مقاله

سال ورودی :
  • 1394
  • پایه :
  • پایه 5
  • نویسنده :
  • مرتضی یعقوبیان
  • 21 بازدید

    چکیده :

    آنچه که از این بحث به دست می آید آن است که هر متنی یا فعلی که از متکلم یا فاعل رخ میدهد با توجه به قصد آن دارای معناییست حتی برخی از دانشمندان هرمنوتیک نیز به این مسئله اعتراف دارند که نمیتوان به صورت کلی ادعا کرد که هر متنی، همه نوع معنایی را بر میتابد؛ چون در هرصورت معیارهایی برای کنترل و محدودکردن تفسیر وجود دارد.


    آنچه که از این بحث به دست می آید آن است که هر متنی یا فعلی که از متکلم یا فاعل رخ میدهد با توجه به قصد آن دارای معناییست حتی  برخی از دانشمندان هرمنوتیک نیز به این مسئله اعتراف دارند که نمیتوان بهصورت کلی ادعا کرد که هر متنی، همه نوع معنایی را بر میتابد؛ چون در هرصورت معیارهایی برای کنترل و محدودکردن تفسیر وجود دارد.

    رای صحیح آن است که معنای متن وابسته مقصود مؤلف ان است و مفسر نقشی در آن ندارد از همین روست که بعضی از زبان شناسان معتقدند که هر متنی، واجد معنایی اصیل و تغییرناپذیراست و برای اثبات این معنا هیچ معیار درست و مطمئنی جزنیت و قصد مؤلف آن وجود ندارد، برای ارزیابی صحت و سقم تفاسیر ارائه شده از یک متن باید دید که خود مؤلف کدام تفسیر را صحیح میداند؛ و هیچ راهی هم جز پژوهش زندگینامهای و قرارگرفتن در افق دید مؤلف برای بازسازی و تجربه مجدد فعل آفرینش متن نیست

    این بحث ها و در نتیجه روش رسیدن به معنای مقصود متکلم زمانی از اهمیتی بیشتری برخوردار میشود که میبینیم متکلم برترین متکلمین بلکه خالق کلام شارع مقدس است و موضوع کلام ارزشمندترین موضوعات و رافع نیاز حقیقی انسان  یعنی برنامه زندگی و سعادت بشر میباشد پس بر مخاطب این کلام یعنی انسان لازم است که راه و روش رسیدن به مراد و مقصود کلام این متکلم را دریابند

     

     

    مفاهیم و کلیات:

    ظهور بمعنی اللغوی: ظهور در لغت به معنای بروز و آشکار شدن شیء خفی است در لسان العرب میگوید الظهور التبین ظهر الشئ ظهورا تبین و اظهرت الشئ بینته الظهور بدو الشئ الخفی

    ظهور عند الاصولیین: اگر مدلول دلیل قابل صدق بر یکی از دو امر است ولی یکی از ان ها آشکار است میگویند آن ظاهر است

    قواعد استظهار به مجموعه ای از قواعد اصولی گفته میشود که با تشخیص ظهور و سپس به حجیت رساندن آن تاسیس و در راه کشف بسیاری از احکام شرعی از نصوص دینی موجود در قران و روایات بحث میکند  که البته شاید این قواعد مباشرتا جایگاه بحث از ان ها اصولی نباشد ولی از انجا مربوط به قواعد استنباط حکم شرعی میشود داخل در بحث اصول شده است

     

    مراد ما در این بحث صغرای این مطلب یعنی تشخیص ظهور است و مقصودمان از ظهور اعم از آنچه است که اصولیون آن را ظهور کلام مینامند چراکه بحث  ما در مواردی نص را که اصولیون عدل ظهور میدانند را هم شامل میشود

     

     

     

    بحث دیگری که در باید در فهم متن از آن استفاده کنیم لایه های معنایی هستند هر کسی زمانی که مخاطب کلامی قرار میگیرد برای فهم آن نیاز دارد که از دولایه معنایی عبور کند لایه هایی که در طول هم و مکمل هم هستند نه در عرض هم آن دو دلالت عبارت است از :

    دلالت تصوری : معنایی مخاطب به آن با صرف شنیدن کلمات منتقل میشود و کاری به مخاطب ندارد که آیا همان معنا را اراده کرده یا خیر و اصلا چیزی را اراده کرده یا نه در خواب یا شوخی و… بوده تنها مهم معنای آن الفاظ مستعمله است

    دلالت تصدیقی : معنایی که مخاطب آن را از این جهت که متکلم هم همان را اراده کرده فهم میکند و باید برای احراز شود که متکلم هازل نبوده و درمقام بیان معنایی بوده از انجا که شارع مقدس متکلم موضوع بحث ماست منزه از این اوصاف است لذا کلام او حتما دارای دلالت تصدیقی میباشد .

     

    مناشئ ظهور:

    دلالت تصوری

    معنای تصوری: معنای الفاظ متکلم است صرف نظر از اینکه از متکلمی صادر شده معنای تصوری نام دارد

    دلالت تصوری : انتقال ذهن به معنایی که از متکلم صادر شده را دلالت تصوری میگویند

    ظهور تصوری: آنچه مخاطب از الفاظ کلام صرف نظر از حالت متکلم متوجه میشود را ظهور تصوری میگویند

    همانطور که گفته شد در این لایه از معنای متن تنها به معنای لفظ باز میگردد و ربطی به اراده متکلم ندارد و از نظر بعضی از زبان شناسان منشأ انتقال ذهن به معنای الفاظ وضع است.

