مقاله اشکالات وارده بر منطق ارسطویی

سال ورودی :
  • 1392
  • پایه :
  • پایه 2
  • 10 بازدید

    چکیده :

    آیا استفاده کردن از علومی که از غیر منابع اصلی دین اسلام یعنی قرآن کریم و سنت ائمه ی هدی(علیهم السلام) به خصوص علمی که از افراد غیر مسلمان صادرشده درست است یا نه ؟ و اگر درست است چرا و کدام یک از این علوم صحیح است و اگر درست نیست علت آن چیست ؟ آیا علوم غیر اسلامی فایده ای دارند و می تواند اهداف دینی را تامین کند؟ این سوالات قدمتی به درازای علوم اسلامی دارد و تاکنون نیز در حوزه های علمیه شیعی مورد بحث و نظر است.


    چکیده

    آیا استفاده کردن از علومی که از غیر منابع اصلی دین اسلام یعنی قرآن کریم و سنت ائمه ی هدی(علیهم السلام)  به خصوص علمی که از افراد غیر مسلمان صادرشده درست است یا نه ؟ و اگر درست است چرا و کدام یک از این علوم صحیح است و اگر درست نیست علت آن چیست ؟ آیا علوم غیر اسلامی فایده ای دارند و می تواند اهداف دینی را تامین کند؟ این سوالات قدمتی به درازای علوم اسلامی دارد و تاکنون نیز در حوزه های علمیه شیعی مورد بحث و نظر است.

    شاید بتوان ریشه چنین سوالاتی را در این دانست که چون دین مبین اسلام و مذهب حقه ی تشیع از هر گونه انحراف و نادرستی مبرا است، ما نیازی به علومی غیر از هر آنچه از وحی به دست می آوریم نداریم! ما در این نوشتار به بررسی یکی از علوم مورد مناقشه یعنی علم منطق می پردازیم و سعی می کنیم با نگاهی منصفانه در حدّ بضاعت علمی خود به سوالات اساسی در رابطه با این علم پاسخی در خور بیابیم.

    مقدمه

    در این نوشتار سعی کردیم ابتدا ایرادات وارده بر علم منطق ارسطویی،را دسته بندی کنیم و سپس با یک نظم منطقی به بررسی آنها بپردازیم

    در مجموع ما با دو گروه عمده از اشکالات – البته با تقریرات و عبارات متفاوت- مواجه هستیم؛

    1. اشکالاتی که بر محتوا و اصل تاسیس این علم وارد می شود و آنها را خدعه و توطئه ای در برابر معارف وحیانی قلمداد می کند.(اشکال)
    2. اشکالاتی که در قالبی علمی بر توانمندی و کارایی این علم وارد می شود.

    این اشکالات را طیّ دو بخش در این مقاله بحث خواهیم کرد.

    بخش اول: اشکالات بر اصل تاسیس و محتوای علم منطق

    اشکال ۱

    علم  منطق لاطائلاتی است که به منظور بستن در خانه آل محمد (ع) سرهم بافته‏اند. سازندگان این علم منظورشان این بوده که مردم را از پیروى کتاب و سنت باز دارند و بر هر مسلمانی  واجب است که از پیروى  علم منطق اجتناب کند.[۱]

    پاسخ

    این مطلبی که فرمودند نه به قیاس کار دارد و نه به دیگر جزئیات منطق بلکه اصل خود این علم ،مورد نقد است . باید توجه داشت که پایه و اساس علم منطق جلوگیری از بروز خطا در تفکرات بشر است. ائمه ی هدی هم که از نوع بشر خارج نیستند پس چه تناقضی بین این علم و باب علم اهل بیت (علیهم السلام) وجود دارد ؟

    اگر هم گفته شود که منظور مدوّنین و مروّجین این علم مبارزه با معارف اهلبیت(ع) بوده است، در جواب می گوئیم؛

    علاوه بر اینکه این علم قدمتی به قدمت تاریخ بشر دارد و فطرت انسانی بر قوانین منطق شاهد است. هدف غلط و اغراض سیاسیِ برخی در ترویج یک ابزار مفید، مانع از بهره برداری های صحیح از آن وسیله نمی شود. منطق نه تنها مبتنی بر فطرت انسانی است بلکه انبیاء و اوصیای الهی در طول تاریخ قوانین منطقی را در تبلیغ دین به کار می بستند.

