این مقاله برگرفته از سخنرانی درس اخلاق استاد واسطی است که به تبیین هدفگذاری، انگیزه و رسالت حقیقی طلاب در حوزههای علمیه میپردازد.
🕌 نگرشی دیگر به طلبگی: از انگیزه تا اصلاحگری
بخش اول: هویت اصلی حوزه و طلبه
✨ شعار محوری: هر کس با خدا و نظر خدا کار دارد، وارد شود!
همانطور که در یونان باستان، آکادمیها تابلویی با مضمون “هرکس هندسه نمیداند، وارد نشود” داشتند، در حوزه علمیه، تابلو باید با این شعار نصب شود: “هر کس با خدا و نظر خدا کار دارد، وارد شود.” این یک جمله، میتواند نقشه راه تمام عمر یک طلبه باشد و او را در برابر نقدها، تمسخرها و اعتراضات حفظ کند.
در مواجهه با منتقدان یا کسانی که از هدف طلبگی سؤال میکنند، میتوان از یک مقدمه استفاده کرد:
-
آیا خدا در زندگی شما جایی دارد؟ (عموم مردم پاسخ مثبت میدهند).
-
اگر خدا در زندگی شما جا دارد، نظر او را از کجا به دست میآورید؟
کار اصلی ما طلاب همین است: بهدستآوردن نظر خدا، عمل به آن، و انتقال آن به دیگران. حتی پیروان ادیان دیگر نیز برای کسب نظر خدای خود، باید به متخصصین و حوزههای علمیه دین خود رجوع کنند. ما متخصصان در مسیر ارتباط با خدا هستیم، نه صرفاً کسانی که ارتباط فطری با خدا دارند؛ بلکه کسانی که راههای تشدید، تقویت و کوتاهترین مسیر ارتباط با خدا را میدانند و از آفات آن آگاهند.
بخش دوم: انگیزه، آفت و ارتقاء
💡 طلبگی؛ سنجش اهمیت خداوند در زندگی
موضوع انگیزه و آینده طلاب، همواره یکی از دغدغههای اصلی است. برخی از طلاب که با عشق و علاقه وارد مسیر میشوند، در برخورد با مشکلات درسی (حجم، اصطلاحات و تحلیلها)، فشارهای زندگی و فرهنگ عمومی جامعه، دچار سردی، فرسایش و ناامیدی میشوند.
🔑 کلید برون رفت از سردی:
هرگاه دچار فرسایش در فضای طلبگی شدید، به این جمله فکر کنید: “خدا چقدر در زندگی من مهم است؟”
به میزانی که خداوند و نظرش برای شما اهمیت دارد، طلبگی هم مهم میشود. اگر میارزد تمام عمر را برای بهدستآوردن نظر خدا و حس حضور خدا صرف کنید و در این مسیر فارغ از قضاوت دیگران حرکت کنید، این مسیر طولانی و ناهموار ارزشمند است.
﴿کلام امیرالمؤمنین (ع): لا تَستَوحِشوا فی طَریقِ الهُدَى لِقِلَّهِ أَهلِهِ﴾
در راه هدایت، به دلیل کم بودن اهل آن، احساس تنهایی نکنید.
بخش سوم: رسالت و خروجی حوزه علمیه
📚 طلبه کیست؟ ما در رشته “اسلامشناسی” تحصیل میکنیم.
هویت و شغل ما در جامعه اغلب بهدرستی شناخته نشده است. ما نه صرفاً قاضی، نه امام جماعت، نه معلم صرف و نه سرباز بیمنظوریم.
پاسخ صحیح به سؤال “شما چهکاره هستید؟”:
ما در رشته اسلامشناسی تحصیل میکنیم و اگر فارغالتحصیل موفقی باشیم، اسلامشناس خواهیم بود (در مراتب عمومی یا تخصصی).
تعریف اسلامشناسی:
اسلامشناسی پاسخ به این سؤال است: “نظر اسلام در مورد [جای خالی] چیست؟”
این جای خالی میتواند هر موضوع خرد و کلانی باشد: از ساعت خواب و بیداری، رنگ لباس، فرهنگ، نظام بانکی و تفریح گرفته تا عدالت اجتماعی.
