مقاله بررسی انواع و اغراض خبر و تطبیق آن در سوره فاتحه الکتاب

سال ورودی :
  • 1399
  • 1402
  • پایه :
  • پایه 3
  • 433 بازدید

    چکیده :

    همان گونه که می دانیم هدف از علم معانی شناختن ویژگی ها و اغراض کلامی است و از آنجا که مظهر تام این ویژگی ها و اغراض، کلام یا همان مرکب تام اسنادی است لازم است پیش از بیان هر مطلبی به اقسام و انواع کلام بپردازیم.


    همان گونه که می دانیم هدف از علم معانی شناختن ویژگی ها و اغراض کلامی است و از آنجا که مظهر تام این ویژگی ها و اغراض، کلام یا همان مرکب تام اسنادی است لازم است پیش از بیان هر مطلبی به اقسام و انواع کلام بپردازیم.

    در نخستین تقسیم ،کلام به خبر و انشاء تقسیم می شود؛ زیرا کلام یا واقعیت و حقیقتی ورای نسبت خود دارد که  از آن حکایت می کند و نظر به آن دارد یا چنین واقعیتی ندارد. به کلام نخست خبر یا جمله خبریه و به کلام دوم انشاء یا جمله انشاءیه می گویند.

    بنابراین هر کلامی نسبتی درون خود دارد که به آن نسبت کلامیه گفته می شود . این نسیت کلامیه اگر جنبه حکایت گری از خارج و عالم واقع و نفس الامر داشته باشد خبر یا جمله خبریه نامیده می شود که در صورت مطابقت این نسبت با آن عالم، خبر صادق و راست است و در صورت عدم مطابقت خبر کاذب و دروغ است.

    شکی نیست که هر کلام خبری که متکلم به کار می برد در پی انگیزه و غرضی است این اغراض بی شمار بوده از این رو گردآوری همه آن ها نا ممکن یا بسیار مشکل می باشد . با این حال می توان اغراض مختلفی را برشمرد .

    ظاهراً غرض و هدف اصلی از وضع کلام آگاه ساختن مخاطب به حکمی است که کلام در بردارد. گاهی نیز غرض آگاه ساختن مخاطب به دانستن متکلم به آن حکم است.

     

    کلیدواژه‌ها

    بلاغت.خبر.انواع خبر.اغراض خبر.سوره فاتحه الکتاب

    مقدمه

    خبر مهم ترین بخش پیام رسانی است و خصوصا اگر خبری از جانب خداوند باشد برای همین می خواهیم انواع و اغراض خبر را بررسی و سپس برای شاهد مثال خبر های سوره فاتحه الکتاب را با آن تطبیق دهیم .

    وقتی فردی حرفی را می زند قطعا دارای هدف یا اهدافی بوده  است خصوصا اگر بدانیم متکلم فردی حکیم است .

    همچنین خبر را باید با توجه به حال مخاطب به او برسانیم یعنی در یک جا مخاطب ما منکر و نافی یک خبر است و در جایی دیگر مخاطب خبری را شنیده ولی در صحت آن شک دارد و در جای دیگر مخاطب ما اصلا خبر را نشنیده است در تمام این سه حالت خبر رسانی متفاوت است که در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد .

     

    تعریف خبر

    خبر، سخنى است که ذاتا احتمال راست یا دروغ بودن را بپذیرد. خبر، سخنى است که مدلولش در خارج، (بیرون از ذهن) و جداى از گفتار، وجود داشته باشد. مانند: «العلم نافع» (دانش سودمند است) محققا ما سودبخشى را براى دانش، اثبات کرده‏ایم و این صفت، براى دانش، ثابت است. زیرا سودبخشى دانش، واقعیت و حقیقت دارد.

    تنها چیزى حکایت شده که همگى بر آن اتّفاق دارند، ادیان به آن حکم کرده‏اند و خردها به آن راهنمایى مى‏کند. بدون نظر به این‏که آن را از نو اثبات کنىم.

