مقاله بررسی اسناد حدیث کساء نگاهی گذرا به ادله ولایت امیرالمومنین (ع)

سال ورودی :
  • 1398
  • استاد راهنما :
  • استاد قضایی
  • پایه :
  • پایه 1
  • نویسنده :
  • حسین پیرنیافر
  • 16 بازدید

    چکیده :

    حدیث کساء از جمله احادیث مورد اتفاق شیعه و اهل سنت بوده که به عصمت اهل بیت (علیهم السلام) دلالت داشته و در هنگام نزول ایه سی و سوم سوره مبارکه احزاب ایراد شده است. از نتایج عصمت اهل بیت (ع) شایستگی ایشان در امر امامت و ولایت و جانشینی رسول الله ﷺ می باشد. از اشکالاتی که به این حدیث همانند بسیاری احادیث دیگر گرفته شده و می توان گرفت، سوال پیرامون منابع این حدیث می باشد در این یادداشت به بررسی منابع حدیث کساء می پردازیم.


    بررسی اسناد حدیث کساء

    بیان مسئله:

    حدیث کساء از جمله احادیث مورد اتفاق شیعه و اهل سنت بوده که به عصمت اهل بیت (علیهم السلام) دلالت داشته و در هنگام نزول ایه سی و سوم سوره مبارکه احزاب ایراد شده است. از نتایج عصمت اهل بیت (ع) شایستگی ایشان در امر امامت و ولایت و جانشینی رسول الله ﷺ می باشد. از اشکالاتی که به این حدیث همانند بسیاری احادیث دیگر گرفته شده و می توان گرفت، سوال پیرامون منابع این حدیث می باشد در این یادداشت به بررسی منابع حدیث کساء می پردازیم.

    شرح ماجرای حدیث کساء در منابع شیعه

    پیامبر در خانه ام سلمه (رض) حضور داشتند و به ایشان می فرمایند که به کسی اجازه داخل شدن ندهند. اما به حضرت زهرا (س) اجازه ورود به اتاق را می دهند و ایشان با غذایی که برای رسول خدا تهیه کرده بودند وارد می شوند و رسول خدا از حضرت زهرا (س) می خواهند که امیر المومنین و حسنین را نیز به خانه ام سلمه بیاورند. پس از خروج حضرت زهرا (س) از خانه ام سلمه برای آوردن امیرالمومنین و حسنین نزد حضرت، ام سلمه به فرمان رسول الله مشغول نماز می شود تا آنکه علی (ع) و فاطمه (س) و حسنین (ع) به منزل می رسند و در کنار رسول الله بر سر سفره می نشینند و با اینکه هیچگاه پیامبر غذایی را شروع نمی کرد مگر اینکه یکی از همسرانش نیز بر سر سفره باشد در آن روز ایشان ام سلمه را به غذا دعوت نفرمودند و عبای خیبری خود را بر سر خود و علی (ع) و فاطمه (س) و حسنین (ع) انداخته و سپس دست به دعا برداشته و فرمودند:

    «خدایا اینان اهل بیت من و خانواده ام هستند پس پلیدی را از اینها دور کن و ایشان را پاک و پاکیزه بگردان.[۱] »

    که در همین هنگام آیه تطهیر نازل شد و ام سلمه از حضرت اجازه خواست تا کنار ایشان بر سفره بنشیند اما حضرت اجازه ندادند و فرمودند تو از خیر و نیکی هستی و از همسران رسول خدایی (اما از اهل بیت نمی باشی).

    شرح ماجرای حدیث کساء در منابع اهل سنت

    در منابع اهل سنت حدیث از قول ام سلمه و عایشه نقل شده است که نقل عایشه از این حدیث فقط اشاره به عبای خیبری داشته و به غذا و دیگر جزئیات کمتر توجه شده است. اما کتب اهل سنت در بیان شرح جزئیات ماجرا از نقل ام سلمه (رض) نیز متفاوت عمل نموده اند. در برخی روایات به خانه ام سلمه اشاره نشده و در روایاتی دیگر غذا از روایت و یا گفتگوی ام سلمه و رسول الله حذف شده است.

