مقاله تقریر نویسی صناعات خمس(صناعت مغالطه)

سال ورودی :
  • 1399
  • استاد راهنما :
  • استاد شریفی
  • استاد عامری
  • پایه :
  • پایه 2
  • نویسنده :
  • سعید قربانی
  • 12 بازدید

    چکیده :

    تقریر نویسی صناعات خمس(صناعت مغالطه)


    این پنج جلسه در اردیبهشت ۱۴۰۱ تدریس شده است

    جلسه اول

    یکی از صناعت خمس مغالطه است[۱]
    ما در اینحا به تعریف، اغراض، موضوع و مبادی مغالطه می پردازیم
    مغالطه در لغت به معنای به اشتباه انداختن است
    مغالطه در اصطلاح تعاریف متعددی داره که به بررسی دو مورد آن می پردازیم
    ۱) به کارگیری روش نادرست در استدلال: این تعریف منحصر در استدلال است و شامل تعریف نمی شود و در ضمن مغالطه شامل منطق صوری و منطق مادی است که منطق مادی در این تعریف نیامده است
    ۲) هر روش نادرست در جریان تفکر: این تعریف شامل استدلال و تعریف می شود و اعم از منطق صوری و مادی است این تعریف مربوط به خود تفکر و بستر تفکر می شود  و مغالطه کردن در بستر تفکر یعنی ممکن است کسی با به کارگیری ابزار هایی مانند نور، صدا، رنگ و فضای سازی شخص مقابل را به اشتباه بیندازد برای مثال رو به روی شخصی که مومن است خانومی بی حجاب بگذارند تا نتواند خوب بحث کند
    مغالطه با توجه به انگیزه‌ مغالطه گر به دو صورت انجام میگیرد
    ۱) مغالطه با انگیزه حق: گاهی برای بررسی سطح توجه و استعداد مخاطب است که امتحان نام دارد و گاه برای هوشیار کردن مخاطب برای عدم پافشاری وی بر اشتباه خود که عناد نام دارد
    ۲) مغالطه با انگیزه باطل: برای گمراه کردن طرف مقابل و اظهار خردورزی و فرهیختگی
    نکته ای که با توجه به انگیزه مغالطه می توان دست یافت این  است که همیشه مغالطه کردن، امری اشتباه نیست و همیشه مغالطه گر نیت سوء ندارد ممکن است کسی برای هدایت از مغالطه استفاده کند
    یادگیری مغالطه کارکرد های بسیاری دارد که در اینجا به پنج مورد از آن اشاره میکنیم
    ۱) مصون داشتن خود از مغالطه ای که ذهن ایجاد می کند
    ۲) مصون داشتن خود در برابر مغالطه های دیگران
    ۳) مصون نگه داشتن دیگران از مغالطه
    ۴) برخورد با مغالطه کننده لجبازی که جز با مغالطه ساکت نمی شود
    ۵) تقویت ذهن در تشخیص حق و باطل
    موضوع مغالطه مختص به قلمرو خاصی نیست و در همه مسائل و موضوعات می توان از این صناعت استفاده کرد و به عبارت دیگر در هر زمینه ای که برهان و جدل باشد مغالطه نیز ممکن است
    مبادی صناعت مبالغه، وهمیات و مشبهات است و مشبهات قضایایی هستند که به علت شباهت به یقینیات و مشهورات و مسلمات مورد قبول واقع می شود و وهمیات نیز قضایای کاذبی هستند که وهم در مقابل عقل بدان حکم می کند
    به مغالطه ای که شبیه به برهان بوده و در آن از قضایای شبیه به یقینیات استفاده می شود سفسطه می گویند و به مغالطه ای که شبیه به جدل بوده و از قضایای شبیه به مشهورات استفاده می شود مشاغبه می گویند

    تقسیم بندی مختلفی برای مغالطه وجود دارد که دو نوع مشهور آن،تقسیم بندی سنتی و تفسیم بندی جدید است[۲]
    ۱) سنتی: تقسیمی است که منطق دانان قدیمی ارائه کرده اند و ۱۳ بخش دارد که ۶ بخش آن لفظی و ۷ بخش آن معنوی است
    ۲) جدید[۳]: تقسیمی است که منطق دانان جدید- مخصوصا منطق دانان مغرب زمین- ارائه کرده اند که به ۷ بخش تقسیم می شود
    البته با نگاه ای که منطق دانان جدید تقسیم بندی کرده اند مغالطه به بیش از ۱۵۰ نوع مورد می رسد البته باید توجه داشت که بی نهایت نوع مغالطه وجود دارد یعنی ما اگر بتوانیم همه حالاتی که مغالطه رخ میدهد را به شمارش بیاوریم حدی برای آن موجود نیست
    ما در اینجا با نوع جدیدی از تقسیم بندی آشنا می شویم که محاسن زیر را دارد
    ۱) متناسب با باب بندی های منطق دو بخشی و نه بخشی
    ۲) جامعیت برای دارا بودن همه اقسام مغالطه که در تقسیم بندی سنتی و جدید آمده است
    ۳) پرهیز از سنت گرای و مدرن گرایی