    مقصود از راست بودن خبر، هماهنگى آن با واقعیت و حقیقت است. و مراد از دروغ بودن خبر، ناهماهنگ بودن آن با واقعیت است. بنابراین، در جمله «دانش سودمند است» اگر نسبتى که از سخن برمى‏آید (ثبوت سود براى دانش) از همان جمله، فهمیده مى‏شود هماهنگ با نسبت خارجى باشد یعنى موافق باشد با آنچه در خارج (از ذهن) و در واقع است پس سخن، راست است وگرنه راست نیست. مثل «نادانى، سودبخش است» که نسبت کلامى آن موافق با نسبت خارجیش نیست.

    بنابراین، مطابقت نسبت کلامى با نسبت خارجى چه در جهت اثبات و چه در جهت نفى، صدق است و عدم مطابقت این دو نسبت، کذب است. و نسبتى که سخن بر آن، دلالت مى‏کند و از کلام فهمیده مى‏شود نسبت کلامیّه است. و نسبتى که از خارج شناخته مى‏شود بدون توجّه به خبر، نسبت خارجیه نام دارد. پس دو نسبت وجود دارد. نسبتى که از خبر فهمیده مى‏شود و کلام آن را نشان مى‏دهد و نسبتى که از خارج شناخته مى‏شود و نسبت خارجیه، نام مى‏گیرد. و در نتیجه آنچه با واقع موافق باشد راست و آنچه مخالف باشد دروغ است.

     

    اغراض خبر

    اساس در القاى خبر، این است که براى یکى از این دو هدف بیاید:

    (الف) رساندن حکمى که جمله، آن را فرا گرفته است به مخاطب، اگر مخاطب بى‏خبر باشد. و این‏گونه هدف «فائده خبر» نامیده مى‏شود. مانند: «الدّین معامله» یعنى: بدهکارى و بستانکارى یک دادوستد است. در اینجا مى‏خواهیم به مخاطب بى‏خبر بفهمانیم که بدهکارى و بستانکارى هم دادوستد است.

    (ب) متکلم مى‏خواهد آگاهى خویش را از خبر، به مخاطب بفهماند یعنى: به او برساند من نیز از خبر آگاهم. مثلا تو به شاگردى که پیروزیش را در آزمون، از تو پنهان کرده است، مى‏گویى: «أنت نجحت فى الامتحان» یعنى تو در آزمون، پیروز شدى. این‏گونه هدفهاى خبرى را «لازم فائده» مى‏نامند.

    چون این «لازم فائده» در خبرى است که «مخبر به» یعنى کسى که به او خبر داده شده است از خبر آگاهى کامل داشته باشد. یا به آن، گمان قوى ببرد.

     

    اغراض فرعی

    گاهى خبر، از قلمرو هدف پیشین خارج مى‏گردد و به اهداف دیگرى مى‏گراید که از قرینه‏ها و روند کلام به دست مى‏آید. مهمترین این هدفها عبارت است از:

    ۱- رحم‏خواهى و مهرجویى. مانند این جمله: «براستى من نیازمند بخشش خدایم»

    ۲- برانگیختن همّت به سوى آنچه دستیابى به آن لزوم دارد. مثل: «دانشمند و نادان یکسان نیستند» با این جمله، همّتها براى دانش یافتن، برانگیخته مى‏شود.

    ۳- ابراز ناتوانى و فروتنى. بسان: «رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی»  خداوندا، استخوانم سست گردیده است. در این سخن، حضرت زکریّا ناتوانى خویش را فروتنانه به نمایش گذاشته است.

    ۴- اظهار اندوه، بر چیز مطلوبى که از دست رفته است. مادر حضرت مریم وقتى که دید پسر نزاییده است غمگنانه گفت: «رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُها أُنْثى » پروردگارا، دختر زاییدم.

