور است که به صفاتش مینازد؟

    در این باره مسئله ای مطرح میشود که کدام عقل سلیمی این حصر را وضع کرده است؟یعنی اینکه آیا وجه دیگری را نمیشود برای ذکر صفات در نظر بگیریم؟بر فرض محال این حصر را یک حصر عقلی در نظر بگیریم، آیا غرور برای خداوندی که تمامی جهانیان و مخلوقات تحت تصرف و سیطره ی اوست صفت ناپسندی است؟ علت این تکرار را میتوان این امر در نظر گرفت که خداونددر مقام معرفی خود به بندگان است و میخواهد خود را به بندگانش معرفی کند تا خدا را به صفات حقیق او بشناسند. چرا که آدمی با عقل ناقص خود توانایی و ظرفیت شناخت خداوند و صفات حقیقی او را ندارد. مؤید بر کلام آیه «سبحان الله عما یصفون الا عبادا المخلصین[۴]» که میگوید خداوند پاک و منزه است به انچه وصفش میکنند مگر وصف بندگان و انبیاء مخلصش) و غیر از خداوند هیچ موجود دیگری بر کمال افعالش احاطه ندارد، چرا که بر صفاتش که سر منشأ زیبایی های افعال اوست، احاطه ندارد. همچنان که خداوند، خالق مخلوقات عالمین میفرماید: «و لا یحیطون به علما[۵])) احاطه علمی بر او ندارند» به همین دلیل اگر خداوند را از روی شناخت خودش وصف کند او را محدود به دانسته های خود کرده است و حال آنکه خداوند محدود به هیچ حدودی نیست، نه خودش و نه صفات و اعمالش ، پس هنگام شناخت خداوند باید از خود او و بندگانی که خودش را به آنها معرفی کرده او را بشناسیم و اگر از غیر خود او را بشناسیم او محدود در دانسته ها و شناخت های خود کرده و او را آنطور که باید نشناختیم.

     

     

    لسان بیان  سوره ی  حمد

     

    یکی دیگر از شبهاتی که در باره ی سوره ی حمد مطرح میکنند و بر ان  استناد میکنند که قران کلام  خدا نبوده و کلام شخص دیگری است این است که چرا در این سوره و بسیاری از آیات دیگر شخصی در حال مناجات است ؟

    جواب را میتوان عدم علم و جهل طراح این مسئله نسبت به ادبیات عرب و اسالیب آن  دانست که با جهل خود باعث ایجاد تردید در دل بعضی از مردم میشود که اگر علم به اسالیب  ادبیبات عرب داشتند ، میدانستند  این نوع از کلام را که به اصطلاح <<عدول از خبر به خطاب << میگویند در اشعار ربی داستعمال بسیاری دارد و به کرات  دیده شده است. از این  رو است که در اول آیه از عظمت خداوند وصفاتش و اینکه هر ستایشی شایسته ی اوست خبر میدهد، سپس آیات بعدی یه مقام خطاب تغییر حالت میدهى کسایی در تفسیر این ایه ایبگونه میگوید که تقدیر آیه  اینگونه است   >بگو ای محمد>  ما فقط تورا میپرستیم؛ مانند آیه کریمه  ی  >ولو تری اذا المجرمون ناکسوا رؤسهم عند ربهم ربنا اأبصرنا > اگر ببینی وقتی گناهکاران در پیشگاه پروردگارشان سر ها به زیر افکنده اند،(گویند) پروردگارا بینا گردان مارا . دیدیم که در این آیه نیز کلمه (گویند) در تقدیر است یا در آیه ((والملائکه یدخلون علیهم من کل باب سلام علیک)) و فرشتگان از هر دری بر آنها در آیند:درود بر شما، که تقدیر در این آیه نیز <یقولون سلام> است.

    بنا بر این وقتی میگوید اهدنا الصراط المستقیم بنابر توضیحاتی که در بالا به آن اشاره شد و تقدیراتی را که باید در نظر بگیریم  به معنا <یقولون اهدنا الصراط المستقیم> یا <قل اهدنا الصراط المستقیم> است.

     

    تفاوت بین اطاعت و عبادت

     

    در این زمینه اشکال میشود که در آیه :(ایاک نعبد) چرا عبادت منصر در خداوند شده است؟!

    آیا عبادت همان اطاعت از خالق نیست ؟ با این حال عبد هم از مولی و فرزند هم از پدزر خود اطاعت میکند، پس این حصر برای چیست؟

     

    در اینجا باید بگوییم احکامی که بر رابطه ی عبد و خالق بار میشود فرق دارد با احکام وارده بر رابطه بین فرزند و والدین یا غلام و صاحبش و اوضح ترین فرق بین آنها این است که معبود و خالق مالک تمام هستی ووجود عبدش است اما در رابطه ی پدر و فرزندی یا درربین عبد و مولی اینگونه نیست، بلکه مولی ، فقط مالک بر بعضی از حقوقات عبدش است و در حقوقات خصوصی عبد نمیتواند دخل و تصرفی داشته باشد، مثلا مولی نمیتواند از عبد خودش بخواهد که فرزند شخص دیگری باشد یا اینکه به یک شکل دیگری در آید چرا که مالک بر این امورات عبد نمی باشد.

    پس خداوند مالک علی الاطلاق و بدون قید و شرط است و توانایی تصرف در مملوک خود را دارد و ما نیز مملوک علی الاطلاق او هستیم، با این حال تمام قوام هستی ملک به مالکش است ، و مالکش محجوب بر او نیست و در هر جا و مکانی مالک بر خودش را که قوام هستیش است می بیند و در نظر دارد و هنگامی که به خودش کینگرد هیچ چیزی جز مملوکیت در برابر خالق هستی نمیبیند، فلذاست که عبادت و اطاعت را منحصر در خالق میبیند.