    این تقسیم بندی به شرخ زیر است
    ۱) مغالطه درونی
    ۱. ۱) مغالطه در تعریف

    1. ۲) مغالطه در استدلال
    2. ۲. ۱) مغالطه در ماده استدلال[۴]
    3. ۲. ۲) مغالطه در صورت استدلال
      ۱. ۲. ۲. ۱) مغالطه در استدلال مباشر
      ۱. ۲. ۲. ۲) مغالطه در استدلال غیر مباشر
    4. ۲. ۲. ۲. ۱) مغالطه در تمثیل
    5. ۲. ۲. ۲. ۲) مغالطه در استقراء
    6. ۲. ۲. ۲. ۳) مغالطه در قیاس

    ۲) مغالطه بیرونی

    جلسه دوم

    ممکن است یک مغالطه در چند قسم از تقسیمی بندی مغالطه دیده شود یعنی یک مغالطه که دارای لفظ و معنای واحد است با توجه به حیث  های مختف در چند نوع از قسم ها تقسیم بندی وارد شود مثال در یک مغالطه که در قیاس رخ می دهد هم شرایط قیاس رعایت نشده باشد هم ماده مقدمه صحیح نباشد
    ابتدا انواع مغالطه های درونی را بررسی می کنیم سپس به مغالطه های بیرونی می پردازیم
    مغالطه درونی مغالطه ای است که در متن جریان تفکر رخ می دهد و مربوط به خود تفکر است و هنگامی که ذهن در جریان تبدیل مجهول به معلوم خطا کند این مغالطه رخ می دهد که گاه در تعریف است و گاه در استدلال
    در اینجا متن تفکر در مقابل بستر تفکر است
    مغالطه درونی در تعریف
    هر یک از شروط که در تعریف باید رعایت شود نادیده گرفته شود مغالطه در تعریف رخ می دهد که به چند مورد اشاره می کنیم
    ۱) تعریف دوری: در تعریف از موردی استفاده شود که در تعریف خود آن مورد باید از معرَّف اشتفاده شود مثال تعریف زمان به چیزی که با ساعت اندازه گیری می شود و تعریف ساعت به ابزار اندازه گیری زمان
    ۲) تعریف به أخص: به نحوی تعریف صورت بگیرد که آن تعریف شامل بخشی از معرَّف شود مثال انسان: حیوان هنرمند
    ۳) تعریف به أعم: به نحوی تعریف صورت بگیرد که آن تعریف شامل معرَّف و غیره شود مثال دایره: شکل که محیط آن منحی است
    ۴) تعریف به مباین: به نحوی تعریف صورت بگیرد که آن تعریف فقط شامل غیر معرَّف شود مثال انسان: عنصر گران قیمت
    ۴) تعریف به مفهوم مبهم: در تعریف از الفاظی استفاده شود که گنگ تر است مثال: خدا: اسطقسّ فوق اسطقسّات
    ۵) تعریف به مترادف: در تعریف از لفظ مترادف استفاده شود مثال انسان:بشر
    چ) این از آن، پس این همان: ابتدا مبدأ و ماده شی را جست و جو می کند سپس بدون توجه به هویت فعلی آن در تعریف آن شی مبدأ و ماده را ذکر می کند مثال کسی براساس نظریه باطل داروین (مبدا انسان میمون است) بگوید انسان: حیوان بی مو
    ۶) خطای کنه و وجه: در تعریف به جای لحاظ کردن همه ابعاد یک شی تنها به بعدی از ابعاد شی اکتفا کند مثال تاریخ چیزی نیست جز جولان گاه تحولات اقتصادی یا تنازعات طبقاتی
    ۷) هستی به جای چیستی: در تعریف باید به چیستی معرَّف پرداخت و اگرتنها هستی آن ذکر شود مغالطه رخ داده است مثال ماده: واقعیت عینی است که در خارج ذهن تحقق دارد
    مغالطه در صورت استدلال
    اگر در استدلال مباشر، شرایط و ضوابط استدلال رعایت نشود مغالطه رخ داده است مثال نقیض موجبه کلیه، سالبه کلیه دانسته شود آنگاه از کذب (هر حیوانی انسان است) صدق قضیه (هیچ حیوانی انسان نیست) نتیحه گرفته شود
    مغالطه در صورت استدلال غیر مباشر به اشکال زیر است