    ۵- شادمانى‏کردن به آنچه رسیده و بدگویى‏کردن از آنچه رفته است. چون: «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ» حق آمد و باطل سپرى گشت.

    ۶- سرزنش و نکوهش کردن. چونان گفتار تو به کسى که اشتباه‏کار است:

    «خورشید، برآمده است» با این جمله، مى‏خواهى مخاطب را سرزنش کنى و بگویى:

    حقیقت، روشن و انکارناپذیر است.

    ۷- یادآورى‏کردن تفاوتى که در بین مراتب هست. همچو این سخن: «تنبل و تن‏آسا با زرنگ و کوشا همسان نیستند.»

    ۸- ترساندن و دورباش دادن. بسان این حدیث: «نامحبوبترین حلال، پیش خداوند، طلاق است»

    ۹- به خود بالیدن. مثل این حدیث: «محققا خداوند، مرا از میان قریش برگزید».

    ۱۰- ستایش کردن. چونان این شعر نابغه:

    تو خورشیدى و شاهان دیگر ستارگانند هنگامى که تو برآیى هیچ‏یک از آنها نمى‏تابد و گاهى جمله خبریّه براى هدفهاى دیگرى مى‏آید. کانون شناسایى این هدفها ذوق و خرد درست است.

    شیوه القاء خبر

    هنگامى که هدف سخن، بیانگرى و روشن‏سازى است باید برخورد متکلم با مخاطب، چونان پزشک با بیمار باشد که حال بیمار را مشخص مى‏کند و آنچه مناسب حال اوست به‏ وى عطا مى‏کند. سزاوار و بایسته است که هرسخنى به اندازه نیاز باشد نه افزون بر آن‏که بیهوده شود و نه کمتر از نیاز که به هدف، آسیب رسد. هدف، روشنگرى و بیان‏کردن است‏

    و از این‏رو که باید خبر به اندازه نیاز باشد. شکلهاى خبر، در اسلوب‏هاى ادبى، بر اساس اختلاف حالات مخاطب، اختلاف مى‏پذیرد.

    سه حالت، عارض مخاطب مى‏شود:

    اوّل: این‏که مخاطب، ذهنش از خبر تهى باشد و در آن متردد نباشد و انکار هم نکند براى چنین مخاطبى سخن، تاکید نمى‏شود زیرا نیاز به تاکید ندارد، مانند سخن خداوند متعال: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا» دارایى و پسران، آرایش زیستن دنیا هستند.

    و این نوع خبر، «ابتدایى» نامیده مى‏شود و زمانى به کار مى‏آید که ذهن مخاطب، از مدلول خبر، خالى است و از اینرو خبر، چون ذهن را تهى مى‏یابد در آن، جایگزین مى‏گردد.

    دوم: این‏که مخاطب در خبر، تردید داشته باشد و دستیابى به شناخت آن و آگاهى از حقیقتش را بطلبد. در اینجا تأکید سخنى که به مخاطب ارائه مى‏شود نیکوست. براى این‏که حکم، تقویت گردد و در جان او بنشیند و اختلاف را در پشت سرش افکند.

    مانند: «انّ الامیر منتصر» محققا فرمانروا پیروز است. در این مثال، جمله، با «انّ» و اسمیّه بودن، تأکید گردیده است. و چنین خبرى «طلبى» نام مى‏گیرد و هنگامى آورده مى‏شود که مخاطب، در مدلول خبر، تردید داشته باشد و اطمینان به راست بودن سخن را بجوید.

    سوم:  این‏که مخاطب، منکر خبرى باشد که به وى القاء مى‏گردد و به عکس آن خبر باور داشته باشد. در این حالت، باید سخن به یک یا دو مؤکّد یا بیشتر به اندازه قدرت و ضعف انکار، تاکید گردد.

    مانند: «انّ اخاک قادم» محققا برادرت آمده است.