📝 محور اصلی کار ما:
تمام تلاش ما در طلبگی عبارت است از: بهدستآوردن نظر اسلام از آیات و روایات، به طور موجه (منطقی، روشمند و قابل دفاع).
بخش چهارم: هدف تربیت و آسیب خودمحوری
🎯 ورودی: طالب خدا | مسیر: عبد صالح مصلح | خروجی: اسلامشناس
هدف میانی حوزه علمیه، تربیت “عبد صالح مصلح” است.
۱. عبد (خودسازی):
عبد کسی است که خودمحوری ندارد. یعنی در زندگیاش “منیت”، “دلم میخواهد”، “دوست دارم” یا “تشخیص من” جایگاهی ندارد. سهکلید طلایی شیطان، “دلم میخواهد”، “دوست دارم” و “خوشم میآید” است.
🔑 سنجش میزان خودمحوری:
معیار اصلی سنجش خودمحوری، میزان “توقع” و “انتظار” از دیگران است. هر چقدر روحیه توقع داشته باشیم که دیگران باید ما را رعایت کنند و خود را با ما هماهنگ سازند، بههمان میزان دچار خودمحوری هستیم.
هشدار علما:
﴿مَزْدَادٌ مِنَ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَزْدَدْ مِنْ نَفْسِهِ﴾ کسی که علمش زیاد شود ولی از “خودش” نکاهد، جز دوری از خدا، چیزی برایش نمیافزاید. (خودمحوری با افزایش علم عمیقتر میشود.)
🛡 راهکار مقابله با خودمحوری: ایثار و خدمتگزاری
ایثار در حداقل خود یعنی: به جای انتظار خدمت شدن، خدمت کردن را پیشه کنیم. (مثل ایثار در مباحثه، نیازهای مدرسه و…) این خدمت، پردههای قلب را کنار میزند و مسیر ادراک را بهسمت حس حضور خدا فعال میکند.
۲. صالح (رفتار متناسب):
صالح کسی است که رفتاری متناسب با باورهایش انجام میدهد. (آمنوا و عملوا الصالحات: رفتار متناسب با ایمان.)
۳. مصلح (انتقال رسالت):
مصلح یعنی اصلاحگری. این اصلاحگری لازمش این است که هم باور (نظر اسلام) و هم اعمال متناسب با آن (کیفیت پیادهسازی) را منتقل کنیم تا “حس حضور خدا عمومی شود.”
نیاز حیاتی: چگونگیهای پیادهسازی
ما باید بتوانیم از آیات و روایات، دستورالعملهای اجرایی (پروتکلها) برای پیادهسازی احکام و اخلاق در زندگی واقعی استخراج کنیم. صرف گفتن “توکل کن” یا “اعتنا نکن” به کسی که مضطرب یا وسواسی است، کافی نیست؛ باید کیفیت اجرا و دستورالعمل عملی را به او ارائه دهیم. این چگونگیها، حلقه گمشدهای است که باید با بستههای تکمیلی به تحصیل اضافه شود.
بخش پنجم: چکیده و هدف غایی
🌟 هدف نهایی: حس حضور خدا، عمومی شود.
معنای زندگی سه کلمه است:
-
دستیابی به نظر خدا.
-
دستیابی به حس حضور خدا.
-
تبدیل شدن به عبد صالح مصلح.
غایت خلقت و حکومت مهدوی:
آیه شریفه: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُم وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ … وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا﴾
(خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعده داده است که قطعاً آنان را در روی زمین جانشین کند و ترسشان را به امنیت تبدیل سازد.)
سپس هدف غایی را بیان میکند:
﴿یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا﴾ (آنها) مرا عبادت میکنند و چیزی را شریک من قرار نمیدهند.
به تعبیر علامه، این یعنی حس حضور خدا عمومی میشود؛ یعنی مردم فقط ناظر بودن خدا را احساس نمیکنند، بلکه حاضر بودن او را درک میکنند. هدف غایی طلبگی، حرکت بهسمت تعمیق همین تفکر و احساس درونی، برای رسیدن به جامعهای است که عمق شعور و آگاهی آن درک حضور خداست.

نظرات