    جلسه سوم

    ۱) مغالطه در تمثیل: اگر در تمثیل جامع مفقود باشد مغالطه تمثیل صورت میگیرد مثال انسان همان درخت است که حرکت می کند
    ۲) مغالطه در استقراء: اگر در استقراء چه تام و چه ناقص تکرار مشاهده صورت نگیرد مغالطه رخ داده است و اگر در استقراء تام همه موارد کلی بررسی نشود مغالطه شده است و چنانچه به صورت جزئی بررسی شود و منجر به کشف علت نشود و به عنوان قضیه یقینی مطرح شود مغالطه صورت گرفته است
    ۳) مغالطه در قیاس: این نوع مغالطه یا در نتیجه قیاس رخ می دهد یا در شرایط قیاس
    ۳. ۱) مغالطه در نتیجه قیاس: با توجه به قواعد ای که در استدلال صوری خواندیم باید کم و کیف نتیجه به درستی به کار برده شود مثلا در شکل سوم همواره نتیجه جزئی است و اگر به صورت کلی آورده شود مغالطه است
    و همچنین نتیجه باید تابع اخس مقدمتین باشد یعنی اگر یکی از دو مقدمه جزئی است نتیجه حتما جزئی است و اگر یکی از دو مقدمه سالبه است نتیجه حتما سالبه است مثال  بعضی انسان ها فیلسوف اند هر فیلسوفی هدف دار است بنابراین هر انسان هدف دار است
    ۳. ۲) مغالطه در شرایط قیاس: استدلال باید دارای شریطی باشد که نبود هر یک از آن ها منجر به مغالطه می شود در اینجا به مهمترین آن ها می پردازیم
    ۳. ۲. ۱) عدم تکرار حد اوسط: در استدلال باید حد اوسط به طور کامل و بدون اشتراک لفظ تکرار شود در صورت عدم تکرار حد اوسط مغالطه رخ می دهد مثال شراب از آب انگور است آب انگور مباح است بنابراین آب انگور مباح است
    اغلب هنگامی این قسم از مغالطه رخ می دهد که لفظ واحد در مقدمه های جدا معنای متفاوتی دارد که منشأ تعدد معنای یک لفظ به صورت های زیر ظاهر می شود
    ۳. ۲. ۱. ۱) جوهر لفظ: خود لفظ بدون ترکیب آن با لفظ دیگر و بدون متفاوت بودن حروف لفظ، معنای متفاوت دارد مثال هوا تار است تار پرنده است هوا پرنده است
    ۳. ۲. ۱. ۲)هیئت لفظ: گاه منشأ اختلاف معنا هیئت و ساختار لفظ است که دو صورت مغالطه اشتراک هیئت و مغالطه اعراب و اعجام (نقطه گذاری) دارد

    مغالطه ای که در آن هیئت واحد در معنای متفاوت به کار رود مغالطه اشتراک نامیده می شود مثال این کتاب مختار من است هر مختاری به اراده خود حرکت می کند پس این کتاب به اراده خود حرکت می کند در این شاهد مثال مختار اول، ساختار اسم مفعول را دارد و مختار دوم، ساختار اسم فاعل را دارد
    مغالطه ای که ناشی از هیئت عرضی باشد مغالطه اعراب و اعجام نامیده می شود در این مغالطه ظاهر کلمات مثل هم است اما درحقیقت کلمات ساختار و تلفظ جداگانه ای دارد مثال خداوند موجب است هر موجبی معلول است پس خداوند معلول است در این شاهد مثال موجب به ترتیب موجِب (اجبار کننده) و موجَب (اجبار شده) است