    اشکال ۲

    درست است که سلوک برطبق منطق، سلوکى عقلى است، لکن بسا مى‏شود که سلوک عقلى آدمى را به نتیجه‏اى مى‏رساند که، خلاف صریح کتاب و سنت است. همچنان که مى‏بینیم آراى بسیارى از فیلسوف‏ نماها به چنین نتائجى منتهى شده است.[۲]

    پاسخ

    اشتباه و بیراهه رفتنِ یک فیلسوف در مواردی خاصّ نمی تواند علت بطلان یا فساد یک علم باشد. به عبارت دیگر اینجا دلیل اخصّ از مدعا می باشد. باید توجه داشته باشیم که این قواعد مثل یک قالب است .اگر ماده ی خوب در آن ریخته شود جوابش پسندیده است و اگر ماده ی نامرغوب ریخته شود جوابش ناپسند خواهد بود.

    در موارد زیادی از آیات قرآن ترغیب به تفکر عقلی و منطقی شده است؛ از جمله آیه ی ۱۷۰ سوره ی بقره میفرمایند :

    (وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلفینا علیه ابائنا وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ؟)

    و البته قرآن چگونه استفاده کردن از عقل را نیز به ما یاد داده است؛ خداوند متعال در سوره ی زمر آیه ی۳۹ میفرمایند: ( فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ، أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ.)[۳]

    انتخاب و تمیز حق و باطل بین اقوال و تبعیت احسن الاقوال جز با تفکر عقلانی و به کار بردن قواعد منطقی ممکن نیست.

    بخش دوم : اشکالات وارده بر ساختار و کارآمدی علم منطق

    اشکال ۳

    ماتریالیسم دیالکتیک مدعى است اساسا بین صحیح و غلط و حقیقت و خطا اختلافى نیست . در واقع مى‏توان اینها را با یکدیگر مجتمع و متحد نمود . به بیان واضح ترممکن است یک چیز در عین اینکه صحیح‏ است غلط و در عین اینکه حقیقت است خطا و در عین اینکه راست است دروغ بوده باشد.[۴]

     

     

    پاسخ

    این اشکال هر چند در واقع اشکالی فلسفی و مربوط به جهان بینی این گروه است ولی چون به نوعی زیر سوال بردن کارآیی منطق هم هست اینجا مطرح و جواب داده می شود.

    اینان ادعا دارند که اساسا حقیقتی وجود ندارد چون مستلزم اینکه یک چیز هم صحیح است هم غلط و در حقیقت و خطا فرقی وجود ندارد این است که حقیقتی واحده یا اصلا حقیقتی وجود ندارد! پس منطقی که دارای قوانین ثابته برای جلوگیری از خطا ی در تفکر است به درد ما نمیخورد اعتقاد این تفکر مستلزم انکار بدیهیاتی مانند؛ محال بودن اجتماع متناقضین است.

    اشکالات وارده به علم منطق از جهت افاده اش

     اشکال۱

    منطق ارسطویى به هیچ وجه ابزار خوبى نیست؛ یعنى مجهز بودن به این علم بر معلومات انسان نمى‏افزاید. هرگز منطق ارسطویى نمى‏تواند مجهولات طبیعت را بر ما معلوم سازد.[۵]

    پاسخ

    ما باید با توجه به رسالت علم منطق به آن وظیفه تحمیل کنیم. رسالت علم منطق دادن معلومات به انسان نیست تا با آن بتواند مجهولات خود را (در هر علمی که باشد) به معلومات تبدیل نماید.

    اشکال ۲

    ما اگر بخواهیم ابزارى داشته باشیم که ما را به کشفیات جدید نائل سازد، آن ابزار (تجربه) و (استقراء)و مطالعه مستقیم طبیعت است نه منطق و قیاس. در دوره جدید که منطق ارسطو به عنوان یک ابزار طرد شد و به جاى آن از ابزار استقراء و تجربه استفاده شد موفقیتهاى پى در پى و حیرت انگیز حاصل گردید.

    پاسخ

    در بحث استفاده کردن ازتجربه و استقراء در رسیدن به نتیجه ایرادی وارد نیست البته لازم به ذکر است که باید دانست استقرائی ما را به نتیجه میرساند که تام بوده باشد و گرنه مفید یقین نخواهد بود . در مورد تجربه هم باید ذکر کرد که خود علم منطق بر صحتش صحه گذاشته وآن را جز مبادی۶ گانه ی برهان معرفی میکند و به گفته ی شهید مطهری(ره): منطق ارسطویى بر اساس ارزش تجربه بنا شده است.[۶]

    تجربه و استقراء جزئی از علم منطق اند ماننده قیاس که هر کدام از اینان در جای مخصوص خود اگر استفاده شوند منجر به نتیجه خواهد شد نه اینکه ما بخواهیم همه ی مسائل را با چوب قیاس به نتیجه برسانیم . نکته ی دیگر یک بحث تاریخی است که شهید مطهری(ره) بیان نموده اند: نه روش قدما طرد روش استقرائى و تجربى به پیروى از منطق ارسطویى بود، نه روش متأخران طرد منطق ارسطویى است.[۷]