    پس اولین چیزی که باید در راه فهم متن از به پی ببریم معنای الفاظ از طریق وضع انان است

    در اصل اینکه حقیقت وضع چیست و چگونه سبب این انتقال ذهن به معنا میشود بین اصولیون اختلاف است و باعث ایجاد مسالک مختلفی مانند مسلک جعل ملازمه ، مسلک تعهد یا مسلک قرن اکید و …

    ولی انچه که مشترک بین همه ی این اقوال است آن رابطه بین الاذهانی است که توسط وضع کلمات به وجود آمده و انسان ها در روزمره برای رفع نیاز های خود از آن استفاده میکنند و همین مقدار برای ما کفایت میکند که بدانیم برای فهم متن نیاز داریم به وضع کلمات و آن معنای مشترک بین الاذهان پی ببریم

    در کتب اصولیون برای وضع اقسامی گوناگون ذکر شده که در اینجا به دو مورد از از آن ها که بیشتر در راستای فهم متن شرعی به ما کمک  میکند اشاره میکند

    وضع شخصی و نوعی

    وضع لغوی و عرفی (شرعی)

    کاشف های معنای وضعی:

    تبادر صحت حمل و اطراد

    حجیت قول لغوی که بنفسه حجیت ندارد

     

    حال اگر بخواهیم در متن لغت را مورد بررسی قرار دهیم باید آن لغت را از جهاتی تحلیل کنیم

    ۱ معنای این لفظ در طول زمان ثابت بوده و یا تغییر کرده و اگر تغییر کرده و در صورت تحول در چه معانی و سیری تغییر کرده

    ۲ اگر قائل به اشتراک لفظی در لغات بشویم آیا این لفظ مشترک لفظی است یا خیر و اگر مشترک لفظی است دارای چند معناست ؟ و آیا میتوانیم قائل به یک معنای جامع در تمامی معانی آن شویم؟

    ۳ آیا این لفظ دارای معنایی اصطلاحی است یا خیر ؟ و در این متن معنای اصطلاحی اراده شده یا معنای لغوی

    ۴ در این متن معنای حقیقی اراده شده یا معنای مجازی ؟ و این لفظ در چه معانی مجازی قابل استعمال است؟

    ۵ ایا این لفظ دارای وضع شرعی نیز هست و در این متن وضع عرفی اراده شده یا وضع شرعی

    ۶ آیا ما معنای کلی داریم یا خیر ؟ که اگر داشته باشیم حکم نسبت به یک کلی ثابت شده و هر آنچه تحت مصداق های ان داخل شود داخل در حکم شده ولی اگر نداشته باشیم حکم باید نسبت به تک تک موضوعات ثابت شود

    ۷ آیا معانی غیر حسی داریم یا تمامی معانی حسی هستند

     

    این پرسش ها پرسش هایی هستند که در رسیدن به معنا به  ما کمک میکنند البته به برخی از آنها در دلالت تصدیقی خواهیم پرداخت و میدان بحثشان انجاست

    ولی برخی از این پرسش ها ریشه در مبانی و مکتب های مختلف دارد که قائل شدن و یا قائل نشدن به آن تاثیر در فهم از متن دارد ولی آنچه که واضح است این است که بدون در نظر گرفتن این مبانی این الفاظ دارای معنایی هستند که در ذهن انسان ها مشترک است و با توجه به همین اشتراکات با هم ارتباط بر قرار میکنند

     

    حال در راه رسیدن به معنای یک لفظ در یک متن شرعی باید مراحلی را طی کنیم

    یک : اگر لفظ جامد بود آن را در کتب لغت مورد بررسی قرار میدهیم

    دو: اگر مشتق باشد باید ریشه و وزن آن را با مراجعه به علم صرف بررسی کنیم

    سه: معنای جامع آن ریشه را بررسی کنیم

    چهار: معنای وزن با مراجعه به قواعد صرف به بیاید

    پنجم : معنای به دست آمده را به کتب دیگر عرضه میکنیم

    ششم: با اجتماع قرائن به دنبال صحت ان میگردیم

    هفتم : مترادفات ان را بررسی کنیم

    هشتم : با مراجعه به متضاد ها معنای اصلی را دنبال میکنیم

    نهم: معانی مجازی محتمل را بررسی مکنیم

    دهم معنای اصطلاحی و لغوی را مقایسه میکنیم

     

    معنای تصدیقی معنایست که متکلم اراده کرده

    دلالت تصدیقی انتقال ذهن به معناییست که متکلم اراده کرده

    ظهور تصدیقی : فهم مراد متکلم از کلام توسط مخاطب را ظهور تصدیقی میگویند

    دلالت تصدیقی خود دارای اقسامی است

    اراده استعمالی و اراده جدی

    برای رسیدن به این لایه از معنا با مراجعه به چند اصل به معنا پی میبریم

    اصاله عدم قرینه

    اصاله عدم غفلت

    اصاله الحقیقه

    ظهور به دو نوع تقسیم میشود ظهور نوعی ظهور شخصی که اولی نزد عقلا حجت است

    مفروضات مفسر در متن تاثیر گذار باشد ولی ان مفروضات باید مورد بررسی قرار گیرد