    برای مثال در صحیح مسلم اینگونه آورده شده که روزی رسول خدا عبای خیبری خود را بر دوش داشتند و اهل بیت ابتدا حسن (ع) و سپس حسین (ع) و بعد از ایشان فاطمه (س) و علی (ع) به نزد ایشان آمدند و رسول خدا آنها را به زیر عبا دعوت کرده و سپس آیه بر ایشان نازل شد.

    در منابع شیعه

    حدیث کساء در تفسیر قمی، تفسیر فرات کوفی، اصول کافی و امالی شیخ طوسی آورده شده که در تفسیر قمی و تفسیر فرات کوفی این حدیث را ذیل آیه سی و سوم سوره احزاب ذکر کرده اند و البته کمتر به جزئیات آن پرداخته اند. که از جمله این جزئیات سخن گفتگوی ام سلمه با رسول خدا و چگونگی جمع شدن تمام اهل بیت زیر کساء می باشد. اما شرح این حدیث در اصول کافی -که از جمله معتبر ترین کتب شیعه است- ذکر شده است.

    در منابع اهل سنت

    از این روایت در صحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل و نیز در الکشاف مخشری و الدر المنثور سیوطی نقل شده که بیشترین شرح و تفسیر این حدیث در مسند احمد بن حنبل موجود است. که در آن به خانه ام سلمه و گفتگو و نزول آیه اشاره شده است.

    حدیث کسا در مفاتیح الجنان

    آنچه در کتاب شریف مفاتیح الجنان تحت عنوان حدیث کساء وارد شده با منابع روایی تفاوت هایی دارد من جمله اینکه:

    • در روایت مفاتیح الجنان واقعه در خانه حضرت فاطمه (س) و علی (ع) است.
    • از حضور ام سلمه در آن چیزی ذکر نشده است.
    • در آن ذکر شده که پیامبر دچار کسالتی شده اند.
    • در آن ذکر شده که عبای خیبری نزد حضرت زهرا بوده است.
    • چیزی درباره طعام در آن ذکر نشده.
    • اضافاتی دارد که در روایات منابع روایی نیامده است.
    • این روایت به نقل از حضرت فاطمه (س) است در حالی که روایت در کتب روایی از ام سلمه و عایشه است.

    نتیجه:

    آنچه از روایات صحیح شیعه بر می آید نقلی است که در اصول کافی آمده و در آن به خانه ام سلمه، گفتگوی ایشان با رسول خدا ﷺ و شان نزول آیه تطهیر و آنهم فقط درباره پیامبر و علی (ع) فاطمه (س) و حسنین (ع) می باشد که روایات صحیح اهل سنت نیز بر این روایت صحه گذاشته و نیز کم و کاستی های موجود در برخی روایت ها با روایات مشابه دیگر قابلیت هم پوشانی دارد. و نقلی که در مفاتیح الجنان وارد شده در دیگر منابع یافت نشده است.

     

     

     

     

    نگاهی گذرا به ادله ولایت امیرالمومنین (ع)

    بیان مسئله:

    آنچه در تاریخ آمده و از روایات بر می آید اثبات یا عدم اثبات ولایت امیرالمومنین (ع) موجب حل بسیاری از سوالات و سردرگمی های جامعه اسلامی می شود و مکلف را به شیعه یا سنی تقسیم می کند که در آن صورت تمام احکام مذهب بر او جاری است و لازم است به آنها پایبند باشد. نیز در تاریخ آمده که چه خون ها که برای بحث ولایت یا عدم ولایت امیرالمومنین علی (ع) ریخته شد. از این رو لازم است نگاهی اجمالی به ولایت ادله اثبات ولایت آن حضرت بیندازیم.