    و «انّه لقادم» و «و اللّه انّه لقادم»

    در مثال اوّل، جمله، با «انّ» و «اسمیّه بودن» تاکید شده است.

    و در مثال دوّم با «انّ» و «اسمیّه بودن» و «لام».

    و در مثال سوّم با سوگند و «انّ» و «اسمیّه بودن» و «لام».

    و مثل: «لعمرى انّ الحق یعلو و لا یعلى علیه» به جانم سوگند، محققا حق برترى مى‏یابد و چیزى از آن برتر نمى‏شود.

    این عبارت، با سوگند و «انّ» و «اسمیّه بودن» تأکید شده است.

    این‏گونه خبرها را «انکارى» مى‏نامند و هنگامى مى‏آورند که مخاطب، منکر باشد. و همانگونه که تاکید، در اثبات مى‏آید در نفى نیز آورده مى‏شود. مانند: «ما المقتصد بمفتقر»: میانه‏رو نیازمند نیست این سخن منفى با اسمیّه بودن و «باء» زایده تاکید شده است.

    و مثل «و اللّه ما المستشیر بنادم» به خدا سوگند، مشورت کننده پشیمان نمى‏شود.

    این عبارت، با سوگند و باى زایده و اسمیّه بودن جمله، تاکید شده است.

    نکته۱: تأکید خبر، ابزار فراوانى دارد که مشهورترین آنها عبارت است؛ از: انّ، انّ، لام ابتداء، حرفهاى تنبیه (چون الا و اما)، قسم، دو نون تأکید خفیفه و ثقیله، حروف زائده مانند تفعّل و استفعل که در اصل «فعل» بوده است.

    تکرار، قد، أمّاى شرطیّه، انّما، اسمیّه بودن جمله، ضمیر فصل و مقدم داشتن فاعل معنوى. مقصود از فاعل معنوى مبتداست مثل «رجل جائنى» که اکنون، واژه «رجل» مبتدا و فاعل معنوى است و اگر مؤخر شود هم لفظا و هم معنا فاعل مى‏شود.

    نکته۲: ارائه کلام، بر اساس شیوه‏هاى سه‏گانه گذشته، القاء کلام بر مقتضى ظاهر است.

    ولى گاهى حالات، برگشت از مقتضى ظاهر را مى‏طلبد و کلام، به جهت اعتباراتى که متکلم، لحاظ مى‏کند برخلاف مقتضى ظاهر حال، القاء مى‏شود.

    یکى از جاهایى که «حال»، برگشت از مقتضى ظاهر حال را مى‏طلبد، جایى است که متکلم، مخاطب آگاه به فایده خبر یا مخاطب آگاه به لازم فایده خبر یا مخاطبى که هم به فایده خبر و هم به لازم فایده خبر آگاه است را چونان مخاطب جاهل به خبر مى‏گیرد. زیرا این مخاطب، بر اساس آنچه دانشش ایجاب مى‏کند، حرکت نکرده است. از اینرو خبر به او القاء مى‏شود همان‏گونه که به ناآگاه القاء مى‏گردد. مانند این‏که بگویى: «نماز واجب است» به کسى که وجوب نماز را مى‏داند ولى نماز نمى‏گزارد چنین مى‏گویى تا او را سرزنش کنى از این جهت که به مقتضاى دانشش عمل نکرده است. و مى‏گویى: «این پدر توست» به کسى که پدرش را مى‏آزارد.

    انواع خبر

    جمله فعلیّه از فعل و فاعل یا فعل و نائب فاعل، ترکیب یافته است. و وضع شده تا با اختصار، تجدد و پدید آمدن در زمان مشخصى را بفهماند. اختصار، از اینروست که فعل به وسیله صیغه‏اش بدون نیاز به قرینه، بر یکى از زمانهاى سه‏گانه دلالت مى‏کند به خلاف اسم که به کمک قرینه لفظى بر زمان دلالت مى‏کند. ماند «الان»، «امس» و «غدا» که اینها با پیوستن به اسم، نشان دهنده زمان ویژه هستند.