    جلسه چهارم

    1. ۲. ۱. ۳) ترکیب: این مغالطه هنگامی رخ می دهد که کلمه داری معنای یکسان است اما هنگامی که با دیگر کلمات ترکیب می شود معنای متفاوتی می گیرند که انواع مختلفی دارد
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۱) مغالطه ممارات: ضمیر های که مثل هم هستند در مقدمه آمده است اما به علت متفاوت بود مرجع ضمیر یا چند صورت بودن مدلول ضمیر، معنای متفاوتی می گیرند مثال (معاویه به عقیل (برادر امام علی علیه سلام) گفت برو بالای منبر و لعن علی کن عقیل بالای منبر رفت و گفت معاویه به من پول داده است و گفته است برو بالای منبر و لعن علی کن پس لعن خدا بر او) در این شاهد مثال مشخص نیست (او) منظور معاویه است یا امام علی علیه سلام
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۲) مغالطه مبهم بودن نقش دستوری کلمه: وقتی یک کلمه چند نقش دستوری بتواند بگیرد این مغالطه رخ می دهد مثال من از راهنمایی شما خرسندم در این شاهد مثال مشخص نیست که شما فاعل (راهنمایی) است یا مفعول(راهنمایی) یعنی من از راهنمایی کردن شما خرسند هستم یا من از اینکه شما مرا راهنمایی کرده اید خرسندم
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۳) مغالطه ابهام موصول: هنگامی که مشخص نباشد قیدی که آمده است قید احترازی یا قید توضیحی است این مغالطه رخ می دهد قید احترازی مفهوم دلالت لفظ بر مصداق را کوچک می کند و باعث خارج شدن مصداق می شود اما قید توضیحی فقط لفظ قید خورده را واضح می کند و مصداق خارج نمی کند مثال گزاره های تاریخی که حوادث جزئی را باز گو می کنند آموزنده است در این شاهد مثال مشخص نیست که قید (حوادث جزئی را بازگو می کنند) برای خارج کردن بخشی از گزاره های تاریخی است یا اینکه درصدد توضیح بیشتر گزاره های تاریخی است
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۴) مغالطه ابهام از ناحیه عدم رعایت علایم سجاوندی: باید در گزاره ها علایم نگارشی به درستی اعمال شود مثال قاضی درباره متهمی نوشت (عفو لازم نیست اعدامش کنید) اگر علامت ( ، ) بعد از عفو قرار بگیرد معنای عدم قصاص می دهد و اگر بعد از نیست قرار بگیرد معنای قصاص می دهد
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۵) مغالطه مبهم بودن ممثّل در جمله منفی: باید ارکان تشبیه در جمله مشخص باشد تا این مغالطه رخ ندهد مثال من مثل رضا زودباور نیستم رضا مشبه به است اما مشبه به می تواند (من) یا (زودباور) باشد
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۶) مغالطه مبهم بودن محذوف: آنچه در گزاره حذف می شود باید مشخص باشد و ذهن مخاطب برای فهم آن دچار مشکل نشود مثال میل دارید با من غذا بخورید؟ نه میل ندارم . در این شاهد مثال مشخص نیست میل نداشتن به غذا است یا میل نداشتن به شخص درخواست دهنده برای هم غذا شدن با او
      ۳. ۲. ۱. ۳. ۷) مغالطه ترکیب مفصل: اگر در جمله به موضوع مرکب، صفت مرکب یا محمول مرکب، اسنادی داده شود ممکن است این اسناد در حالت ترکیب درست باشد و نباید آن مرکب ها را جدا کرد و برای هر کدام به صورت جدا آن حکم را صادق دانست مثال یزید شاعر خوبی است پس یزید شاعر است و یزید خوب است