    آیه ولایت:

    روزی رسول خدا در مسجد به همراه اصحاب خود من جمله ابوذر غفاری بودند که مسکینی وارد مسجد می شود و از همه مردم کمک درخواست می کند که علی (ع) در رکوع نماز به او انگشتر خود را می بخشد و در این هنگام پیامبر دست به دعا برداشته و از خداوند منان طلب می کنند که علی (ع) را جانشین ایشان قرار دهد و در همین هنگام ایه ولایت بر ایشان نازل می شود. رسول خدا پس از نزول آیه ۵۵ سوره مائده، آیه را برای اصحاب بیان می کنند.[۲]

    انچه در این شان نزول مورد توجه است کلمه ولایت و انحصار در کلمه «انما» است. آنچه از کتب لغت در باب معنای ولایت آمده است؛ قرب و نزدیکی و نیز سرپرستی می باشد که به قرینه حصر ولایت در الله و رسول نمی توان معنای قرب و نزدیکی را مناسب آن دانست و فقط معنای سرپرستی برای آن صحیح می باشد؛ زیرا حب و دوستی مومنین محصور در خدا و رسول و امیرالمومنین نیست و به تمام افراد تطابق دارد[۳]. نیز از این آیه بر می آید که فقط ایشان هستند که ولایت داشت و مومنین ولایت هیچ کس بغیر از ایشان را نباید بپذیرند. اینکه امیرالمومنین علی (ع) در نماز انگشتر خود را بخشید و سپس این آیه نازل شد از مسلمات شیعه و سنی است.

    آیه انذار:

    پس از سه سال دعوت مخفیانه رسول خدا به اسلام خداوند در آیه ۲۱۴ سوره شعراء به ایشان دستور می دهند که در بین خانواده خود اسلام را تبلیغ کنند. ایشان نیز مهمانی ای گرفته و تمام خانواده را در منزل عمویشان ابوطالب میهمان کرده و در آخر میهمانی موضوع نبوت خویش را با خانواده در میان گذاشته و از آنها می خواهند تا ضمن پذیرش اسلام برادر و جانشین آن حضرت باشند. این درخواست از جانب رسول خدا سه بار مطرح می شود اما در تمام سه بار فقط علی ابن ابی طالب (ع) اعلام ایمان می کرد و دعوت پیامبر را می پذیرفت. پس از سه بار پیامبر فرمودند:

    قطعا این برادر من، وصی من، وزیر من، جانشین من در میان شماست. پس به او گوش دهید و او را اطاعت کنید.[۴][۵]

    آیه تبلیغ:

    مفسران شیعه و سنی در باب آیه تبلیغ گفته اند که این آیه[۶] در غدیر خم و در سال حجه الواع بر پیامبر نازل شد سپس ایشان حدیث غدیر را بیان فرمودند.

    حدیث غدیر:

    در منابع روایی شیعه و سنی آمده است که پس از حجه الوداع پیامبر در منطقه ای به نام غدیر خم اقامت کرده و آیه تبلیغ بر ایشان نازل شد سپس دستور دادند که آنها که جلو رفته اند بازگردند و آنها که عقب مانده اند خود را به زودی برسانند. پس از جمع شدن جمعیت ایشان دستور می دهند که منبری از جهاز شتر برایشان درست کنند تا خطبه بخوانند. ایشان دست امیرالمومنین را بالا برده تا آنا که سفیدی زیر کتفشان پیدا می شود و سپس ایشان می فرمایند: ای مردم چه کسی بر مومنین از خودشان سزاوارتر است[۷]؟ مردم نیز در پاسخ می گویند خدا و رسول او داناترند. ایشان می فرماید خدا مولای من و من مولای مومنین هستم و از ایشان به خودشان نزدیکترم. پس از این کلام می فرمایند: «هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست[۸].» و این کلام سه بار و در برخی نقل ها چهار بار تکرار می شود.