    پس تاکنون دانستیم که عبادت و پرستیدن مختص خدای محاط بر تمامی مخلوقات است اما بحث بر روی این بود که آیا عبادت به معنای اطاعت است یا نه ؟

    با رجوع به لغت و معاجم عربی خواهیم دانست که بین عبادت و اطاعات تفوت وجود دارد ،برای بیان تفاوت مثالی ملموس را بیان میکنیم، اطاعت از این جهت که در هنگام فرمان صورت میگیرد ، یعنی هنگامی که پدر یا مولی دستور میدهد فرزند یا عبد اطاعت از فرمان میکند و در صورت عدم وجود فرمان هیچ اطاعتی صورت نمیگیرد، یا در هنگامی که میگوییم بت پرستان بت میپرستند به این معنا نیست که از بت ها اطاعت میکنند چرا که بت ها فرمان و امری را صادر نمیکنند تا اینکه اطاعتی صورت گیرد.

    در ابتدای پاسخ علت حصر عبادت خداوند را ثابت کردیم سپس تفاوت بین ستایش و اطاعت را بیان کردیم و از جمع این دو دانستیم که عبادت نه به معنای اطاعت باید منحصر در خداوند،خالق جهان و جهانیان باشد و تنها اوست که شایسته ی این حمد و ستایش است.

     

     

    حصر استعانت در خدا

    بعضا اشکال میشود که استعانت چرا مخصوص خداوند است.در حالی که ما از خیلی ها کمک گرفته ایم.

    در این باره نیز پاسخ عقل این است که برای رفع نیاز باید نزد معطی شیء برویم که خالق جهانیان است غیر از خداوند که توانا بر هر چیز در عالم است ما سوی در حل مشاکل فقط جزئی از مشکل را حل میکنند ولی آنکه علت تامه در حل مشکلات است و تمامی سبب ها و مسببات را میشناسد و قادر بر حل سبب های مشکل است خداوند است فلذا است که به بندگانش میگوید فقط از من یاری بجویید و طلب یاری جستن منحصر در من است پس فقط باید از او یاری جست.

     

     

    نتیجه

    همانگونه که در ابتدای مقاله علت نام گزاری آن به شبهات مقدره در سوره حمد را توضیح دادیم و بیان کردیم که قرآن که گفته و فرستاده خداوند است بدون هیچ عیب و نقصی و متناسب با تمامی تاریخ بشر نازل شده است.اما اشکالاتی که بر آن وارد میشود بنابر اصطلاح علمی اشکالات بدوی نام گزاری میشود.یعنی در نگاه اول یک اشکال به نظر میرسد اما پس از بررسی عقلایی به اتقان و کمال قرآن پی میبریم و اینکه این اشکال ها فی الواقع وارد بر قرآن نمیباشد و خداوند راهنمای بشر را کامل ترین راهنما ها قرار داده است.

     

    منابع و مآخذ

    1. المیزان فی تفسیر القرآن ، طباطبائی ، محمد حسین ، متوفی ۱۴۰۲ ه.ق ، موسسه العلمی للمطبوعات ، لبنان _ بیروت ، ۱۳۹۰ ه.ق ، چاپ ۲.
    2. ترجمه تفسیر المیزان ، موسوی ، محمد باقر ، متوفی ۱۴۲۱ ه.ق ، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، ایران _ قم ، ۱۳۷۴ ه.ش ، چاپ ۵.
    3. تفسیر نمونه ، مکارم شیرازی ، ناصر ، دار الکتب الاسلامیه ، ایران_ تهران ، ۱۳۷۱ ه.ش ، چاپ ۱۰.
    4. مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، طبرسی فضل بن حسن ، متوفی ۵۴۸ ه.ق ، مصحح یزدی طباطبایی فضل الله ،رسولی هاشم ، ناصر خسرو ، ایران_ تهران ، چاپ ۳
    5. ترجمه تفسیر مجمع البیان ، طبرسی فضل بن حسن ، نوری همدانی حسین ،فراهانی ، ایران _ تهران ، ۱.
    6. تفسیر العیاشی ، عیاشی محمد بن مسعود ، ۳۲۰ ه ق ، مکتبه العلمیه الاسلامیه ، ایران _ تهران ، ۱۳۸۰ ه.ق ، چاپ ۱.
    7. تفسیر قرآن مهر ، رضایی اصفهانی محمد علی ، پژوهش های تفسیر و علوم قرآن ، ایران _ قم ، ۱۳۷۸ ه.ش ، چاپ ۱.
    8. التبیان فی تفسیر القرآن ، طوسی محمد بن حسن ، عاملی احمد بن حبیب ، دار احیاء التراث العربی ، لبنان _ بیروت ، چاپ۱.
    9. کتاب العین ، فراهیدی خلیل بن احمد ، متوفی ۱۷۵ ه.ق ، نشر هجرت ، قم ، ۱۴۰۹ ه.ق، چاپ ۲.
    10. المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للراقعی ، فیومی احمد بن محمد ، متوفی ۷۷۰ ه.ق ، موسسه دار الهجره ، قم ، ۱۴۱۴ ه.ق ، چاپ ۲.

    [۱]. سوره طه ، آیه ۵

    [۲].سوره ی مریم ، أیه ۷۵

    [۳] . سوره ی احزاب ، آیه ۴۵

    [۴] .سوره ی صافات ، آیه ۱۸۰

    [۵]. سوره ی طه ، آیه ۱۱۰