    جلسه بنجم

    1. ۲. ۲) عدم تشکیل قیاس از دو مقدمه جدا: در قیاس نباید دو قضیه منطقی را در هم ترکیب کرد و در قیاس از آن استفاده نمود مثال فقط انسان شاعر است هر شاعری حیوان است پس فقط انسان حیوان است در این استدلال قضیه اول در حقیقت از دو قضیه (انسان شاعر است) و (غیر انسان شاعر نیست) تشکیل شده است و به این شکل نتیجه گیری کردن مطابق با قواعد و صورت منطقی نیست
      ۳. ۲. ۳) عدم رعایت شرایط انتاج قیاس اقترانی و استثنایی: باید همه شرایط عمومی و اختصاصی قیاس اقترانی و استثنایی رعایت شود در غیر این صورت مغالطه رخ می دهد مغالطه های زیر به علت عدم توجه به این شرایط است
      ۳. ۲. ۳. ۱) مغالطه سالبه بودن صغرا (در شکل اول و سوم قیاس اقترانی)
    2. ۲. ۳. ۲) مغالطه جزئی بودن کبرا در شکل اول و دوم قیاس اقترانی
    3. ۲. ۳. ۳) مغالطه کلی نبودن یکی از دو مقدمه در شکل سوم قیاس اقترانی
      ۳. ۲. ۳. ۴) مغالطه عدم اختلاف در ایجاب و سلب در شکل دوم قیاس اقترانی
      ۳. ۲. ۳. ۵) مغالطه رفع مقدم در قیاس استثنایی اتصالی: نمی توان از رفع مقدم، رفع تالی را نتیجه گرفت
      ۳. ۲. ۳. ۶) مغالطه وضع تالی در قیاس استثنایی اتصالی: نمی توان از وضع تالی ،وضع مقدم را نتیجه گرفت
      ۳. ۲. ۳. ۷) مغالطه استدلال نامربوط: باید نتیجه با مقدمات تناسب داشته باشد هنگامی که از حیث صورت مقدمه با نتیجه هم خوانی نداشته باشد این مغالطه رخ می دهد بر اساس مقایسه نتیجه با مقدمه اقسام زیر به چشم می خورد
      ۳. ۲. ۳. ۷. ۱) مدعا عام و دلیل خاص: باید توجه داشت که دلیل خاص نمی تواند مدعای عام را اثبات کند و مغالطه رخ می دهد مثال یکی از دلایل کم ‌شدن ایمان، مشکلات اقتصادی است پس راه حل افزایش ایمان، حل کردن مشکلات اقتصادی است
      ۳. ۲. ۳. ۷. ۲) مدعا خاص و دلیل مطلق: باید توجه داشت که از دلیل مطلق نمی توان لزوما نتیجه ای خاص را استنتاج کرد مثال با توجه به توصیه اکید اسلام بر ولیمه دادن به مناسب عروسی پس باید جشن مفصل و ضیافتی باشکوه در مراسم عروسی برپا کرد
      ۳. ۲. ۳. ۷. ۳) مدعا و دلیل متباین: مفهوم مدعا و دلیل هیچ ربطی به هم ندارندمثال شخصی علت کم شدن نمره خود در امتحانات را آب شدن یخ های قطبی بداند
      ۳. ۲. ۳. ۷. ۴) خلط انگیزه و انگیخته (مدعا): به آنچه انسان می خواهد برسد انگیزه می گویند و به آن فعالیتی که برای رسیدن به هدف انجام میشود انگیخته می گویندچه بسا از انگیزه غلط انگیخته صحیح و از انگیخته غلط انگیزه صحیح حاصل شود پس نباید از انگیزه یا انگیخته حکم را ارجاع به یکدیگر داد مثال چون فلان شخص این کتاب را برای شهرت نوشته است پس این کتاب خوب نیست در این شاهد مثال انگیزه شهرت است و انگیخته کتاب است و از انگیزه غلط حکم به انگیخته غلط داده شده است
    4. ۲. ۳. ۷. ۵) مغالطه مصادره به مطلوب: وقتی این مغالطه رخ می دهد که قضیه ای که باید اثبات شود به طوری که مشخص و واضح نباشد در مقدمه استفاده شودمثال آزادی بیان برای جامعه مفید است زیرا اینکه مردم در ابزار احساسات، عواطف و عقاید خود محدودیتی نداشته باشد برای اجتماع مفید است
    5. ۲. ۳. ۷. ۶) مغالطه استدلال دوری: این مغالطه هنگامی رخ می دهد که برای اثبات گزاره ای از مقدماتی استفاده شود که برای اثبات مقدمه با واسطه یا بی واسطه از خود نتیجه استفاده شود مثال شما می توانید به من اعتماد کنید زیرا آقای حسنی که مورد تایید و اعتماد من است کاملا بنده را تضمین می کند در این شاهد مثال اعتماد داشتن به من که باید اثبات شود در خود مقدمه دوم استفاده شده است

    [۱] استدلالی که مفید تصدیق است و آن تصدیق جازم است و در آن اعتبار، مطابق با حق شده است ولی مطابق با حق نیست

    [۲] در کتاب ” مغالطات ” (نویسنده: علی اصغر خندان)  طیف وسیعی از مغالطه ها را در هفت فصل  ذکر می کند و به توضیح  آن می پردازد

    [۳]  در آثار منطق دانان  اروپایی بیشتر مغالطات در تقسیم اولیه به دو بخش صوری و غیر صوری تقسیم می شود و برخی برای مغالطات غیر صوری دو قسم ربطی و ایهامی ذکر می می کنند رک: مغالطات (نویسنده: علی اصغر خندان)

    [۴] مغالطه مادی آن است که در صغرا یا کبرا قیاس صادق نباشد در مغالطات مادی هرگاه هر دو مقدمه را با تغییری صادق بگردانیم استدلال از نظر مادی منتج نخواهد بود. رک: معیار دانش جلد دوم