    ‏اشکال ۳

    منطق تنها عهده‏دار تشخیص شکل برهان صحیح ومنتج از شکل باطل و غیرمنتج است، منطق صرفا براى این است که به ما بفهماند که از مواد و قضایا (هرچه مى‏خواهد باشد) چه جور قیاس تشکیل دهیم، تا به نتیجه برسیم، و چه جور تشکیل بدهیم به نتیجه نمى‏رسیم، و اما مواد و قضایا هر چه باشد منطق عهده‏دارآن نیست، و قانونى نداریم که آدمى را از خطاى درباره مواد حفظ کند، و تنها چیزى که آدمى را از خطا حفظ مى‏کند مراجعه به اهل بیت معصوم (ع) است، پس راهى جز مراجعه به آنان وجود ندارد.[۸]

    پاسخ

    مستشکل در صدد توجیه کردن اخبار ظنی از کلام معصومین (علیهم السلام) اند. یعنی به قول فقها حجت برای آنها درست نمایند که چون اینها از ائمه ی هدی (علیم السلام) صادر شده  پس درست است. در مورد مواد آن نظر شان را بیان فرمودند .پس دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد . گرچه این گفتار مستشکل شاید فقط اخبار یقینیه از ائمه ی هدی(علیهم السلام) بوده نه هر اخبار که حضرت علامه طباطبائی به آن اشاره دارند.[۹] البته لازم به ذکر است حضرت علامه از این جهت هم جواب داده اند که؛ اگر منظور مستشکل اخبار یقینیه بوده است. اطلاق دادن آن بر تمامی روایت امکان پذیر نیست بلکه بعضی از روایات اند که چنین حالتی دارند.

    حال مستشکل اگر بگویند: منظور من همین دسته از روایات است در این صورت جواب داده میشود: پس معیار در چیزی که از ائمه ی هدی(علیهم السلام) و دیگران در اینکه هر دو گفتار از اخبار یقینیه هستند تفاوتی وجود ندارد. این گفتار بر اساس این روایت از خود ائمه ی هدی(علیهم السلام) هم  وارد است.

    پس اگر فقط قول ائمه هدی (علیهم السلام) حجیت دارد که همین طور است (لاریب فیها) باید قول ایشان را در این باره که مواد یقینیه از هر کس که میخواهد باشد دارای حجیت است  راهم باید بپذیریم حال مشکل منطق که دادن چیزی است که خود نوع انسان از آن در استدلال هایش استفاده میکند را به ما بیان میکند و ضوابط میدهد مواد آن هم که یقینی باشد یا نباشد این منطق است که قواعد تمیز دادن این ۲ را به ما میدهد پس منطق که بیان قواعد کلی است این مسئله را برای ما روشن میسازد.حال این روشن سازی بنا بر گفتار خود معصومین (علیهم السلام) از هر کس که میخواهد باشد درست است البته مواد چه یقینیه مثل قول ائمه ی هدی (علیهم السلام) و چه غیر یقینیه  از دایره ی قواخد علم منطق خارج نیستند.

    منتقدان علم منطق

    منتقدان  علم منطق در جهان اسلام

    در جهان اسلام در میان عرفا، متکلّمین، محدّثین هستند افرادی که نقد بر این علم داشتند در این میان میتوان از  ابوسعید ابوالخیر، سیرافى، ابن تیمیّه، جلال الدین سیوطى و امین استرآبادى نام برد.

    “ابوسعید ابوالخیر” ایرادی را بر شکل اول  قیاس منطقی وارد کرده است.

    “سیرافى” هر چند شهرت بیشترش به علم نحو است اما متکلّم هم هست. ابوحیّان توحیدى در کتاب الامتاع و المؤانسه مباحثه عالمانه او را با «متى ابن یونس» فیلسوف مسیحى در مجلس دیوابن الفرات درباره «ارزش منطق» نقل کرده است. محمد ابوزهره در کتاب ابن تیمیّه آن را بازگو نموده است .

    خود ابن تیمیّه که از فقها و محدّثین بزرگ اهل تسنّن و پیشواى‏ اصلى وهابیّت به شمار مى‏رود کتابى دارد به نام الرّدّ على المنطق که چاپ شده است.

    جلال الدین سیوطى نیز کتابى دارد به نام صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام که در ردّ علم منطق و علم کلام نوشته است.