    و چون «زمان» یکى از دو مدلول فعل مى‏باشد و آن «غیر قار الذات» است یعنى همه اجزاءش در پدید آمدن، یکجا جمع نمى‏شود و لحظه به لحظه پدید مى‏آید. از اینرو فعل، علاوه بر این‏که دلالت بر یکى از زمانهاى سه‏گانه دارد تجدد را نیز مى‏فهماند. مانند: یعیش البخیل عیشه الفقراء و یحاسب فى الآخره حساب الأغنیاء خسیس، چون بى‏چیزان زیست مى‏کند و در روز واپسین، مثل ثروتمندان، محاسبه مى‏شود. در اینجا «یعیش البخیل» جمله فعلیّه است. (یعیش فعل و البخیل فاعل) و «یحاسب» نیز جمله فعلیه شکل یافته از فعل و نائب فاعل است.

    و مثل این شعر:          اشرقت الشّمس و قد             ولّى الظّلام هاربا

    خورشید درخشید و تیرگى، گریزمندانه پشت کرد.

    از این خبر، تنها ثبوت درخشش براى خورشید و رفتن تاریکى در زمان ماضى استفاده مى‏شود.

    یا اینکه جمله اسمیه است و از مبتدا و خبر تشکیل شده است و وضع شده برای ثبوت شیئ برای شیئی دیگر بدون نگاه به تجدد و استمرار مانند الارض متحرکه که از این جمله به غیر از ثبوت حرکت برای ارض استفاده ای نمی شود ولی گاهی جمله اسمیه از این اصل خارج می شود و با توجه به قراین دوام و استمرار را هم می رساند یعنی هنگامی که در خبر ان فعل مضارع نباشد و عبارت در مقام مدح یا ذم باشد مانند ایه شریفه: «و انک لعلی خلق عظیم»  که در مقام مدح است و همراه استمرار ثبوت را می رساند .

    ولی در هر دو صورت جمله اسمیه یعنی ثبوت  و استمرار باید خبر آن مفرد یا جمله اسمیه باشد زیرا اگر خبر ان فعل باشد مانند جمله فعلیه است در تجدد و حدوث

     

    تطبیق در سوره فاتحه الکتاب

     

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾            اگر متعلق به فعل مقدر ابدأ بگیریم جمله فعلیه محسوب میشود

    به نام خداوند بخشنده و مهربان (۱)

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾            شاهد ما فقط همین ایه است که خبر ابتدایی محسوب میشود

    ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (۲)

    الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾         و  این آیه هم صفت قبلی محسوب می شود

    خداوندی که بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همه را رسیده). (۳)

    مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿۴﴾        این آیه هم همچنین

    خدائی که مالک روز جزاست. (۴)

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿۵﴾           جمله فعلیه محسوب میشود

    تنها تو را می‏پرستیم و تنها از تو یاری میجوئیم. (۵)

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿۶﴾           جمله انشایی محسوب می شود

    ما را به راه راست هدایت فرما. (۶)

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿۷﴾        ادامه جمله قبل است

    راه آنها که بر آنان نعمت دادی نه آنها که بر ایشان غضب کردی و نه گمراهان! (۷)

    در سوره مبارکه حمد فقط در آیه شریفه الحمدلله رب العالمین خبر وجود دارد که خبر ابتدایی محسوب می شود و دو ایه بعد از ان صفت آن است

    فهرست منابع

    1. قرآن کریم.
    2. لمحات من البلاغه
    3. جواهر البلاغه
    4. شرح جواهر البلاغه
    5. شذرات من البلاغه
    6. المطول فی شرح تلخیص المفتاح
    7. اسالیب المعانی
    8. تحریر القواعد المنطقیه
    9. شرح منطق مظفر
    10. اللمعات فی شرح اللمحات