    پس از این سخ در حق امیرالمومنین دعا می فرمایند که : «خدایا دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار و هر کس او را یاری کند یاری کن و هر کس او را از یاری محروم کند از یاری ات محروم کن.[۹]» پس از این دعا امر می فرمایند که شاهدین این واقعه خبر آن را به غائبین برسانند[۱۰] و سپس دستور می دهند تا خیمه ای برای علی (ع) برپا شود تا مردم بتوانند با ایشان بیعت کنند.[۱۱]

    حدیث غدیر از ۱۱۰ صحابی و ۸۴ تابعی نقل شده و از مشهور ترین احادیث در باب ولایت امیرالمومنین می باشد. البته همانگونه که گفتیم معنای مولا مخیر بین دو معنای سرپرست و دوست می باشد که به قرینه سوال پیامبر اکرم و نیز فهم افراد حاضر که خود از ادبای عرب بوده اند و واکنش ها و بیعت با امیرالمومنین بر می آید که در این حدیث عبارت مولی دلالت بر سرپرست دارد.

    نیز با توجه به آیات دیگر قرآن کریم، نمی توان این اشکال را که ابتدای آیه با انتهای آن تفاوت موضوعی دارد را پذیرفت یا اینکه چرا به صراحت نام امیرالمومنین علی (ع) در قرآن ذکر نشده است.

    حدیث منزلت:

    پیامبر هنگام جنگ با رومیان در منطقه تبوک امیرالمومنین را امر به ماندن در مدینه و پذیرفتن سمت جانشینی حضرت می کنند؛ تا مدینه از توطئه منافقان در امان باشد.

    پس از اینکه علی (ع) علت این موضوع را جویا می شوند رسول خدا می فرمایند:

    «آیا دوست نداری که برای من همانند هارن برای موسی باشی جز آنکه پس از من پیامبری نیست؟ قطعا شایسته نیست که من بروم مگر آنکه جانشین من تو باشی[۱۲]

    که در این حدیث تمام جایگاه ها و سمت های حضرت هارون برای علی (ع) اثبات می شود مگر جایگاه نبوت.

    نتیجه:

    آیه ولایت که در بین شیعه و سنی مشهور است که در شان علی (ع) نازل شده ولایت را منحصر در خدا و رسول و ایشان می نماید. نیز آیه انذار که باز در بین شیعه و سنی مشهور است به نصب ایشان توسط رسول خدا دلالت دارد و آیه تبلیغ و حدیث غدیر نیز ادامه ولایت رسول خدا را در ولایت امیرالمومنین علی (ع) معرفی می کنند و حدیث منزلت تمام صفات حضرت هارون را به ایشان نسبت می دهد مگر نبوت.

    از آیات و روایات فوق به اشاره خداوند در قرآن کریم به ولایت امیرالمومنین و نصب ایشان از طرف خدا و ابلاغ آن بوسیله پیامبر استخراج می شود.

    فهرست منابع:

    قرآن کریم

    معارف و عقاید ۲، رضا برنجکار، حوزه علمیه قم، قم تابسستان ۹۷

    مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، https://www.noorsoft.org/

    [1] اللهم هولاء اهل بیتی و خاصتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا

    [۲] تفسییر ثعلبی جلد ۴ صفحه ۸۰/ شواهد التنزیل ج ۱ صفحه ۲۳۰

    [۳] سوره توبه آیه ۷۷

    [۴] ان هذا اخی و وصیی و وزیری و خلیفتی فیکم فاسمعوا له و اطیعوا

    [۵] سعدالسعود صفحات ۱۰۵، ۱۹۱،۱۹۲

    [۶] سوره مائده آیه ۶۷

    [۷] یا ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم؟

    [۸]  من کنت مولاه فهذا علی مولاه

    [۹]  اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله

    [۱۰]  فلیبلغ الشاهد الغائب

    [۱۱] سنن ابی داوود جلد ۱ صفحه۲/ الدر النثور جلد ۱ صفحه ۳۲۳ و…

    [۱۲] اما ان ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی انه لاینبغی ان اذهب الا و انت خلیفتی.