    امین استرآبادى که از علماى بزرگ شیعه و رأس اخباریّین شیعه و معاصر با اوایل صفویّه است، کتابى دارد به نام فوائد المدنیّه. در فصل یازدهم و دوازدهم آن کتاب بحثى دارد درباره بى فایده بودن منطق.

    منتقدان علم منطق در اروپا

    در جهان اروپا نیز گروه زیادى بر منطق ارسطو هجوم برده‏اند. از نظر بعضى این منطق آنچنان منسوخ است که هیئت بطلمیوسى است. اما صاحبنظران مى‏دانند که منطق ارسطو بر خلاف هیئت بطلمیوسى مقاومت کرده و نه تنها هنوز هم طرفدارانى دارد، مخالفان نیز اعتراف دارند که لااقل قسمتى از آن درست است. منطق ریاضى جدید علیرغم ادعاى بعضى از طرفداران آن، متمّم و مکمّل منطق ارسطویى و امتداد آن است نه فسخ کننده آن. ایرادهایى که منطقیّون ریاضى بر منطق ارسطویى گرفته‏اند فرضاً از طرف خود ارسطو به آن ایرادها توجهى نشده باشد، سالها قبل از این منطقیّون از طرف شارحان و مکمّلان اصیل منطق ارسطویى مانند ابن سینا بدانها توجه شده و رفع نقص شده است.

    در جهان اروپا افرادى که در مبارزه با منطق ارسطویى شاخص شمرده مى‏شوند زیادند و از آنها فرنسیس بیکن‏ ، دکارت‏ ، پوانکاره‏ ، استوارت میل‏ ، و در عصر ما برتراند راسل‏  را باید نام برد.[۱۰]

    نتیجه گیری

    منطق علمی است عقلی که چیز خارج و دور از دسترس مسائل پیرامون تفکر به ما نمیدهد. با این علم است که میتوانیم مغالطات افرادی که میخواهندبه دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری ضربه بزنند جلوگیری کنیم. این علم به منطق تکوینی انسان سروسامان میدهد فلذا نمیتوان آن را نه خارج از تفکرات بشر دانست . با این علم است که وقتی کسی بخواهد در فضای سیاسی کشور از مغالطات استفاده نماید دیگرانی که با منطق آشنایی دارند افارد عادی را متوجه افکار شوم آنان گردد. ما به وسیله ی این علم است که به خودمان و به دیگران میفهمانیم  موادیقینیه ای که موجو است از چه راهی اثبات میگردد تا دراصول دین با استفاده از آنها دردین خداوند متعال ثابت قدم باشیم . به هر حال این علم در مقام ارائه ی قوانین کلی به منزله ی اشتباه نکردن در تفکر است. این تفکر است که به انسان کمک میکند چه چیزی بر حق است و چه چیزی خلاف واقع است و بسیار هم در دین مبین اسلام استفاده کردن از تعقل مطرح گردیده است . لذا ما این علم را در مقابل کتاب و سنت قرار نمیدهیم که هیچ ،چون وظیفه ی جلوگیری از خطای در تفکر را دارد  آن را مقدمه ای برای فهم اصول دین  نیز میدانیم. در فروع دین این تفکر است که به فقیه اصولی کمک میکند تا به نتیجه ی واقع برسدوچون تفکردارای خطا است پس استفاده کردن از این علم به منزله ی پیشگیری کردن از خطا ی در فکری است که میخواهد یکی حکم یا فتوا ی فقهی را بدهد فلذا ما از این علم استفاده میکنیم تا به اهداف الهی که درک درست از اصول دین و استنباط درست احکام از منابع آن (درمقام اجتهاد) است برسیم .

     

    منابع

    ۱ـ قرآن کریم

    ۲ـ اصول فلسفه وروش رئالیسم (علامه طباطبائی)

    ۳ـ ترجه ی  تفسیر المیزان

    ۴ـ مجموعه آثار شهید مطهری

    ۵ـ  بیان الفرقان

    [۱] . بیان الفرقان / ج۱، ص۱۲ و ج۴، ص ۲۱-۲۲

    [۲] . بیان الفرقان ج ۳ ص ۵۷

    [۳] . ترجمه المیزان، ج‏۵، ص: ۴۱۴

    [۴] . اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج‏۱، ص: ۱۹۲

    [۵] . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۵، ص: ۱۰۶

    [۶] . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۵، ص: ۹۸ ـ ۹۷

    [۷] . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۵، ص: ۱۰۶

    [۸] . بیان الفرقان ج ۳ ص۵

    [۹] . ترجمه المیزان، ج‏۵، ص: ۴۲۰

    [۱۰] . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏۵، ص: ۹۸